آرمان - آمریکاییها تجربه تلخی از تهاجم به کشورهای منطقه داشتهاند. حمله آنها به افغانستان، عراق و بعدها سوریه ناموفق بوده است. اکنون که ترامپ در آستانه انتخابات 2020 است، قاعدتا نباید دست به یک قمار خطرناک بزند که روی آینده ریاستجمهوری او تاثیر منفی خواهد داشت. با توجه به مجموعه نشانههایی که بهوجود آمده، احتمال جنگ در شرایط فعلی خیلی کم است مگر اینکه حادثه پیشبینینشده و موثری اتفاق بیفتد. از طرفی جمهوری اسلامی هم در فعالیتها و حضور در منطقه و خلیج فارس دقیقتر شده و هم سیاست شکیبایی هوشمندانه را در پیش گرفته که اقدامی قابل قبول در شرایط فعلی است. اگر آمریکاییها دنبال بهانهای برای حمله به ایران بودند، این بهانهها تا حدودی به وجود آمد اما پیداست که آمریکا نمیخواهد دست به چنین اقدامی بزند. از طرفی آنچه ترامپ را بیشتر برای حمله به ایران تحت فشار قرار میدهد، همکاران تندرو و افراطیاش در کاخ سفید هستند. همچنین عربستان سعودی و اسرائیل که برای رویارویی خیالپردازیها کردهاند، توانایی حمله به ایران را به طور مستقل ندارند. درحقیقت مساله ایران و آمریکا پیچیدهتر شده و همین پیچیدگی است که میتواند موجب نگرانی شود. باید تلاش ما در این مسیر باشد که هر لحظه شرایط را کنترل کرده و مهار اتفاقات را در دست داشته باشیم و با کنترل شرایط است که میتوانیم امنیت اقتصادی و اجتماعیمان را حفظ و تقویت کنیم. رساندن حجم غنیسازی به چهاربرابر آنچه قبلا بوده، در حقیقت تلاشی است برای اینکه به طرفهای دیگر در برجام گوشزد شود که ایران تا چه حدی خویشتنداری کرده و آنها باید گام عملی بردارند تا ایران از مواهب برجام برخوردار باشد. رفتاری که آمریکا از آن بهرهبرداری کند حتما خطرناک است و از این رو ایران اقدامی انجام داده که نمیتواند به نفع آمریکا تمام شود. آرزوی آمریکا این بود و هنوز هم همین است که ایران خودش از برجام خارج شود. اکنون از هر دو طرف تحت فشار هستیم و اگر در سیاستها مخصوصا در ارتباط با مساله غنیسازی و دقت کافی نداشته باشیم ممکن است اهداف ایران تامین نشود. هرچند در پاراگراف 26، 27، 29 و 36 برجام این مساله آمده که در صورت عدم رسیدگی از سوی شورای مشترک به شکایت ایران، ایران میتواند خودش تولید و نظارت کند. اما باید هر حرکت ما در این مسیر کاملا حسابشده و دقیق باشد تا طرفهای دیگر نتوانند بهانهای برای فشار بیشتر پیدا کنند که به نفع آمریکا خواهد بود و میتواند بهرغم اعلام موگرینی که ظرف چند هفته آینده سر و صورت روشنی به اینستکس داده خواهد شد، خلل در کار وارد شود. کلاف سردرگمی که اگر تدبیر و خرد سیاسی در آن نباشد به زیان ما تمام خواهد شد، به طوری که هر روز دچار یک نوع فقدان در زمینههای مختلف از اقتصادی و اجتماعی شویم و علاوه بر آن جامعه در حالت رکود قرار گیرد و این مجموعا به نفع نظام نخواهد بود. در این میان شیوههایی برای اینکه ضریب اطمینان را بالا ببرد تا به گفته ترامپ مبنی بر اینکه خواهان جنگ نیست، اعتماد کنیم، وجود دارد. در توضیح اینکه آمریکا قابل اعتماد نیست باید گفت سطح توقع ترامپ غیراصولی و غیرمعمول است. توقع زورگویانهای که سطح وسیعی را دربر میگیرد. اگرچه مساله برجام در کانون شرایط امروز قرار گرفته ولی دایره توقع چنان وسیع است که از محدوده منطق بینالملل و دیپلماسی خارج میشود. در این میان 12 شرط مطرحشده بسیار بیمعنی خواهد بود. این توقعها آنقدر غیراصولی است که با صراحت میتوان گفت براساس همین تقاضاهای سنگین مطرحشده نمیتوانیم بههیچ وجه به ترامپ اعتماد کنیم. اگر چه امروز گفتن این حرف فایدهای ندارد اما گفته میشود که طرف دیگر ماجرا به زمان تصویب توافقنامه هستهای برمیگردد که همان زمان برجام باید در کنگره آمریکا هم به تصویب میرسید تا به صورت یک قانون درآید و رئیسجمهور بعدی نتواند آن را لغو کند. در برابر میتوان یادآوری کرد که آمریکا فقط از برجام خارج نشد و خروج یکجانبه و عجیب آمریکا از پیمانهای جهانی و منطقه، دوجانبه و چندجانبه و جهانی فهرست بلندبالایی را تشکیل میدهد. امروز ما میتوانیم از موقعیتمان در منطقه بهعنوان یک برگ برنده مهم و از حضور و نفوذمان در عراق، سوریه و یمن استفاده کنیم. قطعا برای ترامپ آینده سیاسی و پیروزی او در انتخابات ریاستجمهوری، از اینکه سطح تنش با ایران را افزایش دهد، بیشتر اهمیت دارد والا با بیخردی که از ترامپ سراغ داریم شاید تابهحال دست به حرکت نسنجیدهتر میزد اما از آنجا که آمریکا در تجربیات گذشته خود ناموفق بوده تمایل ندارد شکست دیگری به کارنامه خود اضافه کند که در این صورت در برابر افکار عمومی داخلی و بینالمللی با سنگینی مواجه خواهد بود و لطمه زیادی به انتخاب مجددش در عرصه رقابتها خواهد خورد. ترامپ در سیاست داخلی خود تا حدودی موفق بوده ولی در سیاست خارجی با سه مورد ایران، کرهشمالی و ونزوئلا مواجه است که تقریبا در هیچکدام نتوانسته موفقیتی به دست بیاورد. در سیاست خارجی نقطهضعفهایی برای ترامپ مترصد است که نمیتواند با دست پُرتری وارد مبارزات انتخاباتی شود. سیاست خارجی آمریکا برای دموکراتها حائز اهمیت بیشتری است که ترامپ در این عرصه ناموفق بوده است. او تلاش میکند که لااقل از بین این سه محور بتواند با یکی کنار بیاید و برایش اهمیت فوقالعادهای دارد. از این نظر ایران به موضوع وقوف و تمایل دارد تا انتخابات 2020 صبر کند ولی باید توجه کرد که انتخابات آمریکا برخلاف انتخاباتی که در اروپا صورت میگیرد قابل پیشبینی نیست. انتخابات آمریکا یک انتخابات ژلهای است که هر لحظه با یک حرکت و تکان ممکن است نامزدهای ریاستجمهوری را جابهجا کند. لذا ما نمیتوانیم روی آینده سیاسی ترامپ برنامهریزی کنیم که آیا با شکست مواجه میشود یا با پیروزی. بیش از یکسال و نیم دیگر تا انتخابات ریاستجمهوری آمریکا باقی مانده و معلوم هم نیست که دموکراتها تن به این وضعیت دهند.