آرمان ملی - انجمن صنایع فرآورده های لبنی ایران بهعنوان تشکلی با سابقه 25ساله که اعضای آن قریب به 80 درصد بازار لبنیات ایران را در اختیار دارد، حسب وظایف مرتبط با حمایت از صنعت و نیز تنویر افکار عمومی توضیحاتی را ارائه می کند تا گامی باشد برای شفاف سازی و ابهام زدایی و رفع اتهام از این صنعت راهبردی در تامین سلامت جامعه ایران. در عین حال این انجمن آماده است که هرگونه توضیح و شفاف سازی را در اختیار رسانه ها قرار داده و با نهادهای نظارتی و سازمان بازرسی کل کشور هرگونه همکاری را داشته باشد.
الف- معرفی صنعت لبنیات
در صنعت لبنیات بیش از 400 برند و کارخانه فعال حضور دارند که بیش از 200 کارخانه آن در ابعاد محلی، بیش از 170 کارخانه در ابعاد منطقه ای- استانی و حدود 30 کارخانه در ابعاد ملی فعالیت دارند که در این میان تعدادی از کارخانه ها توفیق حضور و رقابت در بازارهای بینالمللی را هم یافته اند .
برخلاف بسیاری دیگر از صنایع کشور، بیش از 85 درصد صنعت لبنیات با سرمایه گذاری و هدایت مستقیم و کامل بخش خصوصی مدیریت می شود و باقی عمدتا متعلق به سازمان های عمومی غیردولتی محسوب می شوند و این بدان معنی است که این صنعت متکی به منابع عمومی نیست و همچون همه دیگر صنایعی که توسط بخش خصوصی مدیریت می شود، کمترین وابستگی و دسترسی را به منابع دولتی دارد که همه حمایت های محدود موجود نیز تحت نظارت نهادهای نظارتی کشور قرار دارد .
حضور گسترده بخش خصوصی و فعالیت برندها و کارخانه های مختلف در سایزهای بزرگ، متوسط و کوچک، باعث شده این صنعت با رقابت فشرده در بازار داخلی روبهرو باشد و به همین دلیل (در صورت عدم مداخله دولت) شدت رقابت در قیمت، کیفیت، طعم و بسته بندی بسیار بالاست. این مهم را در دو دهه اخیر در تنوع گسترده محصولات چه در قیمت و چه در بسته بندی و تبلیغات بهصورت ملموس می توان مشاهده کرد.
به دلیل شدت رقابت در بازار صنعت لبنیات، حق انتخاب مشتری در این صنعت محترم شمرده شده و این فرصت برای مصرفکننده فراهم است که در صورت عدم رضایت از قیمت یا بسته بندی محصولات و یا عدمدسترسی به محصول، برند دیگری را انتخاب کرده و در سبد خانوار خود قرار دهند
به دلایل مختلف و بهویژه نظارت سخت دولتی در قیمت گذاری محصولات لبنی؛ بیش از 80 درصد محصولات لبنی بهعنوان سه قلم کالای پرمصرف شیر، ماست و پنیر، ذیل قیمت گذاری دولتی قرار دارد و مابقی محصولات بر اساس آیین نامه قیمت گذاری محصولات تولید داخل، قیمت گذاری می شود. با استناد به اسناد مالی شرکت های لبنی حاضر در بورس (که اعتبار ارزیابی های آن مورد قبول نهادهای سیاستگذاری و نظارتی است)، حاشیه سود صنعت لبنیات کمتر از سه درصد است که در قیاس با سایر بخش های صنعت و نیز دیگر صنایع کشور و همچنین نرخ تورم سالانه یک دهه اخیر حاشیه سود بسیار پایینی بوده که آسیب های جدی به توسعه این صنعت وارد کرده است .
با وجود اینکه ایران در دهه60 واردکننده محصولات لبنی بود، امروز علاوه بر تامین نیاز داخلی، توانسته در بازارهای منطقه ای و بینالمللی نیز حضور پیدا کند و این ممکن نبوده است مگر به دلیل کیفیت مناسب محصولات ایران و توان تکنولوژی مناسب کارخانه های لبنی. سال گذشته در رقابت با رقبای خارجی قریب به 780 میلیون دلار محصولات لبنی ایران صادر شده که بیشترین سهم را از صادرات محصولات غذایی کشور داشته است. این صنعت به بیش از 25 کشور صادرات داشته که توسط 25 شرکت صاحب برند و 60 شرکت بهطور موردی و غیرمستمر انجام شده است.
در صنعت لبنیات بهطور مستقیم حدود 120 هزار نفر و بهطور غیر مستقیم حدود 450 هزار نفر و در کل زنجیره بیش از دو میلیون نفر اشتغال وجود دارد. در 15 سال گذشته به دلیل دخالت دولت در قیمت گذاری محصولات لبنی قریب به 800 کارخانه لبنی تعطیل شده که به ازدسترفتن اشتغال 12 هزار نفر منجر شده است. در صورت حل مسائل صنعت ازجمله قیمت گذاری، سرمایه گذاری در افزایش سرانه مصرف، و عدم اتخاذ سیاست های بازدارنده در حوزه صادرات، این ظرفیت در صنعت لبنیات وجود دارد که 40 درصد ظرفیت خالی مانده خود را زیر بار تولید ببرد که منجر به اشتغال بیشتر خواهد شد. با اصلاح و هدفمندسازی سیاست ها در طول زنجیره امکان افزایش تولید شیر خام واحدهای کوچک در سطح روستاها و مناطق کمبرخوردار بشدت وجود دارد .
شرکتهای لبنی عربستانی و ترکیهای که با سرمایه گذاری های عظیم در یک دهه گذشته توان بسیار بالایی در تولید شیر و فرآورده های لبنی کسب کرده اند با حمایت های دولتی در حال گرفتن کنترل بازار در بسیاری از بازارهای منطقه ای هستند. به همین دلیل سیاست گذاریهای نظام و دولت جمهوری اسلامی ایران نیز باید در جهت تقویت صنعت و ایجاد زمینه های توسعه و افزایش ظرفیت باشد .
همه تولیدکنندگان از ثبات در بازار و کاهش نوسانات منتفع می شوند و استقبال می کنند، ولی تغییر شاخصهای کلان اقتصادی است که افزایش هزینه تولید را به تولیدکننده تحمیل می کند و در نتیجه تولیدکننده چاره ای جز افزایش قیمت ندارد. این توضیح لازم است که اصولا هیچ تولیدکننده ای از افزایش قیمت و نوسان آن نفع نمی برد و به استقبال آن نمی رود. بهویژه در بازار لبنیات که بازاری رقابتی است، افزایش قیمت، ریسک ازدستدادن سهم بازار را به دنبال دارد. اما در شرایطی که همه هزینه های تولید از قیمت خرید شیرخام از دامداری ها تا هزینه های حقوق و دستمزد، حمل، بسته بندی و توزیع افزایش یافته است، تولیدکننده راهی جز انتخاب بین تعطیلی کارخانه یا افزایش قیمت ندارد.
در عین حال حمایت از مصرف کننده نیز باید در دستورکار هم تولیدکننده و هم نهادهای سیاستگذار کشور باشد. دولت به جای توزیع رانت و ارز 4200 به ابتدای زنجیره که فقط تولید انحصار، رانت، فساد و ناکارآمدی می کند، بهتر است بودجه تخصیصی را به انتهای زنجیره و به مصرف کننده نهایی اختصاص دهد تا هم فشار روی مصرف کننده کاهش یابد هم تبعات سوء رانت و فساد کاهش یابد و هم تولید کننده مسیر توسعه متوازن متناسب با منافع ملی کشور را ادامه دهد. بدون شک صنایع لبنی حسب مسئولیتهای اجتماعی خود همانطور که بارها اعلام کردهاند این آمادگی را دارند تا بیش از دو میلیون تن شیر دریافتی خود را به دهک های محروم جامعه اختصاص داده و برای توزیع در اختیار دولت قرار دهند.
