«آرمان ملی» برای پاسخ به این سوالات با دکتر تقی آزاد ارمکی گفتوگو کرده است. آزادارمکی معتقد است: « اگر به موضوعات مطرح شده در یک سال اخیر نگاهی بیندازیم به نتایجی میرسیم که به نوع بازی نظام سیاسی و جهان مقابل در برابر جهان ایرانی و جمهوری اسلامی و بعد نیروهای داخلی متکثر هستند. این بازی که اینجا اتفاق خواهد افتاد میتواند سناریوهای متعددی را برای جامعه ایرانی رقم بزند و ما را به سمت و سوی متعددی ببرد. این پدیده البته با اینکه بنده به موضوع خوش بین هستم اما میتواند دچار میرایی شود و یا میتواند با استمرار و پرهیز از خشونت بهطور پنهان اصلاحات را ممکن کند بدون اینکه کسی هزینه بزرگی بدهد و بهطور طبیعی تغییراتی در این فرآیند اتفاق بیفتد. حاکمیت میتواند یکی از دو راه تبدیل به خشونت و سپس به میرایی رسیدن و پیروزی ظاهری نظام سیاسی را داشته باشد یا اینکه میتواند پرهیز از خشونت را استمرار بخشد و وارد لایهها شود که به عقیده من وارد لایهها شده است.» در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید.
* چه تغییر و تحولاتی در خواستههای زنان جامعه به وجود آمده است؟
شعارها در حال طراحی یک جهان اجتماعی از داخل خود هستند. این جهان اجتماعی هم چیزی به نام درهم شدگی عدالت و توسعه و دموکراسی است. زنان، نماد تولید کالایی به نام فرهنگ هستند. این نماد، نماد فرهنگ و انضباط پذیری و سازگاری و اعتدال هستند. این بو از جهان ایرانی میآید. بوی کهنهای که ما همیشه آن را به فراموشی سپردهایم. این حرف را به طور ضمنی اما ضعیف مهندس بازرگان در کتاب سازگاری ایرانیان بیان کرده بود، اما ایشان تحلیل سیاسی ماجرا را بیان کردند اما در تحلیل فرهنگی مفهوم سازگاری و تولید فرهنگ و توانایی در تولید فرهنگ است که جهان ایرانی به لحاظ تاریخی داشته است. ما در حال روبهرو شدن با این مفهوم در جامعه جدید هستیم که قطعا پرهیز از خشونت هم در آن قرار دارد. در این زمینه برخی اصرار دارند تا مسائل اجتماعی را تبدیل به پدیده خشونت آمیز کنند. طیف برانداز و برخی نیروهای سیاسی که در مقابل هستند قصد دارند تا این وضعیت را به شکل براندازانه اعلام کنند و با او برخورد توام با خشونت داشته باشند. اما این نیرو، نیروی خشونت به معنای مرسوم آن نیست. زیرا فقط میل به جابه جایی و اصلاح فضاهای فرهنگی و اجتماعی دارد.
*دلیل این جا به جایی و تغییر فضای خشونتآمیز به فضای فرهنگی و اجتماعی چیست؟
اگر به موضوعات مطرح شده در یک سال اخیر نگاهی بیندازیم به نتایجی میرسیم که به نوع بازی نظام سیاسی و جهان مقابل در برابر جهان ایرانی و جمهوری اسلامی و بعد نیروهای داخلی متکثر هستند. این بازی که اینجا اتفاق خواهد افتاد میتواند سناریوهای متعددی را برای جامعه ایرانی رقم بزند و ما را به سمت و سوی متعددی ببرد. این پدیده البته با اینکه بنده به موضوع خوش بین هستم اما میتواند دچار میرایی شود و یا میتواند با استمرار و پرهیز از خشونت بهطور پنهان اصلاحات را ممکن کند بدون اینکه کسی هزینه بزرگی بدهد و بهطور طبیعی تغییراتی در این فرآیند اتفاق بیفتد. حاکمیت میتواند یکی از دو راه تبدیل به خشونت و سپس به میرایی رسیدن و پیروزی ظاهری نظام سیاسی را داشته باشد یا اینکه میتواند پرهیز از خشونت را استمرار بخشد و وارد لایهها شود که به عقیده من وارد لایهها شده است.
