آرمان - محمدحسین لطفالهی: انفجار دو نفتکش که یکی از آنها متعلق به ژاپن بود، آن هم در شرایطی که «آبه شینزو» نخستوزیر این کشور در حال دیدار با مقام معظم رهبری بود، واکنشهای زیادی را در جامعه جهانی برانگیخت. آمریکا به همراه متحدانش تلاش کردند تا ایران را مقصر وقوع این حادثه جلوه دهند تا به این وسیله جمهوری اسلامی را به انزوای سیاسی بکشانند. «آرمان» در گفتوگو با «عبدالرضا فرجی راد»، استاد ژئوپلتیک و سفیر پیشین ایران در نروژ و مجارستان به بررسی این موضوع پرداخته است. وی اعتقاد دارد که حوادث اخیر سناریویی از سوی آمریکا و متحدان اوست، تا این کشور از انزوای دچار شده بهخاطر خروج از برجام، رها شود. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
در چند وقت اخیر شاهد اتفاقات و درگیریهایی در خلیج فارس بودیم که حداقل در چند سال اخیر بیسابقه است و عجیب بهنظر میآید. تحلیل شما از این اتفاقات نظیر انفجار دو نفتکش در دریای عمان چیست؟ ضعف امنیتی وجود دارد یا با نوعی سناریوسازی روبهرو هستیم؟
از زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده از برجام خارج شد، آمریکا در انزوای سیاسی قرار گرفت، بهطوری که حتی نزدیکترین متحدان آمریکا در برجام، حتی انگلستان که نزدیکترین متحد آنها در اروپا محسوب میشود، اذعان کردند که خروج یکجانبه واشنگتن از برجام اقدامی اشتباه بود و خود در این توافق بینالمللی باقی ماندند. کشورهای دیگر دنیا نیز به رغم پذیرش تحریمها و ریسک نکردن برای تجارت با ایران حداقل در ظاهر و بیانیههای سیاسی خود رسما از برجام حمایت کردند و خواستار حفظ آن به هر نحو ممکن شدند. حمایت قوی سیاسی اروپا و دیگر کشورهای قدرتمند جهان نظیر چین، روسیه، ژاپن و هند از توافق هستهای عملا آمریکاییها را در موضع انزوا قرار داد. ترامپ با توجه به تنشها و تشنجهایی که در مدت اخیر در خلیج فارس و دریای عمان آغاز شد از جمله مساله فجیره و قبلتر از آن حمله به سفارت آمریکا در بغداد، به این نتیجه رسید که روند تنشها در منطقه را به سمت ناامنسازی آبهای ایران و مقصر جلوه دادن کشورمان در این موضوع پیش ببرند. در نتیجه دست به ساخت سناریوهایی زدند که ایران را در منطقه در موضع ضعف قرار دهند و با متهم ساختن کشورمان،
شرایط برای ایجاد اجماع علیه آن را برای خود سهل سازند. نمیتوان مستقیما گفت ماجرای نفتکشها کار اسرائیل بوده یا عربستان یا حتی خود آمریکا، ولی بیشک ردپای دشمنان جمهوری اسلامی در تمام این اتفاقات دیده میشود. بهطور حتم دامن زدن به این مساله هماهنگ شده بهنظر میآید و اصلا عادی نیست. در ماجرای نفتکشها اول آمریکاییها سکوت کردند، بعد به ترتیب مایک پمپئو، ترامپ و پاتریک شاناهان به صحنه آمدند و انگشت اتهام این حملات خرابکارانه را به سوی ایران نشانه رفتند. بعد از آنها جرمی هانت، وزیر امور خارجه انگلستان به صحنه آمد و بدون وجود هیچ مدرکی اعلام کرد که با آمریکاییها همنظر است. بعد هم کشورهای عربی برای ایفای نقش خود حاضر شدند. امارات هم مدعی شد که مدارکی از این ماجرا در اختیار دارد و آنها را تقدیم آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد خواهد کرد. روند این اتفاقات عادی نیست و از وجود سناریویی از پیش تعیین شده حکایت دارد که میخواهد ایران را تحریک و وارد یک درگیری منطقهای کند. اتفاقی که میتواند بهانهای بسیار خوب برای ایالات متحده به منظور اجماعسازی علیه ایران باشد.
