واقعیت این است که اگر نگاهی به اقشار و لایههای میانی جامعه که جسته و گریخته بعضا در شرایط سخت نیز به نحوی گلیم خود را از آب بیرون میکشیدند بیندازیم خواهیم دید که امروز به قدری شرایط سخت و طاقتفرسا شده که لایههای میانی جامعه نیز دیگر یارای تحمل چنین وضعی را ندارند و صدای اعتراضشان به شرایط بغرنج و نابسامان اقتصادی بلند شده است. حال پیدا است که وقتی قشر متوسط جامعه لب به اعتراض میگشاید قشر مستضعف و فرودست جامعه چه وضعیتی دارد؛ لذا این امری انکارناپذیر است که شرایط امروز جامعه به معنای واقعی کلمه شرایط مشقت بار و سختی است و اعتراض مردم به بروز این شرایط و عدم چارهاندیشی در چنین بحرانی کاملا بحق و بجاست و کسی هم نمیتواند این حق را کنار زده یا نادیده بگیرد؛ لذا حاکمیت و مجموعه دولت نیز باید ضمن پذیرش و شنیدن این اعتراضات ابتدا بابی برای گفتوگوهای موثر در جهت اقناع افکار عمومی و مردم داشته باشد و از سوی دیگر در پی این گفتوگوها نیز تصمیمات و اقدامات عملی برای تغییر وضع موجود اتخاذ کند. پیش از این بارها گفته شده که اقداماتی نظیر توزیع یارانه نقدی یا کالابرگ و افزایش میزان آنها صرفا مانند مسکن عمل کرده و نوعی درمان مقطعی به حساب میآید و در بلندمدت پاسخگو نیست و باید دولت و حاکمیت برنامههای مدون و دقیقی برای حل این مشکلات در بلندمدت داشته باشند. اگر نه چند صباح دیگر دوباره شاهد بروز اعتراضات و نارضایتیهای جامعه خواهیم بود. البته این هم مساله مهمی است که برخی افراد به اسم معترض به صف مردم وارد میشوند و بهجای اعتراض به شرایط اقتصادی به ایجاد التهاب و آشوب هدفمند میپردازند تا هم اعتراض بحق و مسالمتآمیز مردم را به حاشیه بکشند و هم جامعه را ناآرام جلوه دهند. هر چند که با این همه باز هم تاکید بر این است که حاکمیت و دولت اساسا باید با اقدامات صحیح و عاقلانه اقتصادی شرایطی را فراهم میکردند که جامعه به سمت و سوی اعتراض نرود تا بستری برای فرصتطلبان نیز ایجاد نشود.
*همراهی با معترضان
پس از بروز اعتراضات مردمی طی یک هفته اخیر شاهد واکنشهای سران قوا، مقامات و مسئولان کشور بودیم که جملگی با پذیرفتن شرایط اقتصادی و معیشتی بغرنج جامعه و اعتراضات بحق مردم به طور جداگانه اظهاراتی را در جهت حل و فصل مشکلات جاری انجام دادند و خواهان بهبود شرایط اقتصادی مردم شدند. چنانکه مسعود پزشکیان رئیسجمهور یکشنبه در جلسه هیأت دولت با تأکید بر ضرورت رفتار مهربانانه و مسئولانه با مردم تصریح کرد: «برخورد با جامعه باید همراه با احترام، گفتوگو و سعهصدر باشد و وزارت کشور موظف است در این زمینه نظارت کامل و جامعی اعمال کند. بیتردید تعامل مستقیم با مردم، شنیدن دغدغهها، مطالبات و نقدهای آنان و تلاش برای اقناع افکار عمومی، نقش مؤثری در کاهش فشارهای روانی و اجتماعی دارد. با برخوردهای قهری و روشهای ناصحیح، نمیتوان جامعه را قانع یا آرام کرد». یا روزگذشته محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس در نطق پیش از دستور خود گفت: «باید با معترضان