آرمان ملی - اخيرا کساني که شايد نسبت به جريان اصلاحات نظرات پختهاي ندارند طي نظرات مختلف اعلام کردهاند که جريان اصلاحات از جامعه عقب مانده در صورتي که اين موضوع درست نيست. اصلاحطلبان واقعي و احزابي که از رويکردهاي اصلي اصلاحات پيروي ميکنند روزانه آپديت ميشوند و مادام هم فعال هستند درواقع اصلاحات جريان و طيف فکري مردمي است که توسط جريانها و احزاب مردمي هم اداره ميشود و رويکردهاي آن مدام توسط جامعه بررسي و بهروزرساني ميشود. اما برخي فقط کاغذي اصلاحطلب محسوب ميشوند و مردم را هم نمايندگي نميکنند، اصلاحطلباني که مردم را نمايندگي ميکنند و احزاب شناختهشده دارند با چنين مشکلاتي روبهرو نيستند و با بيانيههاي منتشرشده از سوي آنها ميتوان دريافت که چه ميزان به جامعه نزديک هستند، اگر شرايط اقتصادي و اجتماعي جامعه مناسب باشد و به روال عادي خود بازگردد انتخاب مردم و انتخاب اصلاحطلبان تفاوتي نخواهد داشت و مردم همواره نسبت به اين جريان اقبال خود را نشان دادهاند. مسلما مردم اگر امروز از قطار اصلاحطلبي پياده شدهاند، سوار بر قطار اصولگرايي نشدهاند و همواره به دنبال اصلاح هستند، اصولگرايان بايد بدانند سبد راي حاميان اصلاحات هيچگاه به سبد راي آنها ريخته نخواهد شد و جامعه تحت هر شرايطي به دنبال اصلاح و بهروزرساني است، در نهايت اصلاحطلبان هم خواستهاي بهجز مطالبات مردم ندارند. نکتهاي که بايد به آن توجه شود اين است که در شرايط فعلي هم بازگرداندن اعتماد مردم به حد اعلاي خود وظيفه جريان اصلاحات و احزاب است، آنها نبايد بياعتمادي مردم را ناديده بگيرند که اگر به اين شيوه پيش بروند روند دموکراسي در کشور ناديده گرفته ميشود. احزاب زحمت زيادي براي کشور کشيدهاند و با تمام خطاهاي آنها طي اين چندسال ميتوانند جامعه را نمايندگي کنند و با تصميمات درست اعتماد مردم را بازگردانند. احزاب امروز در خصوص مسائل کشور حرف براي گفتن دارند اما نميتوانند همه در قالب يک رويکرد عمل کنند، هرچند که شايد در مواقعي چنين شرايطي هم نياز باشد اما نياز به همبستگي بيشتري براي اعمال آن وجود دارد. مهمترين نکته اين است که امروز احزاب بايد از زير سايه اشخاص و تابلوهاي مبهم بيرون بيايند و تصميمگيريهاي کلان جريانها به عهده افراد شناسنامهدار و برنامههاي مشخص باشد؛ افرادي بايد وارد عرصه سياست شوند که شامل همين مشخصهها باشند و مردم را اين افراد نمايندگي کنند. پس از انتخابات اسفندماه افراد و گروههاي زيادي سعي کردند مشارکت حداقلي مردم را به گردن جريان اصلاحات بيندازند؛ در صورتي که اصلاحطلبان امکان حضور در رقابتها را نداشتند چگونه ميتوانستند در اين وادي تاثيرگذار باشند؟ انتخابات اخير نتيجه سياستهاي نامتوازن برخي بود که عرصه را بر انتخاب رقابتي و حداکثري مردم تنگ کردند و مردم هم وقتي احساس کنند بلااثر هستند يا در سرنوشت کشور نميتوانند تصميمگيري لازم را انجام دهند و طبيعتا در انتخابات مشارکت بالايي نداشتند، اگر انتخاباتهاي آينده هم به همين روش شکل بگيرد باز همان نتيجه را خواهيم گرفت.