آرمان ملی - هر چه به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و رقابت کاندیداها نزدیک میشویم شاهد اعلام مواضع جالب از طرف دونالد ترامپ و مشاورانش هستیم. ظاهرا در آمریکا برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری از هر روشی میتوان استفاده نمود تا افکار عمومی را به انحراف کشاند. ترامپ و مایک پمپئو رفتار و مواضع بسیار متناقضی دارند. از یک سو مدعی میشوند که خواهان مذاکره هستند اما از سوی دیگر مسبب همه گرفتاریهای مردم ایران همین سیاستهای دولتهای آمریکاست. مردم ایران این سیاستها را خوب میشناسند. آنها اگر واقعا صادقانه میخواستند رفتار کنند هر چند که از همان ابتدا نسبت به رفتارهای آنها شک و تردید وارد بود، اما برجام سنگ محکی بر بیتعهدی و عدم پایبندی به هر نوع قرارداد و توافق با ایالات متحده آمریکا بوده است. آنها به راحتی از این توافق چندجانبه و بینالمللی خارج شدند. همچنین همه تعهدات و مواضع دولت پیشین آمریکا را زیر پا گذاشته و اعلام کردند که برای آنها فقط منافع آمریکا مهم است، با دیگر معاهدات و توافقات بینالمللی هم همین رفتار را داشتهاند. حرف و عمل زمامداران کنونی کاخ سفید در تناقضی آشکار قرار دارد و تا زمانی که چنین شناختی از این افراد وجود دارد، بعید است کسی به سخنان آنها توجه کند. آمریکاییها اگر میخواهند رسانههای کشورمان تمایل نشان دهند که مواضع آنها را منعکس کنند، بهتر است که در درجه اول در افکار عمومی مردم ایران و دنیا ثابت کنند که از ثبات تصمیمگیری و فکری برخوردارند و تا چه میزان حاضرند رفتار غلط گذشته را در دشمنی با مردم ایران کنار بگذارند. همچنین فاصلهشان را با گروههای تروریستی مشخص کنند و باید تمام فتنههایی را که در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس به کمک آنها، صهیونیستها و دوستانشان دنبال میشود، متوقف کنند. سالهای زیادی است که آمریکا از برخی کلیدواژهها استفاده خلاف واقع میکند. همان گونه که آنها به ظاهر از دموکراسی دفاع میکنند، اما در مقابل دولتهایی که با رای مردم و اصول دموکراتیک روی کار آمدهاند ولی در جهت استقلال خود حرکت کرده و حاضر نیستند به آمریکا باج دهند، دموکراسی را فراموش میکنند. در عین حال کشورهایی که در طول تاریخشان هیچ انتخاباتی برگزار نکرده و دست مسئولانشان در جنایتهای مختلف آلوده بوده، از دوستان و متحدین خود میدانند. این دوگانگی را در تعریف تروریسم هم میبینیم. آنها مدعی هستند که با تروریسم مقابله میکنند اما در عمل اکثر گروههای تروریستی با کمک آنها شکل گرفتهاند و در حال فعالیتند. نمونه دیگر در رابطه با گروهک منافقین است که بیش از 17 هزار نفر از مردم کوچه و خیابان را به خاک و خون کشیدند اما در پناه آمریکاییها قرار دارند. حتی در جلسات آنها شرکت کرده و با آنها ملاقات میکنند. مساله فعالیتهای هستهای نمونهای دیگر است که از یکسو شعار میدهند که باید فعالیتهای هستهای صلحآمیز باشد و از این بابت ابراز نگرانی میکنند، در حالی که انبارهای آنها پر از سلاحهای هستهای است. آمریکاییها تنها کشوری هستند که از این سلاحها برای کشتار استفاده کرده و چند صد هزار نفر از مردم ژاپن را قتل عام کردند. کلیدواژه دموکراسی دستاویزی برای مسئولان آمریکا شده، سعی میکنند افکار عمومی را با چنین واژههایی فریب دهند. با توجه به شناختی که مردم کشورمان از مسئولان آمریکایی دارند میدانند که عوامفریبی آنها با چه هدفی دنبال میشود.