ب- ماجرای صادرات شیرخشک
فضای رسانه ای شکلگرفته در رابطه با صادرات شیرخشک نیازمند توضیح مفصل است :
وزارت جهاد حسب وظایف بخشی به دنبال «توسعه تولید شیرخام بر اساس جذابیت قیمتی» است. از سوی دیگر وزارت صمت «وظیفه تنظیم بازار داخلی» را که وظیفه ای عام و غیر بخشی است، بر عهده دارد. وزارت صمت به دلیل اینکه آزادسازی صادرات شیرخشک می تواند منجر به تحریک قیمت شیرخام شود و افزایش قیمت شیرخام در نهایت به افزایش قیمت محصولات لبنی در بازار داخلی میانجامد، با وجود اینکه ظرف چهار ماه گذشته اجازه صادرات 10 هزار تن شیرخشک را صادر کرده، اما تداوم آن را به مصلحت ندانسته بود. در واقع اصلی ترین دلیل برای جلوگیری از صادرات شیرخشک نه ادعاهایی از قبیل رانت، نفوذ و انحصار بعضی از شرکت ها، بلکه جلوگیری از افزایش قیمت شیرخام و به تبع آن افزایش قیمت محصولات لبنی بوده است .
بهرغم مخالفت اصولی انجمن صنایع فرآورده های لبنی با صادرات شیرخشک، اما با توجه به اینکه در اسفند ماه گذشته همزمان با فصل پرشیری دام ها و محدودیت های مرزی ناشی از کرونا، بازار با افزایش عرضه شیرخام روبه رو شده بود و همه تولیدکنندگان با مازاد شیرخشک روبه رو بودند و از این جهت تولیدکنندگان تحت فشار قرار داشتند، انجمن با صادرات 10 هزار تن شیرخشک موافقت کرد. مشروط به اینکه قیمت شیرخام تحریک نشود .
موافقت انجمن در اسفندماه با صادرات 10 هزارتن شیرخشک در فصل پرشیری دام ها (اواسط زمستان و اوایل فروردین) بوده که منجر به تحریک قیمت شیرخام نمی شود. این در حالی است که با ورود به فصل گرما و آغاز فصل کمشیری دام ها و در نتیجه کاهش عرضه، قیمت شیرخام خود به خود افزایش می یابد و در صورتی که صادرات شیرخشک نیز اتفاق بیفتد، عامل دیگری برای افزایش قیمت شیرخام و لذا افزایش هزینه های تولید و در نتیجه افزایش قیمت برای مصرفکننده می شود .
صادرات شیرخشک بهعنوان یک ماده اولیه به کشورهایی که عمدتا واردکننده محصولات لبنی هستند به معنی تقویت رقبای داخلی محصولات لبنی در آن کشورهاست. بهطور مثال کشور عراق ضمن ممنوعکردن ورود بعضی از محصولات، تعرفه واردات محصولات لبنی ایران را به شکل چشم گیری افزایش داده، اما همزمان تعرفه شیرخشک را صفر کرده است. به راستی چه کسی می پذیرد که بعد از سال ها سرمایه گذاری در کشورهای هدف صادرات محصولات لبنی، یک سیاست گذاری غلط منجر به ازبینرفتن بازار صادراتی ایران در شرایط تحریم شود؟
صادرات شیرخشک ارزشافزوده بهمراتب کمتری نسبت به سایر محصولات لبنی دارد. با توجه به میزان مصرف شیر مصرفی درآمد حاصل از فروش شیرخشک در هر کیلو کمتر از 20 سنت است اما میانگین صادرات سایر محصولات لبنی قریب به 75 سنت در هرکیلوست. این در شرایطی است که حجم اشتغال در واحدهای لبنی 20 برابر یک خط شیرخشک است. کدام سیاست گذار است که قبول کند صادرات یک محصول با ارزشافزوده کمتر و اشتغال کمتر را به ارزشافزوده بیشتر با اشتغال بیشتر و ارز آوری بیشتر ترجیح دهد؟
ضریب تبدیل شیرخام به شیرخشک اسکیم 1 به 6/11 است. یعنی هر کیلو شیرخشک نیازمند مصرف 6/11 کیلو شیرخام اسکیم است. این درحالی است که ضریب تبدیل سایر محصولات لبنی بهطور میانگین 5/1 است. وقتی برای تولید شیرخام از محل یارانه های مصرفکننده ایرانی به نهاده های دامی ارز 4200 تومانی تعلق می گیرد، صادرات هر 10 هزار تن شیرخشک به معنی خروج قریب به 27 میلیون دلار به نرخ ترجیحی از کشور و ورود آن به سفره مصرف کننده خارجی است. کدام عقل سلیمی چنین معامله ای را قبول می کند؟ پیشنهاد انجمن صنایع فرآوردههای لبنی آن بود که برای صادرات شیر خشک عوارض صادراتی وضع شود که این پیشنهاد گرچه در مراحل قبل مورد توجه قرار نگرفت، اما خوشبختانه اخیرا با مصوبه ستاد تنظیم بازار به دفتر مقررات صادرات و واردات تکلیف شده است که ظرف 10 روز کار نسبت به وضع عوارض بر صادرات شیرخشک و سایر محصولات لبنی اقدام کند.