آیا هدف از طراحی و اجرای این سناریو صرفا اجماعسازی علیه ایران است و بهانهای برای آغاز درگیری نظامی نیست؟
هدف از سناریوی طرح شده این است که اول آمریکا را از انزوای سیاسی پسابرجام خارج کند و به دنیا نشان دهد که خروج از توافق هستهای اقدامی اشتباه نبود. در مرحله دوم میخواهد ایران را کشوری مخل امنیت منطقه و حتی آبهای آزاد معرفی کند که اگر کنترل نشود، ضررهای جبران ناپذیری به دیگر کشورها خواهد زد. در آخر هم میخواهند کشورهایی را که از برجام حمایت میکردند، به بهانه امنیت اقتصادی و امنیت بازار انرژی در مقابل ایران قرار دهند که این کشورها دست از حمایت بردارند و حتی با بغرنج شدن موضوع بهطور جدی در مقابل ایران بایستند. در نتیجه کشور باید برای مقابله با این سناریوها هوشیاری به خرج دهد و تلاش کند با دیپلماسی فعال نقشههای کشورهای متخاصم برای منزوی کردن ایران در عرصه بینالملل را خنثی کند. فاز قبلی این سناریوها تلاش آمریکا برای اهل مذاکره نشان دادن خود بود. رئیسجمهور این کشور در ژاپن اعلام کرد که ایران با رهبران کنونی میتواند به کشوری موفق در منطقه بدل شود و تاکید داشت که واشنگتن قصد ندارد نظام سیاسی ایران را تغییر دهد. همزمان و در سوئیس، مایک پمپئو با عقب نشینی از شروط دوازدهگانه آمریکا برای مذاکره با ایران
تصریح کرد که ایالات متحده آمادگی دارد بدون پیششرط با ایران مذاکره کند. در این شرایط اگر ایران ناخواسته در زمین دشمن بازی کند و اسیر حاشیهسازیها شود، اصلا خوب نیست و باید حواسمان جمع باشد که این اتفاقها نیفتد.
مدارکی که از سوی آمریکا و متحدان منطقهای این کشور به مراجع قانونی نظیر شورای امنیت سازمان ملل ارائه شده از جمله آن ویدئو کمکیفیت سیاه و سفید آیا توان اجماعسازی علیه ایران را داراست؟ اساسا مساله نفتکشهای منفجر شده در دریای عمان برای ایران به بحرانی جدی بدل خواهد شد؟
آنچه امارات مدعی شده بهعنوان مدرک تحویل دبیرکل سازمان ملل داده را که کسی ندیده و اصلا نمیدانیم چیست که بخواهیم درباره آن نظر بدهیم. آنچه که آمریکاییها نیز در قالب ویدئویی از یک قایق موتوری منتشر کردهاند، محتوای خاصی ندارد که بتواند موضوع خاصی را ثابت کند و ایران را در مظان اتهام قرار دهد. روسیه آن را ناکافی دانست و حتی کشورهای غربی و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز آن را بهعنوان سند و مدرکی معتبر علیه ایران نپذیرفتند. جالب آنجاست که کشورهایی که نفتکشهایشان در این ماجرا صدمه دیده یعنی نروژ و ژاپن نیز حاضر به موضعگیری علیه ایران نشدند. در حالی که طبیعتا و با توجه به ماهیت اتفاق، ابتدا کشورهای خسارت دیده باید مدعی باشند اما این اتفاق نیفتاده و آمریکا به همراه انگلستان و عربستان سعودی و امارات در حال پروندهسازی برای ایران هستند.
در شرایط امروز که برجام بهعنوان توافقی ضامن صلح کارآمدی خود را از دست داده، راهبرد سیاست خارجی ایران برای مقابله با تحریمها و کاهش تنش چه خواهد بود؟ تا چه زمانی سیاست نه مذاکره و نه جنگ اجرایی است؟
مقامات ارشد ایران اصل مذاکره را رد نکردهاند و گفتهاند که با دولت «ترامپ» بهعنوان دولتی که به توافقهای بینالمللی پایبند نیست، مذاکره نخواهند کرد. طبیعتا پس تا زمانی که دولت فعلی آمریکا بر سر کار باشد و به سیاستهای خصمانه خود علیه ایران ادامه دهد مطمئن هستیم که خبری از مذاکره نخواهد بود. ایران حتی پیش از خروج آمریکا از برجام نیز در قالب پنج به علاوه یک با این کشور مذاکراتی برجامی داشت اما همان زمان هم مذاکرات روند خوبی را طی نمیکرد و سنگاندازیهای آمریکا هر روز بیشتر میشد. برجام را که همه از جمله خود آمریکا پذیرفته بودند و بر سر آن اتفاق نظر داشتند. وقتی آمریکاییها از این توافق خارج میشوند و تحریمهایی سنگین علیه اقتصاد، نفت و صنایع پتروشیمی ایران وضع میکند، بهطوری که حتی ورود غذا و دارو به داخل کشور دچار مشکلاتی میشود، ایران میفهمد که ایالات متحده چه هدفی را از این اقدامات دنبال میکند، مطمئنا به سمت مذاکره نخواهد رفت. در شرایط کنونی و با توجه به فاصله حدودا یکساله تا انتخابات ریاست جمهوری سال 2020 آمریکا باید با مقاومت و اصلاح برخی مشکلات داخلی صبوری کرد تا شاید دولت در آمریکا تغییر کند
و روزنهای به سوی مذاکره مجدد باز شود. البته تا آن زمان هم شرایط بسیار سخت است زیرا هرروز شاهد سناریویی جدید از سوی آمریکاییها هستیم و معلوم نیست پاسخ ایران به این سناریوهایی که احتمالا خطرناک نیز خواهند بود، چیست. پس از آن باید دید چه کسی پیروز رقابتهای انتخاباتی در آمریکا خواهد بود و سیاستهای فرد پیروز در قبال ایران و به خصوص برجام چگونه است تا بتوان ارزیابی بهتری از مساله داشت. اگر دولتی در آمریکا به سر کار بیاید که سیاست بازگشت به برجام را اجرایی کند، فکر میکنم ایران آمادگی آن را دارد که در قالب پنج به علاوه یک با دولت جدید آمریکا به گفتوگو بنشیند و بهدنبال حل مساله هستهای برآید. بعید میدانم در صورت وقوع چنین اتفاقی مشکلی در داخل ایران با اصل مذاکره وجود داشته باشد.
کشورهای غیرمتخاصم چه نقشی میتوانند در راستای کاهش تنشها ایفا کنند و حضور آنها برای جلوگیری از وقوع تنش و درگیری جدی در منطقه چقدر میتواند موثر باشد؟
نقش این کشورها به شدت برای ایران اهمیت دارد. صحیح است که ترامپ از نخست وزیر ژاپن خواسته بود که در سفر به ایران حامل پیامی برای ایران باشد، اما خود ژاپنیها نیز منافعی در این سفر داشتند. نزدیک به 90درصد نفت این کشور از طریق خلیج فارس تامین میشود و امنیت تنگه هرمز برای آنها اهمیت فراوانی دارد. در چنین وضعی خود ژاپن به روند همکاری خود برای کاهش تنش ادامه خواهد داد تا منافع اقتصادیاش با وقوع تنش و درگیری در خلیج فارس به خطر نیفتد. ضمن آنکه کشورهای دیگر نیز هنوز نمیتوان گفت که از میانجیگری ناامید شدهاند و دست از تلاش برای کاهش تنشها برداشتهاند. عمان و قطر همچنان به تلاشهای خود برای کاهش مشکلات و درگیریها در منطقه ادامه میدهند و صحبتهایی را با آمریکا و ایران دارند. عراقیها به شدت فعالند تا بتوانند نقش خود را در کنترل شرایط خاورمیانه به خوبی ایفا کنند و مذاکرات خوبی با آمریکا داشتهاند. از طرفی باید دید نتایج سفر هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان به ایران چه بوده و ایران با آلمان بهعنوان نماینده کشورهای اروپایی حامی برجام به چه توافقی دست یافته است. گفتوگو با کشورهای غیرمتخاصم نیاز است تا هم شرایط
ایران و پایبندی آن به لزوم حفظ امنیت منطقه برای دیگر کشورها تشریح شود و هم تلاشهای لازم برای برقراری روابط اقتصادی و تجاری با این کشورها به منظور کاهش آثار سوء تحریم انجام گیرد. هرچند برخی کشورها چون انگلستان تبدیل به آتش بیار تنش میان ایران و آمریکا شدهاند اما مشکل آنها در اصل با ایران نیست. سیاستمداران این کشور و به خصوص محافظهکارها میخواهند با نزدیک نشان دادن مواضع خود به آمریکا شرایط را برای رسیدن به نخست وزیری یا باقی ماندن در دولت آینده تسهیل کنند. مواضع تند جرمی هانت و بوریس جانسون علیه ایران از همین مساله ناشی میشود. در نتیجه نباید در قبال این افراطگریهای انگلستان رفتاری نشان داد که در آینده دردسرهای سیاست خارجی ما را دو چندان کند. باید بهدنبال کنترل شرایط بود تا زمان شرایط را تغییر دهد.
