آرمان - اخیرا خبری توسط صدا و سیما و رسانههای ملی منتشر شد مبنی بر اینکه مصوبهای وجود دارد که به دولت اجازه میدهد برای مبارزه با کانون ریزگردها بهویژه در جنوب شرق کشور برداشت 100میلیون دلار از صندوق توسعه ملی صورت بگیرد و تصویری هم از معاون رئیسجمهوری و رئیس سازمان محیط زیست در حالی که از استان سیستان و بلوچستان بازدید میکردند پخش شد. طبیعتا تا اینجای کار برای عوام و مردم عادی که با شنیدن ارقام چندین میلیارد دلاری خو گرفته و به آن عادت کردهاند مبلغ 100میلیون دلار از آنچنان حساسیتی برخوردار نبود؛ اما از دید محافل علمی، کارشناسان کشاورزی و اقتصادی این پرسش مطرح شده و میشود که کنترل یا مهار کانون ریزگردها مسالهایست که اصولا نمیتواند ارتباطی با ارز داشته باشد زیرا در یک کار بسیار مشخص که همانا آمادهسازی زمینها و مالچپاشی که یکی از مشتقات نفتی است استفاده میشود و از سوی دیگر هم نهالکاری میبایست انجام شود، بنابراین در شرایط دشوار فعلی کشور که مردم توان خرید حتی اقلام ابتدایی مورد نیاز خود را ندارند و منابع ارزی کشور شدیدا تحت کنترل است و ورود آنها به کشور به خاطر مشکلات ارتباطات بین بانکی بسیار دشوار شده است برای چنین کاری طبعا نیاز ارزی وجود ندارد. چنین مصوبهای اصولا چگونه میتواند مطرح شود و با کدامین توجیه به تصویب رسیده است؟ ضمن اینکه این مصوبه در زمانی صادر شده است که اصولا فصل کاشت نهال برای جلوگیری یا مهار کانونهای ریزگردها به پایان رسیده است؛ ضمن اینکه تجربه بسیار منفی دیگری در کشور وجود دارد که اگر بارندگیهای امسال روی نمیداد طبیعتا شرایط استان خوزستان به علت خشککردن تالاب هویزه برای حفر چاههای نفت بسیار دشوار و غیر قابل تحمل میشد. در سال گذشته نیز مصوبهای برای کنترل کانون ریزگردها در استان خوزستان به مبلغ 150میلیون دلار تخصیص داده شد. حال اینکه چقدر از آن عملا پرداخت شده شاید مهم نباشد اما مهم این است که از آنچه توسط سازمان منابع طبیعی خوزستان که مسئولیت انجام چنین کاری را داشته عملکرد مناسبی مشاهده نشده است؛ بهطوری که بر پایه بازدیدهای میدانی صورت گرفته توسط متخصصان امر و حتی مردم عادی، بیش از 70درصد از نهالهای کاشته شده خشک شدهاند و دلیل آن هم وجود فساد نهادینه، گسترده و عمیق در سازمانهای مجری در استان خوزستان است. به این دلیل که قراردادهایی که با پیمانکاران برای چنین کار حساسی به امضا میرسید تنها در حد کاشت نهال و به صورت یک ساله بود و در نتیجه پیمانکاران هیچگونه مسئولیتی در مورد نگهداری از آنها نداشتند. بر پایه اطلاعاتی که نگارنده در بازدید نوروزی و در جریان سیل از مقامات استان خوزستان دریافت کرده در سال گذشته بالغ بر دو میلیون نهال توسط انجمن نهالکاران خوزستان به سازمان منابع طبیعی خوزستان فروخته شده که طبیعتا رقم بسیار سنگینی را نشان میدهد؛ اما متاسفانه از سرنوشت این دو میلیون نهال کاشته شده برای کنترل کانون ریزگردها هیچ آمار و ارقام و نشانه فیزیکی مشاهده نمیشود. ما مسلمانها هرچند میگوییم مسلمان نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شود، حال دوباره گویا همان مساله این بار در استان سیستان و بلوچستان میخواهد رخ دهد. زیرا معاون رئیسجمهوری و رئیس سازمان محیط زیست اعلام کرده است که بخش زیادی از این مبلغ 100میلیون دلار برای جلوگیری از کانونهای ریزگردها در جنوب شرق کشور که موسوم به بادهای 120روزه هستند هزینه میشود. حال کسی نیست از دولت بپرسد در شرایط فعلی که کشور در تنگنای شدید ارزی است و بیکاری بیداد میکند و بیکاران هم به انواع و اقسام کارهای خلاف از سرقت گرفته تا اعتیاد روی آوردهاند و با این 100 میلیون دلار میشد دهها دامداری ایجاد کرد، اشتغال مولد به وجود آورد و درآمد پایدار برای مردم ایجاد کرد. این برداشت از صندوق توسعه ملی آن هم به صورت ارز چه معنایی میتواند داشته باشد؟ ضمن اینکه برداشت ارز از صندوق توسعه ملی و تبدیل آن به ریال موجب افزایش پایه پولی شده که حتی با فرض اینکه ضریب تکاثری پایه پولی به علت رکود اقتصادی حتی برابر با دو باشد بدون شک بر رشد تورم بسیار بالای فعلی خواهد افزود. این کار یک بار در زمان وزارت آقای مظاهری نیز پیشنهاد شده بود البته در حجمی بسیار بالاتر یعنی دو میلیارد دلار، ولی وزیر وقت دولت اصلاحات شدیدا با آن مخالفت کرد و مانع از انجام چنین کاری شدند. دولت برای چنین کاری که عملا به معنای یک خیانت تلقی میشود چه توجیهی دارد؟