روشنفکران و گروههای سیاسی و گروههای اجتماعی باید در تعریف و عمق بخشیدن به معنای این مطالبه تلاش کنند تا دیگران آن را تصاحب نکنند. البته مرحوم سید جواد طباطبایی نیز در تئوریپردازی خود به این سمت و سو رفته و تلاش کرده است تا مفهوم زندگی و ایران و ایران فرهنگی و نیروهای اجتماعی جدید را مطرح کند. با این وجود من خوشبین هستم.
*چرا مهمترین مسأله را اصلاح میدانید؟
اتفاقی که امروز رخ داده کاهش سرمایه اجتماعی، ناکارآمدی، مشکلات اقتصادی و... است که سبب نارضایتی مردم شده است. این یک واقعیت غیرقابل انکار است که در شرایط کنونی مردم نسبت به این موضوع اعتراض دارند. نکته دیگری که در طول یک سال گذشته مشهود بود این است که نیروی اجتماعی نسبت به گذشته وضعیت مشخصتری دارد. نیروی اجتماعی اتفاقات اخیر زنان، جوانان و فضای مجازی هستند. این سه نیرو هستند که در کنار هم باعث به وجود آمدن چنین اتفاقاتی در جامعه شدهاند. جمهوری اسلامی همواره از اینکه با گروهها و تشکلهای اجتماعی مواجه شود اجتناب میکرد. جمهوری اسلامی همواره از توده و مردمی صحبت میکند که مخالف جریانهای دیگر سیاسی هستند. امروز مردم به معنای عام و متشکل از زنان، مردان، گروههای اجتماعی متعدد مطالباتی دارند. شعارهایی که داده میشود نیز عام است و به گروه و جریان خاصی اشاره ندارد. امروز کسانی که مطالبهگری میکنند به دنبال این نیستند که جامعه مدنی و حزب درست کنند و یا حتی به دنبال افزایش حقوق و مزایای خود نیز نیستند. شرایط تغییر کرده است. تنها راهی که میتواند شرایط را تغییر بدهد این است که مدیران و مسئولان با مردم صحبت کنند و بر تغییر رویکرد گذشته و اصلاح اشتباهات گذشته تأکید کنند.
*آیا چنین ارادهای میبینید؟
جمهوری اسلامی نیز مانند همه حکومتهای دیگر در مسیری که طی کرده با دگرگونیهایی مواجه شده تا به این نقطه رسیده است. نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد این است که سیستم متناسب با شرایط جامعه تغییر نکرده است. به همین دلیل نیز بسیاری از ضرورت تغییر قوانین و اصلاح قانون اساسی صحبت میکنند. هدف این افراد این است که جمهوری اسلامی را به جایی برگردانند که متناسب با شرایط جامعه باشد. این در حالی است که برخی از مسئولان با چنین رویهای مخالفند. در مقابل مصلحان اجتماعی قرار دارند که بر این باورند باید قوانین و قانون اساسی اصلاح شود تا سیستم متناسب با تغییرات جامعه حرکت کند. این موضوع به یک گره اساسی در جامعه تبدیل شده است. به همین دلیل اگر برخی نهادهای تصمیم گیر در روند خود تجدید نظر نکنند در آینده شاهد تنشهای جتماعی خواهیم بود. واقعیت این است که حاکمیت به رویکردهایی که در زمینههای مختلف در پیش گرفته جامعه را در مقابل خود قرار داشته و به همین دلیل نیروهای متفاوتی در سطح جامعه بروز و ظهور پیدا کردهاند. فعالان اجتماعی در زمینه مسائل، دانشگاهیان در زمینه علمی، اهالی رسانه در زمینه رسانه، سینماگران در حوزه سینما و فعالان اقتصادی در حوزه اقتصاد دارای کنشهای متفاوتی نسبت به گذشته شدهاند. این وضعیت نشان میدهد که جامعه در مسیری در حال حرکت است که برخلاف خواست حاکمیت است. نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که به مرور زمان و در سالهای اخیر نیروی میدان دار و واسط بین حاکمیت و جامعه به حاشیه رفته است. به دلیل اینکه این نیروی واحد حذف شده تضاد شکل گرفته است. این تضاد نیز به شکل بارزی در حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی خود را نشان میدهد. کنشی که زنان جامعه در مقابل حجاب انجام میدهند به دلیل رویکردی است که نهادهای مسئول در جامعه از خود بروز میدهند. بدون تردید اگر این وضعیت ادامه پیدا کند سرمایه اجتماعی و فرهنگی جامعه کاهش پیدا خواهد کرد.