از کنترل شرایط سخن گفتید، یکی از معدود تجارتهای معاف از تحریم ایران بندر چابهار و سرمایهگذاری روی توسعه آن است. بهنظر شما این بندر میتواند الگویی برای مقابله با تحریمها باشد؟
حجم تجارت و سرمایهگذاری در چابهار و درآمد ناشی از این بندر در مقابل درآمد کلی دولت رقم بزرگی نیست. در حقیقت آمریکا بهدلیل خواست هند و شرایط ویژه افغانستان پذیرفت که این منطقه معاف از تحریمها باشد. باید توجه کرد که از طرفی قدرت تجاری چین روزبهروز در حال افزایش است و این کشور تلاش میکند تا خود را به آمریکا برساند. در نتیجه ایالات متحده میخواهد با کمک به هند برای رشد اقتصادی و قد علم کردن در برابر چین، پکن را کنترل کند و مانع از ادامهدار شدن این روند رو به رشد چینیها شود. این یکی از دلایلی است که آمریکا نخواست سرمایهگذاریهای هند در چابهار هدر رود و آنها ضرر کنند. از سوی دیگر افغانستان نیازهای ضروری فراوانی دارد که تامین آن تنها از طریق خشکی امکانپذیر نیست و این کشور را با مشکلات زیادی روبهرو خواهد کرد. همچنین بحرانی شدن فضای جامعه افغانستان بهدلیل برخی کمبودها میتواند چالشهای زیادی برای آمریکا به وجود آورد که شورش علیه نیروهای آمریکایی تنها یکی از این چالشها خواهد بود. به همین دلایل است که واشنگتن در شرایط فعلی راضی شده بندر چابهار ایران را از تحریمها
معاف سازد.
نقش کشورهای منطقه در کاهش آسیبهای ناشی از تحریم را چندان مهم نمیدانید؟
چرا این کشورها اهمیت دارند اما کارکردن با هر کدام از آنها شرایط ویژهای را میطلبد. ما 15 همسایه داریم که با سه همسایه روابط حسنه نداریم. 12 کشور باقی مانده نیز هر کدام خصوصیات خاص خود را دارند و برای جلب رضایت آنها به منظور همکاری تجاری مستمر با ایران نیاز است که تمهیدات خاصی اندیشیده شود. برای کار با هرکدام از این کشورها باید کارگروههایی متشکل از کارشناسان خبره سیاسی و اقتصادی تشکیل شود تا بتوان این طرح را به موفقیت رساند. مطمئنا تجارت با ایران برای آن کشورها نیز میتواند سود خوبی داشته باشد و اگر بتوانیم رضایت آنها را در این زمینه جلب کنیم، مطمئنا از آثار سوء تحریمها کاسته خواهد شد.
در این زمینه فکر میکنید عواقب عدم تصویب لوایح FATF با توجه به فرارسیدن ضربالاجل این کارگروه ویژه مالی برای ایران چه خواهد بود؟
اروپاییها اگر بخواهند اینستکس را برای غذا و دارو راهاندازی کنند، مطئنا خواهند گفت که نیاز است این لوایح در ایران تصویب شود. از سوی دیگر برخی کشورهای دوست مانند روسیه و چین نیز تاکید کردهاند که باید این مساله حل شود؛ زیرا در غیراین صورت ظن پولشویی وجود خواهد داشت و این کشورها را نیز دچار مشکلات زیادی در عرصه اقتصاد و روابط بانکی خواهد کرد. مسئولان ایران باید بنشینند و با تحلیل و بررسی دقیق دریابند که میان تصویب و عدم تصویب کدام انتخاب منافع ملی را بهتر تامین میکند و بر این اساس تصمیمگیری کنند.
ارزیابی شما از مساله کاهش تعهدات برجامی چیست؟
مساله این است که طبیعتا ایران باید بعد از خروج ترامپ از برجام عکسالعملی نشان میداد که هم جامعه ایرانی این انتظار را داشت و هم جامعه جهانی بهویژه اروپاییها باور میکردند؛ بنابراین با این اقدام ایران تا حدود قابل توجهی نشان داد آنچه ایران در تبلیغات یا در مذاکرات از سوی مسئولان ایرانی مطرح شده، بلوف نبوده و واقعیت دارد، اما ایران بیگدار به آب نمیزند و مرحله به مرحله پیش میرود. در واقع دنیا از عکسالعمل ایران شوکه شد، هم آمریکاییها تصورش را نمیکردند و هم اروپاییها و کشورهایی مانند روسیه و چین تصور نمیکردند چنین اقدامی انجام شود، اما شد. در مجموع اروپاییها هم عکسالعمل مناسبی نشان ندادند، آنها از یک طرف نیمه پر لیوان را نشان دادهاند که آری برجام باید بماند، ما به آن متعهد هستیم، ایران هم باید متعهد باشد اما در لفاظیها نمیگویند که آمریکا از برجام خارج شد. بنابراین آنها، یک طرف قضیه را میبینند، در حالی که نیمه خالی لیوان این است که اروپاییها در جملاتشان اظهار امیدواری کردند که ایران متعهد بماند، گرچه تهدیدهایی هم داشتند مبنی بر اینکه مجددا تحریمهایی را اعمال میکنند، نمیدانیم اروپاییها
چه تحریمهایی را میخواهند اعمال کنند، همه چیز که تحریم است، تمام شرکتها به کشورهایشان بازگشتهاند.