آرمان - باتوجه به برگزاری نخستین دور مناظرات تلویزیونی نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری، ارزیابی شما از مدل و محتوای برگزاری این مناظرات چیست؟
معمولا در یک فضای منطقی و به لحاظ بلوغ حاکم بر رقابتهای تبلیغاتی در انتخابات ریاست جمهوری، انتظار عمومی از کاندیداها تأکید بر عقلانیت و واقعبینی در شعارها و برنامههای گفتاری و رفتاری آنهاست. اساسا شعارها و تدابیر کاندیداها به وضوح باید بیانگر وزن علمی و اجرایی کاندیداها و بهویژه نشان از درک و شناخت واقعی و یا غیر واقعی و فریبنده آنان از مسائل گوناگون داخلی و خارجی کشورمان داشته باشد. با گرفتار شدن در نوعی از خوشبینی سطحی و نیز سوء استفاده بازیگران سیاستزده و قدرتطلب از علائق ارزشی و اعتقادی مردم در یک دوره هشت ساله، مسیر انتخاب واقعی ملت دگرگون و سکان ریاست جمهوری به کسانی سپرده شد که زخمهای آن بر پیکر کشور و ملت تا سالهای متمادی باقی میماند. آن تجربه عمدتا نشان از غلبه تبلیغات کاذب و سیطره امواج عوامفریبانه بر عقلانیت عمومی در سطح کشور بود. اما اکنون به نظر میرسد که باید با مروری برمجموعه تجربیات در یازده دوره گذشته انتخابات ریاستجمهوری و بخصوص با بررسی و شناخت جامع از نیازها، اولویتها، ظرفیتها و الزامات واقعی رشد و توسعه ملی و بینالمللی کشورمان، دقت نظر ویژهای را برای انتخاب یک رئیسجمهور جامع الشرایط بهکار بگیریم. در همین راستا و بر اساس محورهای متعدد تبلیغاتی که بهویژه در برنامههای تلویزیونی و مناظرههای کاندیداهای مربوطه مشاهده کردهایم، در برخی تریبونها و جلسات آنان شاهد نوعی از تمرکز حریصانه بر تبلیغات فریبنده و تلاش برای کسب قدرت با توهین آشکار به شعور و آگاهی مردم هستیم.
برخی انتقاد داشتند که چرا بعضی از نامزدها وعدههای عجیب و غیرکارشناسانهای به مردم میدادند.
این افراد با توجه به مشکلات گسترده اقتصادی که در کشورمان جاری است، با شعارهای کاذب و بهدور از آیندهنگری، عملا در حال نمایش یک تراژدی بسیار غمانگیز برای سالهای آینده هستند. میتوان گفت این افراد و افکاری که در حال انتشار آن هستند دهها برابر خطرناکتر از تفکر حاکم بر دولتهای نهم و دهم و مصائب آن دوره است. اقتصاد و اشتغال اکنون برای مردم ما بسیار حیاتی است، اما هرگونه حرکت در مسیر رشد و توسعه پایدار اقتصادی باید با درک مجموعه مسائل و ظرافتها و نیز با دوراندیشی و تامین زیرساختهای مرتبط با چرخههای داخلی و خارجی کشور صورت گیرد. بنابراین برای قرار گرفتن در جایگاه بلندی مانند دولت، شایسته و زیبنده نیست که کاندیداهای ریاستجمهوری با دروغ و تظاهر و برای فریب جامعه، از نیازها و انتظارات شایسته ملت سوء استفاده نمایند.
چرا نامزدها آنطور که در کشورهای توسعه یافته دیده میشود، اقدام به اعلام برنامههای انتخاباتی خود نکردند؟
آنچه بهطور گسترده در رقابتهای تبلیغاتی مشهود است، بیتوجهی به بازنمایی و بازتاب عقلانیت و استدلال در اثبات توانمندی خویشتن برای پوشیدن ردای ریاستجمهوری و نیز عدم توجه ملموس به الزامات برنامهگرایی در اداره امور کشور است. با تکیه بر سکان اجرایی باید بهسوی تدوین و اجرای یک استراتژی پایدار و بلند مدت حداقل 15 تا 25 ساله در اداره امور کشور حرکت کنیم. پس حرکت نظاممند و با برنامه کاندیداها ضمن تبعیت از قواعد استراتژیک در امور جامعه سبب فراهم کردن زمینههای نظارتپذیری عمومی بر شعارهای کاندیداهای منتخب و خروج کشور از وضعیت شکننده تدابیر ضربتی و اقدامات تاکتیکی کوتاه مدت خواهد شد. نحوه اداره امور در کشور ما متأسفانه فقط با تکیه بر تاکتیکهای مقطعی قوه اجرائی و تقنینی است. زیرا هیچ یک از این دو قوه عملا در قالب کارکردها و سیاستهای ملی حرکت نمیکنند. مهمترین توجه آنها بر بازتابهای تبلیغاتی و کارکردهای محلی است تا زمینه جلب آرای محلی و منطقهای را در ادوار تبلیعات انتخاباتی برای نمایندگان مجلس و رئیسجمهور فراهم کنند.