گفتوگو کرد، اعتراضات آنها بحق است و باید تمام تلاش برای ایجاد ثبات اقتصادی را به کار گرفت. عزم دولت جدی است و امیدواریم که با اجرای تدابیر در نظر گرفته شده به مطالبات بحق معترضان پاسخ داده شود. اعتراض باید شنیده شود و مبنای تغییرات به نفع مردم قرار گیرد.» محسنی اژهای، رئیس دستگاه قضا نیز در اظهاراتی در شورای عالی قوه قضائیه بیان کرد: «باید توجه داشت که دشمن بر روی زخمها مینشیند؛ زخمها و مشکلاتی که بعضا واقعی هستند و علاوه بر فشار تحریمی دشمن، در بوجود آمدن آنها، ضعفها و نواقص خود ما نیز دخیل بودهاند؛ فلذا باید با مشارکت مردم و نخبگان، این زخمها را مرهم کنیم و بر مشکلات فائق آییم؛ امروز کثیری از مردم ما با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم میکنند؛ باید تمام همت خود را مصروف رفع این مشکلات کنیم». اینکه برخی مسئولان به پذیرش مشکلات مردم اشاره و بر لزوم حل و فصل آنها تاکید میکنند درست؛ اما جامعه بیش از صحبت و سخنرانی به عمل احتیاج دارد. اینکه مردم ببینند تلاشهایی در جهت اصلاحات اقتصادی، مبارزه با تبعیض، فساد و ویژهخواری صورت میگیرد. امروز زمان آن است که مسئولان با کار مضاعف سرمایه اجتماعی ریزش کرده و اعتماد عمومی لطمه دیده را با اقدامت درست و به جا بازگردانند و از هرگونه اقدام یا اظهارنظری که بیش از اقناع جامعه را نسبت به عملکردها بدبین میکند بپرهیزند. چرا که هیچ چیزی مثل اقدامات اجرایی و عملیاتی در جهت حل مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه نمیتواند تاثیرات بسزایی در جامعه داشته باشد. اگر قرار است تصمیمات اقتصادی گرفته شود باید تبعات و هزینههای آن در جامعه در نظر گرفته شود و پیش از از هر اقدامی ضربهگیرهای اقتصادی برای جامعه تعریف شود که با هر اقدامی جامعه شوکه نشده و به لب به اعتراض نگشاید.
* پاسخ صادقانه
همراهی مسئولان با اعتراضات بحق مردم و به رسمیت شناختن حق معترضان و سخن از گفتن با آنها در جای خود قابل تقدیر است؛ اما نکتهای که بسیاری مطرح میکنند اینکه آیا این نوع مواجهات با جامعه و مسائل مردم صرفا در شرایط بحرانی بروز و ظهور میکند یا در شرایط عادی و معمول جامعه نیز شاهد همراهی مسئولان با مردم و تلاش برای حل مشکلاتشان هستیم. نگاه بدبینانه به این موضوع اینگونه است که همراهی برخی مسئولان با شرایط موجود و معترضان بیشتر برای کنترل و آرامش جامعه است تا بحران لایههای عمیقتری پیدا نکند. اما نگاه خوشبینانه میگوید مسئولان با درک شرایط جامعه خود را در کنار مردم میبینند و از این جهت بهدنبال طرح مسائلی در راستای حل مشکلات مردم هستند. گرچه عدهای بر این باورند که سابقه تاریخی نشان داده این نوع اظهارات صرفا در شرایط بحران است. چرا که تا مدتی پس از جنگ ۲۳ روزه نیز بر حل مشکلات جامعه و انسجام ملی تاکید میشد، اما پس از چندی مساله رها شد. در حالیکه جامعه از مسئولان و حاکمیت نه صرفا اظهاراتی در جهت خوشآمد افکار عمومی که پاسخی صادقانه به حل مشکلات و تحقق مطالبات خود را میخواهد.