بستن
کد خبر: ۱۰۹۹۸۹

معامله قرن عربستان در ازای کشیدن پای ایران به جنگ

معامله قرن عربستان در ازای کشیدن پای ایران به جنگ

آرمان - احسان انصاری: دونالد ترامپ از مواضع جنگ‌طلبانه‌اش عقب‌نشینی کرده و تلاش می‌کند همچنان با حربه اقتصادی فشار به ایران را ادامه بدهد. این رویکرد ترامپ بیش از آنکه نشان‌دهنده تدبیر سیاسی وی باشد نشان می‌دهد که او در ابتدا عمل می‌کند و سپس به پیامدهای آن فکر می‌کند؛ رئیس‌جمهوری که با اصول و مبانی سیاسی بیگانه است و تنها سیاست برتری‌طلبی و تنش را آموخته است. اینکه تاریخ درباره ترامپ چه قضاوتی خواهد کرد شاید در آینده مشخص خواهد شد اما به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین میراثی که ترامپ از خود به یادگار خواهد گذاشت خشونت خواهد بود. میراثی که رهبران زیادی در تاریخ جهان از خود به ارث گذاشته‌اند و در ازای آن خون‌های انسان‌های بی‌گناهی به زمین ریخته شده است. نکته دیگر اینکه ترامپ هنوز با افق معنایی و هویت ایرانیان آشنا نیست و از واکنش ایرانیان در زمانی که در معرض حمله بیگانه قرار می‌گیرند اطلاع ندارد. به گواهی تاریخ در هر مقطع زمانی که ایران مورد حمله بیگانه قرار گرفته همه ایرانیان به یک پیکره واحد تبدیل شده‌اند و آن شر را از دامن ایران زدوده‌اند. اتفاقی که ممکن است درباره تخاصم‌های ترامپ نیز رخ بدهد. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی آخرین تحولات بحران کنونی ایران و آمریکا «آرمان» با دکتر فاطمه رهبر دکترای مدیریت استراتژیک، عضو حزب موتلفه اسلامی و نماینده سه‌دوره مجلس گفت‌و‌گو کرده که در ادامه ماحصل آن را می‌خوانید.

درحالی که تنش بین ایران و آمریکا در شدیدترین وضعیت خود قرار دارد، تحرکات منطقه‌ای و برخی اتفاقات غیرمنتظره نیز مزید بر علت شده است.

واقعیت آن است که در حال حاضر به‌دلایل مختلف میزان تنش بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا به بالاترین حد ممکن رسیده و جای هیچ‌شکی در این موضوع نیست. بالارفتن سطح تنش و احتمال تقابل را می‌توان از یکسو به‌دلیل زیاده‌خواهی و زورگویی آمریکا و از سوی دیگر تحریکات و تحرکات ارتجاع عربی دانست که می‌خواهند در راستای تحقق و اجرایی‌سازی معامله قرن، ایران اسلامی را به‌عنوان مهم‌ترین رقیب خود وارد فضای جنگ نظامی کنند. البته از نظر نباید دور داشت که برخی از چهره‌های اصلی سیاست خارجی آمریکا همچون جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ‌سفید سال‌هاست آرزوی جنگ نظامی با ایران و براندازی جمهوری اسلامی را دارند و ان‌شاءا... این آرزوی شوم خود را به گور خواهند برد. بنده معتقدم بخش زیادی از اتفاقات و تحرکات اخیر، جنگ روانی و فضاسازی رسانه‌ای است تا حرکت به‌سمت تقابل نظامی. هرچند نباید از نظر دور داشت که دشمنان ایران و نظام اسلامی از هیچ‌کوششی برای ضربه به جمهوری اسلامی دریغ نخواهند کرد اما خودشان هم خوب می‌دانند جنگ با ایران به‌سادگی جنگ عراق یا افغانستان نیست و هزینه‌های آن ده‌ها و صدها برابر برای آنهاست. شک نکنید آنها اگر به موفقیت اقدام نظامی اطمینان داشتند سر سوزنی تعلل نمی‌کردند.