هدف اعلامی وزارت جهاد از اصرار بر سهمیه بندی صادرات شیرخشک توزیع فرصت صادرات میان همه تولیدکنندگان بود، اما این سیاست منجر به چند آسیب اساسی شد که به هدف اعلامی ضربه زد. نخستین آسیب ایجاد بازار پنهان خرید و فروش سهمیه بود و هست. این بازار منجر شد تا بهجای صادرات، این سهمیه ها باشند که میان افراد خرید و فروش می شوند و سودهای بادآورده ای را نصیب دلالان و ویژهخواران به جای صادرکنندگان می کرد. در واقع بخش عمده ای از اعتراضات به ممنوعیت صادرات شیرخشک ناشی از منافع دلالان است و نه تولیدکنندگان. دومین آسیب این بود که با توجه به بالابودن سود صادرات محصولات لبنی (قیمت داخلی 18 هزار تا 20 هزار تومان و خارجی 30 هزار تا 35 هزار تومان) بازار منطقه با هجوم صادرکنندگان (صادرکنندگان غیرمتعهد به برند) مواجه شد. این بدان معنی است که با افزایش فروشنده ایرانی در بازار، قیمت شیرخشک ایران به پایینتر از سطح قیمت واقعی آن افول کرد و در شرایطی که قیمت شیرخشک در بازارهای جهانی بیش از دو دلار است، شیرخشک ایران با کمتر از 5/1 دلار در هر کیلوگرم مبادله شد. توجه عموم مردم را به این موضوع جلب می کنیم که اصولا سهمیهبندی در صادرات در هیچ جای دنیا اتفاق نیفتاده و همه کشورهای جهان برای حفظ اعتبار برندهای کالای کشور خود و نیز برهمنخوردن کانال های صادرات کالا، از اعمال سیاستهای اخلالآفرین همچون سهمیه بندی در روند صادرات خودداری می کنند. با این حال انجمن صنایع فرآورده های لبنی برای حل این مشکل نیز پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم مشترک صادرات را مطرح کرد که شنیده نشد .
تصمیمگیری درباره صادرات شیر خشک و اصرار بر اعمال سهمیهبندی برای صادرات این محصول خارج از فرآیند تخصصی که از الزامات تصمیم گیری یک نهاد سیاست گذار است، اتفاق افتاد. اختیار سیاست گذاری صادرات شیر خشک باید بهجای معاونت امور دامی وزارت جهاد و رئیس مرکز اصلاح نژاد دام به دفتر توسعه صادرات یا دفتر امور صنایع کشاورزی و دفتر توزیع و تنظیم بازار و ذخایر راهبردی این وزارتخانه واگذار می شد. برای تحلیل خطای سیاستی کافی است به اظهارات برخی مسئولان توجه کرد که دلیل عدم تحقق صادرات 10 هزار تن شیرخشک را «فقدان کارت بازرگانی» که از الزامات صادرات است نزد بنگاه هایی اعلام کرده اند که سهمیه صادرات به آنها تعلق گرفته بود. این سوال باقی است که چگونه می شود یک بنگاه صادرکننده باشد، اما کارت بازرگانی نداشته باشد؟
وضعیت فعلی
در هر حال بهرغم مخالفت انجمن صنایع فرآورده های لبنی که به شرح فوق گذشت، وزارت صمت با صادرات 10 هزار تن دیگر شیرخشک موافقت کرد. امید است پس از این مرحله، عوارض صادراتی بر این محصول وضع شده و همچنین برای شفافیت بیشتر بازار از سهمیه بندی صادرات این محصول خودداری شود.
ج) توضیح درباره ادعاهای طرحشده درباره واردات کره
واردکنندگان کره نه 4 شرکت، بلکه بیش از 10 شرکت هستند. در عین حال یکی از شرکت هایی که از آن بهعنوان ایجادکننده انحصار در صنعت لبنیات نام برده شده اصولا نه تولیدکننده کره است و نه واردکننده آن.
اصولا 20 هزار تن کره در داخل کشور تولید نشده، بلکه این مقدار خامه ای است که تولید شده و به مصرف داخلی رسیده و بخشی از آن صادر شده است. لازم به توضیح است در چند سال اخیر ظرفیت تولید کره در کشور افزایش یافته است. تعدادی از کارخانه های لبنی مجهز به خطوط پیشرفته تولید کره هستند، ولی چون قیمت کره وارداتی به دلیل استفاده از ارز ترجیحی کمتر از کره تولید داخل بود، توجیه اقتصادی برای تولید کره داخلی نداشته اند. در واقع نفع کارخانه های لبنی در تولید کره داخلی است و تنها دلیل برای عدم تولید آن وجود کره وارداتی با ارز ترجیحی بوده است .
طرح ادعای اختصاص ارز ترجیحی به واردات 45 هزار تن کره برای امسال کذب بوده و تا به این لحظه و به اذعان مسئولان دولتی نه ارزی به واردات کره تخصیص یافته و نه کره ای وارد شده است و هیچ گونه تصمیمی نیز برای تخصیص ارز 4200 تومانی به واردات کره اتخاذ نشده است. به تبع آن وجود رانت 2000 میلیارد تومانی نیز کذب بوده است .
دولت در سال 97 برای تامین کالای اساسی کشور، ارز ترجیحی به واردات کره اختصاص داد که تا به امروز تکافوی مصرف داخل را داده است. دلیل عدم رشد قیمت کره بهرغم افزایش هزینه های تولید سایر محصولات لبنی نیز همین است.
در سال 98 کره از گروه یک کالایی به گروه دو منتقل شد و ارز ترجیحی به آن اختصاص نیافت. بر همین اساس شرکت هایی که به واردات با ارز نیمایی اقدام کرده اند که همزمان با اتمام کره وارداتی با ارز ترجیحی، به بازار عرضه خواهد شد. در رسانه ها ادعا شده که 20 تا 30 میلیون یورو به واردات کره اختصاص یافته که این هم آمار اشتباهی است که از عدم آگاهی مطرح کنندگان ادعای کذب حکایت دارد. رقم درست ارز اختصاصیافته به واردات کره در سال های گذشته حدود 200 میلیون یوروست که تمام و کمال وارد کشور شده و با قیمت مصوب دولت و کمترین تغییرات قیمتی در اختیار مردم قرار گرفته است .
سیاست اصولی انجمن بهویژه در یک سال اخیر حذف تمام رانت ها و مخصوصا رانت های ارزی و آزادسازی واردات و صادرات با تعرفه یکسان در طول زنجیره لبنی برای حذف رانت ها و فسادها و تعارضات بیدلیل بین فعالان صنعت بوده است .
موضع انجمن صنایع فرآورده های لبنی
از نگاه انجمن صنایع فرآورده های لبنی هرگونه حمایت از هر بخش از زنجیره تولید محصولات لبنی کشور باعث شکل گیری رانت و فساد و ایجاد تنش و تعارض و ناکارامدی سیستم حکمرانی و البته نارضایتی عمومی است. بر این اساس از دی ماه سال گذشته انجمن صنایع فرآورده های لبنی، سیاستهای اصولی زیر را به نهاد های سیاست گذار و دولت پیشنهاد داده است که عباتند از:
حمایت دولت به جای اینکه به شکل ارز ترجیحی و مفاسد ناشی از آن در طول زنجیره توزیع شود و در نهایت منجر به از بین رفتن نظام عرضه-تقاضا و دخالت دولت در قیمت گذاری شود، باید به مصرف کننده نهایی منتقل شود. یعنی دولت بهجای پرداخت ارز ترجیحی به نهاده های دامی شیری که تنها در سال گذشته قریب به 900 میلیون دلار بوده و مابه التفاوت آن با ارز آزاد قریب به 14 هزار میلیارد تومان می شود را می تواند با توزیع شیر رایگان مدارس و توزیع محصولات لبنی پر مصرف میان 4 دهک پایین و محروم جامعه هدفمند سازد.
شرکت های لبنی در صورت آزادسازی قیمت ها بر حسب مسئولیت های اجتماعی تولیدکنندگان لبنی این پیشنهاد را بارها به دولت داده است که حاضرند بیش از دو میلیون تن از سه فرآورده اصلی و پرمصرف جامعه را با قیمت تمامشده درب کارخانه در اختیار دولت قرار داده تا در میان دهک های کم برخوردار توزیع کند.
در صورت پذیرش سیاست فوق، دولت اختیار قیمت گذاری را مانند سایر کالاها و مطابق با تجارب دیگر کشورها به شرکت ها واگذار و به انجمن صنایع فرآورده های لبنی اختیار تنظیم بازار را اعطا کند . لازم به ذکر است که این سیاست در سال های 76 تا 84 تجربه شد و دولت وقت ضمن واگذاری قیمت گذاری به انجمن صنایع فرآورده های لبنی خواستار آن شد که محصولات لبنی در هر سال تنها یک بار و تا سقف 16 درصد افزایش یابد. به آگاهی مردم شریف ایران می رساند که نتیجه این سیاست درست آن بود که میانگین افزایش قیمت ها هرساله کمتر از نرخ تورم رسمی و قریب به 9 درصد بود و همچنین میانگین قیمت محصولات پرمصرف (شیر، ماست و پنیر) در طول هشت سال بین پنج تا هشت درصد بود. متاسفانه این سیاست که منجر به رشد صنعت لبنیات و شفافیت در طول زنجیره شده بود با طرح «ثبات قیمتها» ادامه نیافت که نتایج آن تا به امروز گریبان گیر هم تولیدکنندگان و هم مصرفکنندگان است.
لازم است واردات و صادرات کلیه مواد اولیه و کالاهای لبنی با ارز واحد و تعرفه یکسان صورت گیرد.
با توجه به شرایط پساکرونا و تشدید رقابت بین شرکتهای ایرانی با شرکت های عربستانی و ترکیه، کاهش تعرفه های صادرات از ایران و مذاکره با کشورهای همسایه در کاهش عوارض واردات فرآورده های لبنی ایرانی و همسان سازی آن با رقبای منطقه ای؛ زنجیره لبنی ایران را آماده دستیابی به هدف دو میلیارد دلاری فرآورده های لبنی می کند .
در پایان انجمن صنایع فرآورده های لبنی آماده است تا پاسخگوی هرگونه ابهام و پرسش درباره صنعت لبنیات باشد. همزمان از رسانه ها و نهادهای نظارتی کشور مصرانه می خواهیم که با تحقیق درباره صحت ادعاهای طرحشده، حقیقت را با مردم و افکار عمومی در میان بگذارند و اگر رانت، انحصار و یا تخلفی صورت گرفته با متخلفان به سختگیرانه ترین شکل برخورد کنند و اگر چنین نشده، کسانی که با طرح چنین ادعاهایی در پی کسب منافع خویش بوده اند، به جد برخورد قانونی و قضایی کنند .
روابط عمومی انجمن صنایع فرآورده های لبنی ایران