آرمان ملی - گــرچه بـــرخي جـــريانات رقــيب مطرح ميکنند که اصلاحطلبان بهواسطه برخي عملکردهاي دولت سرمايهاجتماعي و اعتماد عمومي را نسبت به خود از دست دادند اما اگر اکنون انتخاباتي رقابتي برگزار شود کاملا مشخص ميشود که کدام جريان پايگاه راي خود را از داده است. شايد اصلاحطلبان موقعيت را از دست داده باشند و شايد موقعيتشان نسبت به گذشته مقداري فرق کرده باشد و مردم از اين شرايطي که بهوجود آمده ناراضي و دلخور باشند اما اين وضعيت نسبت به اصولگرايان بيشتر است. بنابراين اينکه فکر کنيم اصلاحطلبان بايد به بازسازي اعتماد عمومي دست بزنند و اصولگرايان در موقعيت بهتري هستند خيالي خام است. اگر انتخابات رقابتي برگزار شود و اصلاحطلبان با تمام ظرفيت خود وارد ميدان شوند آن زمان خواهيم ديد که اصلاحطلبان ميتوانند اعتماد مردم را بهدست بياورند. با اين حال انتقاد از خود يک اصل است. انتقاد از دولتي که با حمايت اصلاحطلبان روي کارآمده نيز امري طبيعي است و اتفاق خاصي نيفتاده است. اينکه اصولا در کشورمان انتقاد را امري مذموم و ناشايست ميدانيم خود اين مساله بد است. نقد کردن کنشهاي خودمان در هر شرايطي امري عادي است. ما بايد رفتار، کردار، گفتار و همه مسائلي را که در جامعه داريم نقدکنيم. هم خودمان و هم رقبايمان را نقد کنيم. اساسا نقادي بايد در جامعه وجود داشته باشد. بايد ايرادات و اشکالات کار بهصورت دلسوزانه و نه تخريبي و کينهجويانه گفته شود. انتقادات بايد صميمانه و دوستانه بيان شود و همه بتوانيم عملکرد يکديگر را نقد کنيم و پاسخهاي منطقي به هم بدهيم که اين خود يکي از مشخصههاي جامعه مدني است. اين انتقادات دروني در داخل جريان اصلاحات نيز وجود دارد و مسائل و موضوعات مختلف مرتب گفته ميشود؛ البته اين امري طبيعي است و غيرعادي نيست. بعضا ديده ميشود که وقتي يک فرد اصلاحطلب ايرادي را نسبت به بقيه اصلاحطلبان يا مجموعه اصلاحات مطرح ميکند عدهاي تعجب ميکنند درحاليکه کاملا طبيعي است. ما بايد بتوانيم درمورد عملکرد خودمان و ديگران اظهارنظر کنيم و ايرادات و اشکالات کار را بگيريم تا بتوانيم آينده بهتري را براي جامعه بسازيم. البته اين بحث صرفا مختص اصلاحطلبان نيست و اصولا اگر انتقادات نسبتبه هر موضوعي گفته شود و ايرادات و اشکالات واقعي باشد و رفع شود جامعه بهتر اداره و وضع مردم بهتر خواهد شد. در نتيجه مردم اعتماد بيشتري نسبت به مسئولان سياسي خواهند داشت. با اين حال، مساله فقط انتقاد از دولت نيست، چراکه وقتي از دولت سخن ميگويم بايد مجموعه حکومت يعني قوه مقننه، قوه قضائيه و قوه مجريه را در نظر بگيريم و اثراتي که رفتار آنها در جامعه دارد. چون در علوم سياسي دولت به هر 3 قوه گفته ميشود و اينگونه نيست که وقتي ميگوييم دولت منظورمان صرفا قوه مجريه باشد.