آرمان ملی - يکي از سوالها در جريان بحران کرونا اين است که آيا اين بحران به باورهاي پوپوليستي لطمه خواهد زد. آيا پوپوليستهايي مانند ترامپ و بولسونارو گروههاي پوپوليست اروپايي و اسلاف آنها که از بحران 2008 بهره بردند، در پي بحران کرونا روبه افول خواهند نهاد؟ پاسخ به اين سوال تلاشي است براي پاسخ به سوالي عامتر مبني براينکه آيا سياست در دوره بعد از کرونا دستخوش تغييراتي عميق خواهد شد. در ابتداي بحران کرونا، پوپوليستهاي راست کوشيدند مهاجرين را بهعنوان ناقل بيماري قلمداد کنند. بسته شدن نسبي مرزها نيز حداقل در عمل اختلال گستردهاي در روند جهاني شدن از طريق توقف حرکت آزاد کالا، سرمايه، افراد و اطلاعات در سطح جهاني ايجاد کرد که با خواستههاي پوپوليستي همسو است. اما در ادامه، بحران بيماري عوامل و مباني را که موجب رشد پوپوليسم ميشود، هدف قرار داد. پوپوليسم در همه جاي جهان با روايتهاي ضدنخبگان، ضدمهاجر و ضدعلم آن و تقسيم جامعه به دو گروه مردم فقير و نخبگان فاسد شناخته ميشود. ويژگي عمده پوپوليستهاي راستوچپ که بياعتنايي آنها بهاجماع دانشمندان و اپيدميشناسان و مسخره کردن متخصيص و کارشناسان در همه حوزهها از گرمايش زمين تا واکسن است، در بحران کرونا بياعتبار شده است. برعکس، نخبگاني چون پزشکان و دانشمندان و برنامهريزان براي مبارزه با کرونا و عواقب اقتصادي آن سخت مورد نيازند. هويت و سياست مبتني بر هويت و ايجاد ترس از غيرخودي نيز که در مرکز توجه پوپوليستهاست، در اثر بياعتنائي کرونا به مرزهاي نژادي و مذهبي بيمعني شده است. نقطه ضعف ديگر پوپوليسم ناتواني چهرههاي پوپوليست، اعم از راستوچپ، در قدرت است. ترديد و تعلل ترامپ در رويارويي با کرونا و «حقه» خواندن آن و تعهد به بازگشت بهشرايط عادي تا عيد پاک (24 فروردين) به موقعيت او لطمه زده است. در برزيل، بولسونارو که اصرار داشت که کسبوکار بايد بهطور عادي ادامه يابد، نيز بياعتبار شده است. عملکرد پوپوليستهاي چپ در مکزيک و نيکاراگونه نيز بهتر از اين نبوده است. اين بحران توخالي بودن حرفها و شعارهاي آنها را به رخ کشيده و نشان داده که تنها سياستمداران و احزابي که تخصص را مبناي کار قرار ميدهند، صلاحيت دارند و کارآمدند. در آلمان محبوبيت ائتلاف دمکرات مسيحي مرکل از 28 در اوائل مارس به 36 درصد در 14 آوريل افزايش و محبوبيت حزب پوپوليست آلترناتيو از 14 به 10 کاهش يافته است. محبوبيت نخستوزير ايتاليا بهرقم بيسابقه 71 درصد رسيده و موقعيت حزب پوپوليست برادران ايتاليا روبه کاهش است. البته اتحاديه اروپا در حال باز يافتن خود و اتخاذ تدابيري مانند اقدام اعضا بههديه برخي اقلام بهداشتي به يکديگر، تخصيص 110 ميليارد دلار براي تقويت اشتغال در کشورهاي عضو با بيشترين مشکل، بازکردن بخشي از مرزها و پذيرش بيماران در بيمارستانهاي کشورهاي مختلف اروپاست. در چنين شرايطي انتخابات نوامبر در آمريکا اهميتي بيش از پيش خواهد داشت. چراکه منعکسکننده نظر مردم آمريکا در مورد مهمترين پوپوليست ضدساختار و ضدنخبگان در جهان خواهد بود. در چنين شرايطي، نتيجه اين انتخابات از نظر محتوايي و نمادين نيز حائزاهميتي بيسابقه شده است. پيروزي بايدن ميتواند يکبار ديگر دستور کار مبتني بر جهانگرايي و چند جانبهگرايي دوره بعد از جنگ سرد را در دستور کار بينالمللي قرار دهد و پوپوليسم را به محاق ببرد.