ترامپ در توئیت جدید خود از پایان ایران در صورت تهدید توسط ایران سخن گفته است. دیدگاه شما درباره این عبارت وی چیست؟

اصولا ترامپ آدم بی‌منطقی است و محاسبه‌شده و باتفکر حرف‌هایش را بیان نمی‌کند. از سوی دیگر او آدم لفاظی هم است و دوست دارد با ادبیات تهدید، طرف مقابل را وادار به تسلیم و کرنش کند. بزرگنمایی قدرت آمریکا از دیگر ویژگی‌های ترامپ است که سعی می‌کند با بهره‌گیری از آن، مخاطب خود را درگیر جنگ روانی و فضاسازی کند. هرچند این‌گونه صحبت‌ها مصداق طبل توخالی هستند اما در همین توئیت ترامپ، یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن اینکه ترامپ از پایان ایران سخن گفته و نه پایان جمهوری اسلامی. همین نکته نشان می‌دهد ساکنان کاخ‌سفید فارغ از دموکرات یا جمهوریخواه‌بودنشان با ایران مشکل دارند و مشکل‌شان فقط جمهوری اسلامی نیست. آنها به‌روشنی خواهان تجزیه و فروپاشی ایران هستند. خوبی ترامپ در مقایسه با روسای قبلی آمریکا این است که چون سابقه کار سیاسی ندارد حرف‌هایش را به‌صراحت و با صدای بلند می‌زند. همین باعث می‌شود اهداف پنهانی و پشت پرده آنها هم عیان و آشکار شود.

چرا ترامپ پس از سخن‌گفتن از پایان ایران در مدت کوتاهی موضع خود را در این زمینه تعدیل کرد؟

ترامپ آدم لفاظی است و خیلی روی حرف‌ها و تصمیماتش محاسبات منطقی و عقلانی انجام نمی‌دهد؛ نتیجه آن می‌شود که پس ازگذشت مدت کوتاهی بسیاری از صحبت‌های قبلی‌اش را اصلاح یا تعدیل می‌کند. نمونه‌اش خروج نیروهای آمریکایی از سوریه؛ یکبار تصمیم به خروج آنها می‌گیرد و بار دیگر تصمیم به ماندن آنها. از سوی دیگر به‌نظر می‌رسد او متوجه توانمندی‌های نظامی و امنیتی ایران در سطح منطقه شده و لذا پس از مدت کوتاهی نگاه واقع‌بینانه‌تری به موضوع داشته است. به هر حال او آدم اقتصادی است و قاعدتا باید اهل هزینه، فایده باشد.

چرا ترامپ علاقه زیادی به مذاکره با ایران دارد؟

اساسا هدف ترامپ از فشار اقتصادی و جنگ روانی، کشاندن ایران به پای میز مذاکره است. او دوست دارد در 4‌ساله اول ریاست‌جمهوری‌اش یک دستاورد بزرگ در حوزه سیاست خارجی داشته باشد و چه دستاوردی بهتر از توافق با جمهوری اسلامی به‌عنوان قدرت برتر خاورمیانه. کاری که قبلی‌ها نتوانستند به آن دست یابند‌. ترامپ اساسا فردی است که میل به دیده‌شدن دارد و دوست دارد همه‌چیز به‌نام او تمام شود. او دوست دارد دیده شود و مورد تحسین قرار گیرد. البته اینکه از دل مذاکره با ترامپ هم نتیجه قابل توجهی به دست آید موضوع دیگری است که بسیار بعید می‌نماید. نمونه آن مذاکره با کره‌شمالی است.

