آرمان ملی - اين روزها که اعتراضات پايان يافته است، فرصت خوبي به وجود آمده که به گذشته بازگرديم و بينديشيم چه شد که اين اتفاقات پيش آمد. روزهايي را به خاطر دارم که مردم تصميم گرفته بودند به سبب اعتراضي که داشتند در خيابان حضور يابند و اين کار در سکوت مطلق صورت گرفت. شرايط به گونهاي بود که در ميان جمعيت ميشد صداي پاي رهگذران را شنيد و حتي يک شيشه بانک نيز شکسته نشد. در آن اعتراضات شکر خدا دشمنان شکست خوردند. چند سال بعد در دي ماه 1396 شرايط طور ديگري رقم خورد. معترضان خشنتر بودند، شيشههاي بانک را ميشکستند و کارهايي ميکردند که در گذشته سابقه نداشت. در آن زمان عربستان سعودي با تزريق پول تلاش کرده تا کشور را به آشوب بکشد و ما توانستيم بر اين توطئه نيز فائق آييم. روزها گذشت و گذشت تا بيستم و پنجم آبان 1398 جرقه افزايش قيمت بنزين با تصميم سران قوا، اعتراضاتي جديد را کليد زد و سبب شد بار ديگر معترضان به خيابان بيايند. اين بار ماجرا متفاوت بود، بانکها آتش زده ميشد، برخي ساختمانهاي دولتي و فروشگاهها هدف حمله قرار ميگرفتند و معترضان مملو از خشم بودند. ديگر خبري از سکوت و آرامش نبود و خشونتي در خيابانها جريان يافته بود که هيچکس انتظار آن را نداشت. اين بار نيز اعتراضات کنترل شد و پايان يافت اما بايد بازگرديم و ببينيم مشکل کجا بوده و چگونه ميتوان با حل ريشهاي مشکلاتي از اين دست، از اعتراضات بعدي جلوگيري کرد؟ البته مساله اغتشاشگران جداست و مورد بحث ما نيست. اما بايد به اين سوال پاسخ داد که چرا مردم عصباني شدند؟ اين نارضايتي به واسطه چيست؟ آيا صرفا به واسطه افزايش قيمت بنزين به 3000 تومان اين وضعيت ايجاد شد؟ حيرتانگيز است که چرا کسي به اين فکر نميافتد که بياييد بينديشيم و ريشههاي اين مشکل را بر طرف کنيم. ايکاش مقداري به عقب باز ميگشتيم، ميخوانديم و ميديديم که در تاريخ چه گذشته و ما چه درسهايي از حوادث و اتفاقات ميتوانيم بگيريم.