بستن
کد خبر: ۱۰۷۸۷۶۱

مرگ سرمربی ایران در جنگل‌های فرانسه

مرگ سرمربی ایران در جنگل‌های فرانسه
منوچهر مقصودی فردی بود که در کنار احمد ناطق‌نوری، اصلی‌ترین نقش را در بازگشایی مجدد بوکس ایران بعد از انقلاب اسلامی داشت و همین موضوع دلیلی شد تا برای مرور خاطرات این رشته در سال‌های بعد از انقلاب، پای صحبت‌های این پیشکسوت بوکس بنشینیم.

بوکس از جمله رشته‌هایی بود که بعد از انقلاب اسلامی، در سال ۵۸ تعلیق شد و دیگر به صورت کامل خبری از این رشته پرطرفدار و المپیکی، در ورزش کشور نبود. تعلیقی که ۱۰ سال به طول انجامید و دیگر امیدی هم برای بازگشایی دوباره این رشته مبارزه‌ای نبود، اتفاقی که در سال ۶۸ به یکباره رخ داد و باعث و بانی اصلی آن نیز کسی نبود جز منوچهر مقصودی. مردی که شاید هیچگاه جایگاه نخست این رشته را در اختیار نگرفت، اما بدون شک یکی از تاثیرگذارترین افراد در تاریخ ورزش کشور و خصوصا رشته بوکس است.

او می‌گوید: «صادق علی‌اکبرزاده بهترین مربی ما بود و متاسفانه جنازه او پس از ۹ روز مفقودی، در جنگل‌های فرانسه پیدا شد. بهترین مربی تیم ملی بود و شخصا هم دو المپیک رم و هلسینکی را تجربه کرده بود. بعد از ایشان می‌شود گفت نهرودی یکی از بهترین مربیان ما است.»

 من و آقا صادق رفت و آمد داشتیم. ضمن اینکه من باید اینجا بگویم که صادق یکی از بهترین کوهنوردهای ایران بود. او بعد از بازگشایی بوکس سرمربی تیم ملی ایران بود. پسرش در فرانسه بود و با همسرش برای دیدن پسرش به این کشور رفته بودند. یک روز عصر می‌گوید برویم قدم بزنیم. آن زمانی که سرپرست کارگاه شرکت بنده در مترو آزادی بود، از خانه خود که در عظیمیه کرج بود، تا کارگاه آزادی تهران پیاده می‌آمد.

آنها در فرانسه سه نفری با هم بیرون می‌روند و هوا هم کمی ابری بوده است. صادق کاپشن نازک خود را هم برمی‌دارد و بیرون می‌روند. سر خیابان که می‌رسند به خانم و پسرش می‌گوید من می‌خواهم قدم بزنم و شما بروید، من به جنگل می‌روم قدم بزنم. او می‌رود و شب هر چقدر صبر می‌کنند او برنمی‌گردد و می‌فهمند گم شده است.

به پلیس فرانسه که اگر اشتباه نکنم در شهر مارسی بوده، زنگ می‌زنند و آن‌ها 9 روز با سگ و هلی‌کوپتر دنبال او می‌گردند اما او را پیدا نمی‌کنند. به طور اتفاقی یک خانم و آقای بلژیکی که کوهنورد بوده‌اند، از بلندی جنگل عبور می‌کردند که روی یک تخته سنگ چیزی می‌بینند که ابتدا فکر نمی‌کنند انسان است. نزدیک که می‌شوند می‌بینند یک فرد دراز کشیده است. صادق خان خیلی با انضباط بود و طبق گفته آن دو شهروند بلژیکی، می‌بینند که کفش‌هایش را در آورده، کاپشن را زیر سرش گذاشته و چاقوی کوچک خود را هم باز کرده و کنار دستش قرار داده است. حال اینکه او سکته کرده یا اتفاق دیگری افتاده، مشخص نیست!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار