آرمان ملی - ایران جزء کشورهایی است که برابر قوانین موجود افراد میتوانند در انتخابات ریاستجمهوری آن شرکت کند. لذا تاکنون در مقاطع مختلف بسیار مشاهده کردیم افرادی که برای نامنویسی در این انتخابات حاضر میشوند بعضا به حالت طنز از این انتخابات سخن میگویند. مثلا برخی در زمان نامنویسی از مسائلی صحبت میکنند که مشخص میشود اساسا برنامه و نگرشی برای پیشبرد امور کشور ندارند و همینطور به عرصه انتخابات وارد شدهاند. این در حالی است که در هیچ جای دنیا انتخابات و ثبتنام در آن اینگونه نیست. نامزدهای ریاستجمهوری یا باید از سوی احزاب معرفی شوند یا اینکه باید امضای تعداد زیادی از نخبگان را داشته باشند. بههرحال باید روزی به اصلاح این قانون انتخابات پرداخته میشد که هر کسی به خود اجازه ثبتنام در انتخابات ریاستجمهوری را ندهد و دوباره آنچه در ادوار گذشته انتخاباتی شاهد بودیم رخ ندهد. از طرفی با کلمهای به اسم رجل سیاسی روبهرو هستیم. درحالیکه از ابتدای انقلاب این واژه چندان مورد استفاده قرار نمیگرفت. در دور اول بنیصدر به ریاستجمهوری رسید که شورای نگهبان هنوز تشکیل نشده بود. در دور دوم آقای رجایی، دور سوم مقام معظم رهبری، دور چهارم مرحوم آیتا... هاشمی و دور پنجم که رئیس دولت اصلاحات بود مساله خاصی در این خصوص مطرح نبود. با اینکه در آن دوران افرادی را داشتیم که اگر بر مبنای تعریف نایبرئیس مجلس که شرایط جدیدی را برای کاندیداها در نظر گرفته قرار دهیم، در همان زمان نیز مصداق رجل سیاسی یا مقام و مسئول کشوری نبودند. مثلا آقای احمد توکلی در انتخابات ریاستجمهوری رقیب نهایی آقای هاشمیرفسنجانی در انتخابات ریاستجمهوری شد و سال بعد از سوی مردم تهران به نمایندگی برگزیده شد، درحالیکه آن زمان مدرک دکترایی هم نداشت. این شرایط به همین منوال پیش رفت تا به آقای احمدینژاد رسیدیم که وقتی او از سوی شورای نگهبان بهعنوان رجل سیاسی انتخاب شد سوءسابقهای نداشت و مناصب پیشینش نیز استانداری اردبیل و شهرداری تهران بود. البته به نظر میرسد قانون انتخابات نیاز به تغییراتی دارد که شرایط کلی را تعیین کند نه به این کیفیتی که آقای قاضیزادههاشمی نایبرئیس مجلس میگوید. باید بر جنبه مردمی قضیه کار کنیم وگرنه اگر بخواهیم باز هم روی جنبه شکلی این قانون کار کنیم، باز هم به همان شرایطی که بر کاندیداهای مجلس مترتب بود محدود میشویم. در انتخابات مجلس گفتند کاندیداها باید فوقلیسانس داشته باشند؛ درحالیکه باید دید در کشور و شهرهای کوچک که کلا یک یا دو نماینده دارند چه میزان فوق لیسانس داریم که این محدودیت بزرگ را بهوجود آوردیم. با اینحال انتخابات ریاستجمهوری متفاوت است و خیلی از نظر شکلی نباید مته به خشخاش بگذاریم و بیشتر باید روی جنبه محتوایی آن کار کنیم. یا اینکه مثل کشورهای دیگر احزاب کاندیدایی معرفی کنند که برنامه حزبی داشته باشد یا اینکه مثل برخی از کشورها تعدادی از نخبگان کشور کاندیدای ریاستجمهوری را تایید کنند. در خیلی از کشورها نیازی به این نمیبینند که شخص کاندیدا حتما پست و مقام کشوری و مدیریتی داشته باشد بلکه نامزد انتخابات باید مقبولیت عامه داشته باشد. چرا که مقبولیت عامه بسیار اولیتر از این است که بگوییم نامزد انتخاباتی باید سابقه کار اجرایی، وزارت و وکالت داشته باشد. بسیاری از افرادی که در ابتدای انقلاب پستها را در اختیار گرفته بودند نیز پیش از آن کار اجرایی نکرده بودند.