سکوت از این آگاهی برمیآید که هرگونه حملهای در خاورمیانه میتواند زنجیرهای از واکنشها را آغاز کند که کسی از انتها و یا امکان مهار آن مطمئن نیست. پرسشهایی که ذهن منطقه را درگیر کرده ساده، اما سنگیناند: آیا آمریکا و اسرائیل چشم بر واقعیتهای میدان خواهند بست و در آتش خواهند دمید؟ آیا تردید ترامپ به این دلیل است که نمیتواند تمام قدرت نظامی آمریکا را به کار گیرد و یا از بابت واکنش ایران هراس دارد؟ آیا ایران که زمانی محور اصلی سیاست خارجی دولت او بود، در ردیف اولویتهایش بعد از ونزوئلا و گرینلند قرار گرفته است؟ «آرمان ملی» برای تحلیل و بررسی این موضوع با قاسم محبعلی تحلیلگر روابط بینالملل گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
*در شرایطی که ترامپ هر بار تهدیدهای خود را علیه ایران تکرار میکند به چه میزان حمله نظامی آمریکا به ایران را جدی میدانید؟
واقعیت این است که در شرایط کنونی احتمال جنگ بیشتر از مذاکره است. ترامپ شروطی را برای مذاکره قرار داده که ایران این شروط را نخواهد پذیرفت. ایران در گذشته فرصتهای زیادی برای مذاکره و به نتیجه رساندن پرونده هستهای داشت که از این فرصتها استفاده نکرد. تحولات خاورمیانه و بینالملل مانند اسنپک بک و وضعیت اقتصادی ایران به شکلی رقم خورده که آمریکا و متحدانش بیش از گذشته به حمله نظامی به ایران نزدیکتر شدهاند. ترامپ تصور میکند در مذاکرات دست بالاتر را پیدا کرده و به همین دلیل پذیرش مذاکره برای ایران نسبت به گذشته سخت شده است. به همین دلیل پس از جنگ ۱۲ روزه شرایط به شکلی در حال رقم خوردن است که احتمال جنگ بیش از گفتوگو به نظر میرسد.
*درباره نحوه و شیوههای جنگ احتمالی بین ایران و آمریکا گمانهزنیهای مختلفی وجود دارد. به نظر شما چه شیوهای مطرح است؟
شیوههای آمریکا در چنین شرایطی غیرقابل پیشبینی است. این کشور نشان داده که از روشهایی که در یک کشور استفاده کرده در کشورهای دیگر استفاده نخواهد کرد. به عنوان مثال این کشور از روشهایی که در عراق و افغانستان استفاده کرد دیگر در کشور دیگری استفاده نکرد. از سوی دیگر این وضعیت درباره ونزوئلا نیز وجود دارد و آمریکا در صورتی که قصد داشته باشد به ایران حمله کند از شیوهای که در ونزوئلا استفاده کرد نیز استفاده نخواهد کرد. من فکر میکنم آمریکا درباره ایران به اصل غافلگیری توجه ویژهای خواهد داشت. این در حالی است که حمله آمریکا به ایران ممکن است به یک جنگ بزرگ در خاورمیانه تبدیل شود، به این دلیل روشن که ایران توان پاسخگویی را دارد.
*این جنگ بزرگ چه ویژگیهایی خواهد داشت؟
اگر آمریکا به ایران حمله کند این احتمال وجود دارد که ایران مواضع آمریکا را در منطقه مورد حمله قرار دهد. این در حالی است که اسرائیل نیز به عنوان متحد آمریکا ممکن است مورد حمله ایران قرار بگیرد که در چنین شرایطی پای اسرائیل هم به جنگ باز خواهد شد. در صورتی که اسرائیل وارد جنگ شود این احتمال وجود دارد که دامنه جنگ روز بهروز گسترده شده و به کشورهای دیگر سرایت کند. جنگ احتمالی هوا به زمین است و جنگ سرزمینی نیست. به همین دلیل آمریکا و متحدانش ممکن است از امکانات گستردهای استفاده کنند. البته هنوز مشخص نیست که هدف آمریکا از حمله به ایران نظامی خواهد بود و یا اینکه این کشور به دنبال اهداف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.
*نقش اسرائیل در این زمینه چه خواهد بود؟
اسرائیل به هرحال همکار آمریکا است و احتمالا در این جنگ حضور خواهد داشت. واقعیت این است که احتمال همراه شدن برخی کشورهای غربی و حتی منطقه وجود خواهد داشت. همه این احتمالات بستگی به معادلات آینده در منطقه دارد. اگر در جنگ احتمالی ایران به اسرائیل حمله کند، اسرائیل وارد جنگ با ایران خواهد شد و اگر به اسرائیل حمله هم نکند، در صورتی که آمریکا نیاز به کمک و همراهی داشته باشد، اسرائیل به کمک آمریکا خواهد آمد و علیه ایران خواهد جنگید.
*اعتراضات اخیر در کشور چه نقشی در تصمیم آمریکا برای حمله به ایران داشته است؟
اعتراضات اخیر یک چالش مهم داخلی برای جمهوری اسلامی بوده است. قطعنامه حقوق بشر که به تازگی علیه جمهوری اسلامی تصویب شد به خوبی نشان داد که تنها هفت کشور به این قطعنامه رأی منفی دادهاند و کشوری مانند عراق نیز رأی ممتنع داده است. این وضعیت به خوبی نشان میدهد که چالشهای جمهوری اسلامی در آینده جدی خواهد بود.