بهترین واکنش ایران نسبت به درخواست مذاکره از طرف ترامپ چه می‌تواند باشد؟

مذاکره به‌خودی‌خود بار منفی ندارد و نهایتش این است که به نتیجه مطلوب منتهی نشود، اما موضوع مهم این است که مذاکره با چه کسی، در چه زمانی و با چه هدفی؟ به فرض که ایران وارد فاز مذاکره با آمریکای ترامپ بشود اول اینکه در زمانی که آمریکا 12شرط را برای مذاکره اعلام کرده که در واقع اجرای آنها به منزله پایان جمهوری اسلامی است، مذاکره چه معنایی دارد؟ دوم اینکه اگر مذاکرات به توافقی منجر شد چه تضمینی وجود دارد که آمریکا پایبند تعهداتش باشد؟ مگر نه اینکه برجام حاصل توافق ایران با شش قدرت دنیا و به استناد قطعنامه شورای امنیت بود؟ نکته سوم اینکه در شرایط حاضر که آمریکا بیشترین فشار ممکن را به کشور و ملت ایران وارد نموده است، پذیرش مذاکره به‌منزله تسلیم و از روی ترس تلقی‌شده و قاعدتا در جریانات این‌گونه مذاکرات احتمالی، دست برتر با آمریکا بوده و شرایط یکسانی برای طرفین جاری و ساری نخواهد بود.

آقای ظریف در مواضع اخیر خود از مربع «بی» نام برده که شامل عناصری است که به‌دنبال جنگ با ایران هستند. چرا بولتون، بنیامین نتانیاهو، بن‌سلمان و بن‌زاید به‌دنبال جنگ با ایران هستند؟

جان بولتون که به دشمنی و عناد با جمهوری اسلامی و حتی کلیت ایران شهره است و سال‌هاست در آرزوی حمله نظامی به ایران است. از نتانیاهو به‌عنوان نخست‌وزیر رژیم جعلی و کودک‌کش صهیونیستی نیز انتظاری جز این نمی‌رود. عربستان نیز چون در تمام زمینه‌ها قافیه رقابت را به جمهوری اسلامی باخته و به‌خودی‌خود یارای مقابله با ایران را ندارد، دست به دامن آمریکا شده است. امارات هم اساسا جایگاهی ندارد و پیرو تام و تمام عربستان سعودی است.

چه کسانی و با چه هدفی در منطقه و جهان از جنگ بین ایران و آمریکا سود خواهند برد؟

قاعدتا رژیم صهیونیستی، عربستان، گروه‌های برانداز و اپوزیسیون همچون منافقین، رقبای منطقه‌ای جمهوری اسلامی، گروه‌های تکفیری و در کل تمام آنهایی که جمهوری اسلامی به‌مثابه استخوانی در گلو و خار در چشمشان بوده است، از تقابل ایران و آمریکا سود خواهند برد، چراکه به‌خودی‌خود کاری در برابر جمهوری اسلامی از پیش نخواهند بُرد و لذا دست به دامان آمریکایی‌ها می‌شوند و از تمام ابزارهای تحریک‌کننده هم بهره می‌برند تا آمریکا را وادار به جنگ با ایران کنند. غافل از اینکه آتش این نزاع احتمالی دامنگیر همه آنها هم خواهد شد.

آیا واکنش ایران در مقابل تحریم‌های آمریکا و تعلیق برخی از مفاد برجام در شرایط کنونی و افزایش میزان غنی‌سازی اقدام مناسب و آینده‌نگرانه‌ای بود؟

به هر حال در برجام هر کدام از طرفین تعهداتی را متقبل و متعهد شده‌اند. نمی‌شود یک طرف از تعهدات خود دست بکشد و از طرف دیگر بخواهد تمام و کمال به تعهدات خود عمل کند. ما در گام اول از برجام خارج نشده‌ایم و اقدامی برخلاف آن هم انجام نداده‌ایم بلکه مطابق برجام در صورتی که طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرد، می‌توانیم عکس‌العمل خاص خود را داشته باشیم که خوشبختانه به‌عنوان یک اقدام متقابل از سوی جمهوری اسلامی عملی شد. در شرایط کنونی تقویت سرمایه اجتماعی نظام و اعتمادسازی بیش از پیش در بین آحاد جامعه مهم‌ترین مولفه قدرت داخلی خواهد بود. مشکل ایران و آمریکا ریشه‌ای و بنیادی است. مشکل ایران و آمریکا تقابل خیر و شر و مصداق حق و باطل است. به همین دلیل نیزهر قدم عقب‌نشینی در برابر آمریکا سبب جسارت و گستاخی بیش از پیش آنها خواهد شد.