به نظر میرسد که نامزدهای انتخاباتی و رقبای آقای روحانی، استراتژی مشخصی برای اداره کشور ندارند. تحلیل شما درباره این موضوع چیست؟
تجربیات علمی و پیشرفتهای جاری در کشورهای موفق بیانگر آن است که اتکای کشور به یک استراتژی بلند مدت در اداره امور جاری و نیز چشمانداز داشتن برای آینده سبب پایداری میگردد. حال آنکه در اقدامات تاکتیکی میتوان گفت که اداره امور کشور عملا تحت سلایق مقطعی ساختار اجرایی کشور قرار دارد. استراتژی یک امر کلان است اما تاکتیک ابزار مناسبی برای تجلی اراده دولتهاست. این فرآیند در کشور ما از تجربهای دیرینه برخوردار است. اکنون نیز کاندیداهای ریاست جمهوری ضمن شانه خالی کردن از ارائه برنامه و بیتوجهی به الزامات پاسخگویی، بیشترین تأکید خود را بهویژه بر تخریب گسترده جریان مقابل متمرکز نمودهاند، بهگونهای که گویی این تخریبهای آنها از رقیب بازتابنده تمام نیات و مطالبات سطوح مختلف جامعه است. صداقت کاندیداها در فهم و درک آنان از مجموعه شرایط و اوضاع کشور باید در توجه و تأکید آنان بر ارائه برنامههای مدون و ترویج برنامهسالاری در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، متبلور گردد. نظام برنامهریزی توسعه پنج ساله هرچند تلاشی برای حرکت کشور برمحور استراژیهای پنج ساله بوده و تا کنون پنج برنامه از آن به انجام رسیده است، لیکن نحوه اجرا و تحقق اهداف در همین سطوح محدود نیز عمدتا اسیر اقدامات تاکتیکی دولتها بوده و هریک از این برنامهها نیز همواره ضمن چالشهای گوناگون عملا با حداقل اهداف به اتمام رسیدهاند و حتی در مقاطعی با اتمام دوره دولتها یا پایان برنامههای توسعهای، شاهد خلأ برنامه اجرایی در اداره امور کشور بودهایم.
آیا استراتژیهای مشخص برای اداره کشور، باعث میشود که وعدههای عجیب و غریب و غیرکارشناسی برچیده شود؟
مسلما اداره امور کشور و مجموعه تدابیر توسعهای اگر بر محور شاخصهای مصرح و مصوب در یک استراتژی جامع 15یا 25ساله تعریف و تبیین گردند، بهطور طبیعی کلیه فعل و انفعالات سیاسی و اجرایی کشور و بهویژه سقف و کف شعارها و فعالیتهای تبلیغاتی کاندیداهای ریاست جمهوری و حتی نمایندگان مجلس در ظرف ضوابط و در قالب اهداف کمی و کیفی استراتژی کلان توسعه ملی مطرح خواهند شد و طبیعتا دیگر شاهد ادعاهای غیر واقعی و تلاش برای انحراف افکار عمومی نخواهیم بود. در شرایط کنونی نیز هرچند نیازهای اقتصادی و اشتغال در جامعه ما بسیار گسترده است، لیکن متأسفانه ظرفیتها و زیرساختهای موجود کشور به هیچوجه گویای ایجاد یک تا دو میلیون اشتغال سالیانه نبوده و شرایط بهگونهای است که مجموعه تدابیر فقط در سطحی از اقدامات پیگیرانه و پیشگیرانه کاربرد دارند. مطالعات گسترده بیانگر آن است که در ایران هرگونه برنامهریزی استراتژیک برای دستیابی به رشد و توسعه پایدار مستلزم تأکید بر توانمندیهای متنوع محیطی و فضایی اعم از داخلی و خارجی بوده و نظام برنامهریزی بلندمدت توسعه ملی باید از انحصار تمرکزگرایانه نگرشهای واحد و یکپارچه خارج گردد و ساختارهای فکری و اجرایی کشور با توجه به تنوع فضایی و محیطی و بخصوص با تأکید بر کثرتگرایی ژئوپلیتیک ایران ترسیم و تبیین شوند. امید است کاندیداهای ریاست جمهوری به دور از فرصتسوزی و با استفاده منطقی از اجماع افکار و توانمندیهای صاحبنظران زمینههای تحقق مطالبات شایسته آحاد ملت ایران را فراهم نمایند.