آرمان ملی - آمريکا با اعزام 3 هزار نيرو به عربستان مدعي شده که با حضور اين نيروها به دنبال بازدارندگي در برابر ايران است. وزير دفاع ايالات متحده نيز در مصاحبه خود صراحتا چنين ادعايي را مطرح نمود. آمريکاييها طي توافقي که با سعوديها امضا کردهاند واشنگتن پذيرفته تا امنيت رياض را تامين نمايد. در واقع چنين رويکردي يک تجارت ميان آمريکا و عربستان سعودي است به عبارت ديگر امنيت ساختگي در برابر پول و تجهيزات، اما اينکه چرا در اين مقطع دست به چنين اقدامي زدهاند که تصميمگيري در دولت دونالد ترامپ از هم پاشيده است. آمريکا از يک سو خروج نيروهايش را از سوريه اعلام ميدارد و اجازه ميدهد تا ترکيه وارد خاک سوريه شود و از سوي ديگر نيرو وارد عربستان ميکند. دولت آمريکا تصميماتي اتخاذ ميکند که خيلي با يکديگر تناسبي ندارد. بنابراين نوع برخورد وزير خارجه و وزير دفاع آمريکا نشان ميدهد که آنها اگرچه سعي ميکنند تا با دولت ترامپ هماهنگ باشند اما ترامپ شخصا تصميم ميگيرد و سايرين ناچارند که اين تصميمات را عملياتي نمايند. به همين دليل نميتوان پيشبيني کرد که آيا چنين اقدامي تاثيرات عملي دارد يا اقدامي عکسالعملي به منظور پوشاندن اقدامشان در سوريه انجام دادهاند. بايد اين مساله را مد نظر داشته باشيم که مسائل را ميتوان از سطوح مختلف مورد تحليل و ارزيابي قرار داده و نتايج مختلفي گرفت. اينکه آمريکاييها بر خلاف گذشته نيازي به نفت منطقه ندارند و خود توانايي تامين انرژي مورد نياز اين کشور را دارا ميباشند به گونهاي که حتي خود ميتوانند صادر کننده نفت و گاز باشند، باعث شده تا دست آمريکا در برخورد با کشورهاي مختلف از جمله عربستان به نسبت دهه 70 که سلاح کشورهاي توليد کننده بود و بزرگترين تحريم را کشورهاي عربي به رهبري عربستان انجام دادند در نتيجه شوک بزرگي به دنيا وارد کردند. درست است که تغيير وضعيتي رخ داده است اما در حال حاضر عدم خريد نفت سلاحي دربرابر کشورهاي مصرف کننده همچون آمريکا محسوب ميگردد. بنابراين ميتوان گفت که کشورهاي توليد کننده هستند که هم براي فروش نفت و هم حفظ امنيتشان بر خلاف گذشته نياز به آمريکاييها دارند. در نتيجه آمريکاييها در حال حاضر از چنين مسالهاي به نفع خودشان سوءاستفاده ميکنند. ميدانيم که آمريکاييها از تشنج در منطقه سود ميبرند به دليل آنکه خودشان توليد کننده عمده نفت هستند، خيلي به نفت خاورميانه و خليج فارس نياز ندارند. حال دو مساله باقي ميماند اول کنترل قيمت نفت تا قيمت تمام شده نفت را در آمريکاي شمالي توجيه نمايد و از اين جنبه وضعيت ديگري پيش ميآيد که شايد تحريمهاي ايران و تشنج در منطقه ربط داشته باشد با کنترل و مهار چين، چون در حال حاضر چين و اقتصادهاي جنوب شرق آسيا بيشترين نياز را به نفت خاورميانه دارند. با اين وضعيت آنها براي تامين نفت دچار مشکل هستند. با تشنج آفريني ميان تهران-رياض، عربستان مجبور است سرمايهگذاري سنگيني روي سيستم دفاعي خود بکند و هر چه تهديدات بيشتر باشد رياض هزينه بيشتري را متحمل خواهد شد. عربستان با رقمي حدود 80 ميليارد دلار سومين رتبه را در ميان هزينه کنندگان روي صنايع نظامي در دنيا دارد. آمريکا فقط نگران افزايش قيمت نفت و دنبال کنترل قيمت جهاني نفت است. در آمريکا رويکردهاي متفاوتي نسبت به تحولات منطقه وجود دارد. رويکرد طرفداران صلح و جهاني شدن که نيازمند باز بودن فضاي بينالمللي است، رويکرد شرکتهاي اسلحهسازي و نفتي که به طور مشخص از افزايش تنش و يا حتي جنگ سود ميبرند. و در نهايت رويکرد جنگطلباني که شامل افراطيون و لابيهاي صهيونيستي ميشود و آنها نيز به دنبال جنگ هستند. اما به موازات اينها جنگ ديگري ميان طرفداران جهاني شدن و مخالفان جهاني شدن که ترامپ اين گروه را راهبري ميکند، وجود دارد.