کشورهای اروپایی در ضرب‌الاجل60روزه‌ای که ایران به آنها داده اقدام مناسبی نشان خواهند داد؟ به‌نظر شما واکنش کشورهای اروپا درباره تنش نظامی بین ایران و آمریکا چه خواهد بود؟

تجربه نشان داده که اروپا از استقلال لازم برخوردار نیست. آنها شاید بخواهند گام‌های بهتری نیز در این زمینه بردارند اما بسیار بعید است که بتوانند. اساسا این ذهنیت که بتوان اروپا را خیلی از آمریکا جدا کرد به‌نظرم شاید چندان درست نباشد. شاید در مقاطعی اختلافات تاکتیکی داشته باشند اما اختلافشان قطعا راهبردی نیست. البته می‌توان با دیپلماسی فعال از همان اختلافات اندک نیز بهره برد. قاعدتا اروپا طرفدار جنگ نیست چون خطرات بزرگی را متوجه آنها می‌کند. بالارفتن قیمت نفت، بی‌نظمی در منطقه حساس خاورمیانه، موج جدید مهاجرت از خاورمیانه به سمت اروپا و کاهش امنیت در فرایند انتقال انرژی و... از جمله مهم‌ترین تهدیداتی است که می‌تواند متوجه اروپا باشد و لذا اروپا هم این را نمی‌خواهد هرچند که به هر حال اروپا و آمریکا در ناتو با یکدیگر هم‌پیمان هستند اما در شرایط فعلی اروپا به هیچ‌وجه حامی تقابل نظامی در خاورمیانه نیست.

تحلیل شما از رفتارشناسی روسیه و چین در بحران ایران و آمریکا چیست؟

به هر حال چین و روسیه هم در فضای سیاسی دنیا به‌دنبال منافع خود هستند و روابط خود را براساس منافع‌شان تنظیم می‌کنند. از نظر نباید دور داشت که آنها در مقایسه با شرکای اروپایی برجام به نسبت بهتر عمل نموده‌اند. در هر صورت جنگ در خاورمیانه به‌نفع هیچ‌کدام از آنها نیست. چین بزرگترین مصرف‌کننده و خریدار نفت خاورمیانه و بازار مصرف بسیار بزرگی برای تولیدات نفتی ایران است و از طرفی تهدید ایران به‌عنوان یکی از شرکای اصلی چین در منطقه عملا در تقابل با سیاست‌های منطقه‌ای چین خواهد بود. از طرف دیگر روسیه به‌عنوان یکی از دو ابرقدرت نظامی جهان همچنان رقابت‌هایی را در حوزه‌های نظامی و امنیتی با آمریکا دارد و از طرفی نمی‌خواهد ایران را به‌عنوان یکی از شرکای اصلی منطقه‌ای خود از دست بدهد. به‌نظرم در مقطع فعلی چین و روسیه می‌توانند نقش فعال‌تری را ایفا نمایند. البته تجربه نشان داده که در این‌گونه فضاها نباید اعتماد بیش از حد به شرکا و هم‌پیمانان داشت که ممکن است سبب اشتباه محاسباتی شود.

