آرمان ملی - تاکنون بسيار بر اين نکته تاکيد شده که دولت بايد با مردم صحبت کند. منتها به نظر ميرسد دولت تحفظهايي دارد که باعث ميشود اين پاسخگويي با مردم صورت نپذيرد. به عنوان مثال، دولت در مورد سياست خارجي که عليالقاعده بر عهده وزير امورخارجه است، نميتواند حرف ديگري بزند و مجبور است که سخن نگويد. در مورد مسائل داخلي نيز بهدليل اينکه خيلي از اين مسائل ناشي از سياست خارجي کشور است، نميتواند توضيحي بدهد. ضمن اينکه اصولا دولت روش گفتوگو با مردم را بيش از حرف زدن به عنوان خطبهخواني برگزيده است. در کشورمان نيز بحث بر اين است که در گفتوگوهاي رودررو به مجري يا شخص مصاحبهکننده ميگويند چه مسائلي را بپرسيد و از چه اموري پرسش نشود. از اين جهت است که کلا پاسخگويي به آن صورت وجود ندارد. کافي است که نامهاي به يک وزير بنويسيد و سوالي از او داشته باشيد؛ امکان ندارد که کسي پاسخگوي شما باشد و کلا رابطه با مردم را قطع کردند. درحاليکه همه مسئولان بايد به مردم پاسخگو باشند. اصولا کساني که در مجموعه حکمراني هستند ميخواهند که از جايگاه بالا به پايين صحبت کنند يا به عبارت ديگر، مردم فقط مستمع و آنها نيز صرفا گوينده باشند. اين رويه در سطوح مختلف به همين صورت است. مثلا در زمان آقاي احمدينژاد وي سوال را با سوال جواب ميداد و بدعت جديدي در عدم پاسخگويي به مردم بنيان نهاد. متاسفانه در کشورمان مسئولان واقعيت امور را به مردم نميگويند و بيشتر پردهپوشي ميکنند. مثلا اگر پرسش شود که چرا وضع معيشت مردم اينگونه است و چرا عزمي براي حل اين مشکل وجود ندارد؛ پاسخ خواهند داد که انشاءا... وضع معيشت مردم بهتر خواهد شد. درحاليکه اين پاسخ نيست بلکه نوعي از سر واکردن و موضع از بالاست. اين خود نقص بزرگي است که مسئولان مسائل را براي مردم باز نکرده و نميگويند که به اذعان خودشان دشمنان از آن سوء استفاده نکنند؛ درحاليکه آنها خود مطلعند. مسئولان بايد در جهت اقناع مردم صحبت کنند و اين صحبت به نحوي باشد که مردم بفهمند نه اينکه طوري پيچيده صحبت کنند که معلوم نشود اين صحبتها سپيد است يا سياه. چون مسئولان همواره خاکستري حرف ميزنند و مردم نيز بعضا نميتوانند اين سخنان از يکديگر تميز دهند. مسئولان بايد بدانند که اظهارات آنها در مسائل مختلف ثبت و ضبط ميشود و مردم در يادشان نگه ميدارند که مسئولان چه گفتهاند. مسئولان بايد صادقانه بگويند که چنين فکري داشتيم اما به دليل برخي محدوديتها يا ساير مسائل نتوانستيم بدانها عمل کنيم. مثلا آقاي روحاني در تبليغات انتخاباتي خود گفت همه تحريمها را از بين خواهيم برد. اما شرايط و موقعيت به نحوي شد که عکس اين گفته انجام گرفت و نه تنها همه تحريمها برداشته نشد بلکه با خروج آمريکا از برجام تحريمهاي يکجانبه به همراه تحريمهاي جديد بازگشت. لذا رئيسجمهور بايد بگويد که در آن زمان روند به گونه ديگري بود و آن وعدهها داده شد اما اکنون شرايط تغيير کرده و نتوانستيم به آنها عمل کنيم. آنچه مشخص است در اين ارتباط مشکلات اساسي در کشور وجود دارد که بايد عزمي براي حل و فصل آن در راستاي پاسخگويي صحيح و دقيق به مردم بهوجود آيد.