آرمان ملی - خاورميانه همواره از داغترين و پيچيدهترين مناطق دنيا بوده که دائما در آن شاهد حوادث و تغييراتي جدي بودهايم. در طول کمتر از يک دهه و پس از سقوط صدام اتفاقاتي بسيار بزرگ در اين منطقه حادث شده که از جمله آنها ميتوان به اتفاقات موسوم به ربيع العربي (بهار عربي) در مصر و تونس اشاره کرد. ظهور داعش، تسخير بخشهايي از عراق توسط اين گروه تروريستي و جنگ داخلي در سوريه نيز از ديگر رخدادهاي قابل ذکر منطقه طي سالهاي گذشته است. معتقدم که اعتراضات کنوني در عراق و لبنان ادامه اعتراضاتي است که در ديگر کشورهاي عربي منطقه تحت عنوان بهار عربي پديد آمد و بخش قابل توجهي از نارضايتيهاي مردم کشورهاي مذکور ناشي از عدم تعادلهاي استراتژيک در منطقه است. يکي از اصليترين عوامل اين ناپايداري را نيز بايد وجود رژيم اشغالگر قدس در خاورميانه دانست؛ چرا که تا پيش از ايجاد اين رژيم توسط کشورهاي غربي، خاورميانه قريب به 500 سال را با آرامشي نسبي و مطلوب سپري کرد اما پس از ايجاد دولت غيرقانوني اسرائيل و طي 80 سال اخير اين منطقه به نوعي به انبار باروت بدل شده است. هرروز شاهد يک رويداد و حادثه جديد هستيم و بسياري از کارشناسان ديگر از اتفاقاتي که در خاورميانه رخ ميدهد متعجب نميشوند. سياست جمهوري اسلامي ايران در قبال کشورهاي منطقه همواره احترام به حاکميت ملي اين کشورها و کمک به حفظ آرامش و يکپارچگي آنها بوده است. به آن معني که در تمامي اتفاقات، پيشنهاد ايران مبتني بر توجه به اراده و خواست مردم آن کشور بوده تا حکومتي برخاسته از رأي مردم در اين کشورها شکل گيرد. بهرغم اين تلاش هميشگي ايران، دخالتهاي رژيم اسرائيل و برخي قدرتهاي فرامنطقهاي نظير آمريکا در اتفاقات خاورميانه، بعضاً بحرانهايي را ايجاد کرده که حل و فصل آنها سالها زمان برده است. اين اشارات به آن معني نيست که برخي ناکارآمديها در عرصه اقتصادي و وجود فساد در اين عرصه در کشورهاي مورد اشاره را نميبينيم يا انکار ميکنيم بلکه به معني توجه دادن مخاطب به عوامل تشديد اين اعتراضات است. نقش افرادي نظير مقتدي صدر را نيز نبايد در اين مسائل بيش از حد پررنگ کرد. موضعگيريهاي او چندان جديد نيست و بررسي مواضع او از سال 2008 تا امروز نشان ميدهد که در ادوار مختلف رفتارهاي اينچنيني از سوي صدر و جريان منسوب به او بارها سر زده است. جريان او همواره در انتخابات شرکت ميکنند، وزير ميشوند، نماينده مجلس ميشوند و در انتها صدر از اعضاي جريان متبوعش ميخواهد تا از وزارت استعفا دهند، از مجلس استعفا دهند و دولت را از اعتبار بيندازند. اين بار اول نيست که صدر اين مواضع را در پيش ميگيرد و بايد به پيشينه او نيز توجه داشت. درخصوص سعد حريري هم اين اتفاق دور از انتظار نيست و استعفاي او قابل پيشبيني بود اما مهم مديريت ماجراست به اين دليل که ملتها بتوانند خود براي سرنوشت و آيندهشان تصميمگيري کنند.