این احتمال وجود دارد که عربستان با شیطنت‌های خود ایران و آمریکا رادر عمل انجام‌شده یعنی تنش نظامی قرار بدهد؟

عربستان سعودی رقیب منطقه‌ای جمهوری اسلامی است چه از نظر نظامی، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر فرهنگی و مذهبی. عربستان در سالیان اخیر در فضای خاورمیانه در برابر جمهوری اسلامی به‌شدت شکست خورده است. از سوریه و عراق گرفته تا لبنان و یمن. از طرفی خودش هم می‌داند که به‌تنهایی یارای مقابله با جمهوری اسلامی را ندارد. عربستان همان‌گونه که ترامپ هم گفته «گاو شیرده» آمریکاست. البته عربستان در دوره بن‌سلمان، روند افراطی‌تر و رادیکال‌تری را در سیاست‌های منطقه‌ای در پیش گرفته و لذا می‌کوشد تا بر آتش نزاع بین ایران و آمریکا بدمد تا شاید در این بین بتواند به خیال خام خود حذف جمهوری اسلامی و چه‌بسا تجزیه ایران را شاهد باشد. سعودی البته در سالیان اخیر تمام ابزار خود را به میدان آورده است؛ از قیمت‌شکنی در بازار نفت گرفته تا هم‌پیمانی پشت پرده با اسرائیل و حمایت از تروریسم تکفیری که البته به حول و قوه الهی نتیجه‌ای هم نگرفته و در شرایط فعلی می‌کوشد با مشارکت در معاهده ننگین معامله قرن بیش از پیش در راستای اهداف غرب گام بردارد. از طرفی شرایط بد سیاسی در داخل کشور عربستان سبب‌شده به هر اقدامی برای به‌دست‌آوردن ظاهری قدرتمند متمایل شود.

تنش با ایران در نهایت در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده آمریکا به‌سود ترامپ خواهد بود یا به ضررش؟ آیا اقدامات جنگ‌افروزانه ترامپ در خاورمیانه احتمال چهار‌ساله‌شدن دوران ریاست‌جمهوری وی را افزایش می‌دهد؟

قاعدتا اگر ترامپ بتواند ایران را به پای میز مذاکره بکشاند و مذاکرات به نتیجه‌ای برسد در مبارزات انتخاباتی به‌نفع ترامپ خواهد بود و می‌تواند به‌عنوان دستاوردی قابل توجه مورد استفاده رسانه‌ای قرار گیرد. اما نزاع احتمالی در خاورمیانه قطعا به‌ضرر ترامپ خواهد بود، چون این درگیری هم از نظر اقتصادی، هم از نظر اجتماعی و هم از انسانی برای آمریکا کم‌هزینه نخواهد بود. از یاد نبریم که این جمهوری اسلامی ایران بود که سبب شکست جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا در انتخابات 1980 شد و صد البته ناگفته پیداست قدرت نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران نقل هر محفل و مجلس بین‌المللی شده است و بعید است ترامپ بخواهد چنین ریسک بزرگی را متحمل شود و نیز در این رابطه هیچ‌اجماع جهانی هم وجود ندارد هرچند نزدیکان او بی‌صبرانه در آرزوی درگیری نظامی با جمهوری اسلامی ایران هستند. ایران شروع‌کننده جنگ نخواهد بود اما در دفاع از خود ذره‌ای کوتاه نخواهد آمد. نکته دیگر اینکه آمریکا باید این نکته را در نظر داشته باشد که اگر آمریکا جنگی را شروع کند، پایانش توسط آمریکا تعیین نمی‌شود. موفقیت‌های سپاه در عرصه مبارزه با تروریسم تکفیری و برهم زدن نقشه‌های استعمار جهانی، مهم‌ترین دلیل قرارگرفتن نام سپاه در لیست سازمان‌ها تروریستی آمریکا و نشانه عناد آنها با این سازمان مردمی و انقلابی است. آمریکا بداند همان‌گونه که رهبری معظم فرمودند دوره بزن‌دررو گذشته است و دشمن در هر سطحی بخواهد ضربه بزند در همان سطح پاسخ دریافت خواهد کرد.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار