چه اینکه شاید صبح یک روز صحبت از جنگ و حمله نظامی کند و بعد از ظهر همان روز با چرخش ۱۸۰ درجهای مواضع از مذاکره و گفتوگو بگوید؛ لذا در چنین شرایطی نمیتوان با قطعیت در مورد یک مساله اظهارنظر کرد. از طرفی از آنجاییکه ترامپ از موضع زورمداری و تسلطجویانه با کشورهای مختلف برخورد میکند، نمیتوان شرایط منطقی را برای یک تعامل، مذاکره یا هر آنچه دوطرف میتواند بر پایه آن به گفتوگو بنشینند، در نظر گرفت؛ لذا از منظر ترامپ همه چیز تعریف خاص خود را دارد و زمانش را نیز خود او تعیین میکند. اما با این تفسیر که ترامپ به همه مسائل از دریچه رسیدن به هدف از هر طریق ممکن نگاه میکند و شرایط، موقعیت و نوع نگاه و رویکرد طرف مقابل برای وی کوچکترین محلی از اعراب ندارد. از همینرو نیز اتفاقات اخیر را میتوان بر همین پایه و اساس تحلیل کرد. مثلا در ماجرای مواجهه آمریکا با ونزوئلا ترامپ ابتدا بحث مذاکره با مادورو را پیش کشید، اما پس از مخالفت ضمنی مادورو؛ ترامپ به سمت کنارگذاشتن وی رفت و تلاشهای مادورو برای مذاکره را نیز نپذیرفت و با گزینه نظامی طی عملیاتی به ربایش مادورو پرداخت. اقدامی که مخالفتهای گستردهای در جهان را به همراه داشت. چه اینکه طی چند وقت اخیر کوبا را نیز تهدید کرده است. مورد جالبتر مساله اینکه وی اخیرا اروپاییها را نیز بابت ماجرای گرینلند تهدید کرده و گفته اگر با تسلط آمریکا بر گرینلند مخالفت کنند برای آنها تعرفه ۱۰۰ درصدی خواهد بست. هر چند که اروپاییها نیز از در تقابل با او درآمدهاند، اما این نشان میدهد که نمیتوان به هیچ مواجههای از سوی ترامپ اعتماد کرد. از همین رهگذر میتوان مساله ایران و آمریکا و مذاکره تهران- واشنگتن را بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم مورد بحث قرار داد. شاید ادعای عجیبی نباشد که بگوییم فاصله مذاکره تا جنگ برای ترامپ فاصلهای به اندازه تصمیمی چند ساعته است که گاهی حتی برخی اطرافیان خود او را نیز متحیر میکند. اینکه گفته میشود طی تحولات اخیر در ایران قرار بوده او سهشنبهای به ایران حمله کند، اما چهارشنبه از این تصمیم منصرف شده و از مذاکره با تهران صحبت کرده خود نشاندهنده تناقض و عدم قطعیت در تصمیم است. از این جهت باید اذعان داشت بر آیند مجموعه تصمیمات لحظهای و متناقض ترامپ در قبال تهران نوعی بیتصمیمی و تاخر در تصمیمگیری در وی ایجاد کرده که در نوع خود قابل تامل است.
* از ادعا تا واقعیت
«بیاعتمادی» شاید بهترین توصیف از مواجهه ایران و آمریکا باشد آن هم در شرایطی که فضای بینالمللی با تحولات رخ داده و اتفاقات صورت گرفته با شرایط جدیدی روبهرو شده است. با این همه پنجره دیپلماسی هنوز باز است و طرفین هنوز از مذاکره و گفتوگو سخن میگویند. اما نکته اینجا است که برای رسیدن به یک نتیجه و توافق درست طرفین باید بر روی یک بایستهها و مولفههایی با یکدیگر اشتراک نظر داشته باشند تا دستاوردی حاصل شود؛ لذا اگر چندین بارهم شاهد مذاکره مقامات تهران و واشنگتن باشیم و در هر مقطع نیز هر طرف صرفا خواستههای خود را مطرح کند طبیعی است که توافقی شکل نخواهد گرفت. اما به نظر میرسد که مساله در نوع نگاه طرفین به مساله مذاکره توافق است که باعث شده تا یا مذاکرهای صورت نگیرد و یا اگر صورت گرفت نتیجهای در پی نداشته باشد. ترامپ و مردانش مذاکره را مترادف همان تسلیم میپندارند و مذاکرهای را موفق و منتج به نتیجه میدانند که در آن همه خواستهها و شروطشان مورد پذیرش قرار گیرد. در حالیکه نگاه تهران به مذاکره بر پایه احترام متقابل، منصفانه و از موضع برابر است؛ لذا همین نوع نگرش طرفین به مساله مذاکره و توافق و البته زیادهخواهیهای واشنگتن است که باعث شده طی سالهای گذشته طرفین به توافق نرسند. واقعیت این است گرچه ترامپ، روبیو و ویتکاف از تمایل به مذاکره سخن میگویند؛ اما این تمایل صرفا در حرف است و در عمل آنها توافق با تهران فارغ از آنچه در نظر دارند را متصور نیستند. این در حالی است که روزگذشته «استیو ویتکاف» نماینده ویژه دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که واشنگتن در حال حاضر با ایران در مذاکره نیست، اما تماسهایی بین طرفین رد و بدل شده است. با این حال ایران همواره برای هر ۲ سناریو آماده بوده است. هم در دیپلماسی مقتدرانه ظاهر شده و هم در میدان. چنانکه سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان با تاکید بر اینکه هرگونه حمله جدید علیه ایران با پاسخ قاطع روبهرو میشود در وال استریتژورنال نوشت: «تهران همواره صلح را بر جنگ ترجیح داده و برای توافقی عادلانه آماده بوده و اقدامات خصمانه آمریکا از تحریم تا حمله نظامی شکست خورده است. رویکرد آمریکا باید تغییر و با ایران بر اساس احترام متقابل رفتار کند». حال باید دید آمریکاییها بازهم با فریب مذاکره بهدنبال جنگ هستند یا اینکه به واقع مذاکره را در جهت رسیدن به توافق در دستور کار قرار خواهند داد.
* مشکل توافق است؛ نه مذاکره
یک تحلیلگر مسائل بینالملل در خصوص مواضع تهران و واشنگتن در باب مذاکره اظهار داشت: مشکل انجام مذاکره یا قطع مذاکره نیست؛ بلکه مشکل توافق است. فاصله ایران وآمریکا بسیار زیاد است و آنچه آمریکاییها از ایران انتظار دارند که انجام دهد با آنچه که ایران میتواند انجام فاصله زیادی دارد و برای همین تا کنون به توافق نرسیدند. امیرعلی ابوالفتح به «آرمان ملی» گفت: مذاکره که در جریان است و چیز خاصی نیست و همینکه یکی مقاله مینویسد، یکی توئیت میزند و دیگری سخنرانی میکند همه بخشی از مذاکره است. آمریکاییها ۳ چهار خواسته مشخص دارند که ایران اصلا نمیتواند به آنها فکر کند؛ بنابراین در این شرایط ممکن است حملهای هم صورت بگیرد. وی افزود: دفعه قبل هم دو روز قبل از دوره ششم مذاکره حمله شد. دونالد ترامپ که شخصیتی بهشدت غیرقابل پیشبینی است و همیشه در فضای خاکستری سیر میکند. یعنی صبح یک حرفی زده و عصر حرف دیگری میزند. یا خودش چیزی میگوید و مشاوریناش چیزی دیگر میگویند. برای همین موضع آمریکاییها چندان حساب و کتابی ندارد که یکی میگوید حمله میکنیم و دیگری از مذاکره و توافق صحبت میکند؛ لذا در چنین شرایطی پیشبینی واقعا بسیار سخت است. ابوالفتح تصریح کرد: رسیدن به توافق خیلی سخت است مگر اینکه اتفاق غیرمنتظره یا شبه معجزهای رخ بدهد که توافقی حاصل شود و در غیر این صورت فعلا هیچ نشانهای از توافق دیده نمیشود. وی در خصوص آمادگی طرفین برای مذاکره بیان کرد: من اصلا قائل نیستم که ایران مذاکره نمیکند و ما در حال مذاکرهایم و حتی زمانیکه میگوییم مذاکره نمیکنیم هم در حال مذاکرهایم. اما همانطور که گفته شد بحث توافق است و دوطرف هم دنبال توافق هستند، اما آنچه آمریکاییها بهنام توافق مطلوب میشناسند با آنچه مقامات ایران توافق مطلوب میخوانند بسیار فاصله دارد. مشکل فاصله نگاه ایران و آمریکا به توافق است و گرنه اراده برای توافق وجود دارد. از گفتن اینکه ما میخواهیم مذاکره و توافق کنیم دردی دوا نمیشود و میان انتظارات ایران با آمریکاییها یک دنیا فاصله است.