آرمان ملی - اولين مشخصه يک دولت مدني و دولتي که ميخواهد با جامعه منطقي برخورد کند پاسخگويي است، دولتي که با مردم واضح و روشن صحبت کند موفق است اما اگر اين پاسخگويي وجود نداشته باشد اعتمادسوزي در جامعه صورت ميگيرد اما اگر هم زماني براساس مشکلات موجود اعتمادسوزي صورت بگيرد تنها راه بازگرداندن اين اعتماد همان شفافيت و صداقت با مردم است. در واقع مردم اگر بدانند چه مشکلاتي در کشور وجود دارد و رئيسجمهور بهعنوان اولين نهاد اجرائي کشور با چه مشکلاتي دستوپنجه نرم ميکند شايد بهتر است با مسائل و مشکلات کنار بيايند. اگر مردم بدانند موضوعي از آنها پنهان نميشود به مسئولان خود اعتماد ميکنند و اين در مورد همه احزاب و جريانها در کشور صدق ميکند اما امروز اين شرايط در کشور وجود ندارد و جامعه فقط بر سر بزنگاهها متوجه مشکلات ميشود. درواقع تا زماني که خبر اختلاس يا فرار فلان مسئول سابق در کشور سروصدا ايجاد نکند مردم هم متوجه مسائل نميشوند. همين موضوعات هم باعث اعتمادسوزي ميشود، در جهت معکوس اين روش بايد حرکت کنيم تا جامعه در جريان همه موضوعات قرار بگيرند. حتي در ادارات هم همين روش بايد به کار گرفته شود. بهعنوان مثال، مردم بايد بدانند مالياتها بر چه اساسي وضع ميشوند و تفاوت دريافتي نهادها بر چه اساسي سنجيده ميشود. اينها مثالهاي کوچکي هستند که اساس اعتماد را در يک جامعه ميسازند، چرا وامهاي کلان به افراد خاص به مردم گفته نميشود؟ حتي در مورد مسائل قضائي و سياسي هم بايد شفافيت به کار گرفته شود. مگر اين موضوعات در کشور سري هستند؟ شفافيت تمامي اين موارد را شامل ميشود و تنها راهکاري هم که ميتوان در شرايط فعلي اميدوار بود که کشور را از يکسري بنبستها خارج کند همين موضوع شفافيت با مردم است. تمام مشکلات ما خارج از کشور نيستند و مردم در داخل هم نقدهاي زيادي به روش اداره کشور دارند؛ در همين رابطه هم شايد در جريان سنگاندازيها يا رانتها نباشند، اگر مردم در جريان مشکلات قرار بگيرند قضاوت بهتر و درستتري نسبت به مسائل خواهند داشت و توقع آنها در حد معقولي تنظيم خواهد شد. رانتها در ادارات ويا فسادهاي اقتصادي و مافياي آنها که بعضا از کشور خارج ميشوند موضوعات سري و مخفي نيستند که نتوان به مردم گفت و با آنها در ميان گذاشت.