این در حالی است که به تازگی حضور سعید حدادیان به عنوان استاد ادبیات دانشگاه تهران سروصدای زیادی پیرامون وضعیت دانشگاههای کشور به وجود آورده است. از این منظر، برخی معتقدند در صورتی که روند اخراج استادان به همین شکل ادامه یابد، دانشگاههای کشور با یک بحران جدید در زمینه نیروی انسانی مواجه بشود. این هشداری است که حجتالاسلام نقویان دبیر سابق هیات عالی گزینش کشور نیز مطرح کرد و گفت: « استادان عالم و به درد بخور را بیرون بریزید، در و دیوار دانشگاه که ارزشی ندارد.»
در همین راستا «آرمان ملی» به منظور تحلیل و بررسی ابعاد این موضوع با حجتالاسلام حسین انصاریراد رئیس کمیسیون اصل نود مجلس ششم گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
*در هفتههای اخیر اساتید مختلفی از دانشگاههای کشور به دلایل مختلفی کنار گذاشته شدند. اتفاقی که با واکنش افکار عمومی جامعه همراه بوده است. دیدگاه شما درباره این اتفاقات چیست؟
از ابتدای انقلاب اسلامی در سال57 برخی گروهها تلاش کردند فعالیتهای دانشگاه را در مسیری قرار بدهند که در راستای اهداف آنها بود. نتیجه این رویکرد نیز این بود که بسیاری از بزرگان علم و دانش کشور یا خانهنشین شدند و یا از کشور مهاجرت کردند. کسانی که میتوانستند در سالهای پس از انقلاب و جنگ کمک زیادی به توسعه کشور کنند که متأسفانه با تنگ نظریهایی که صورت گرفت از کشور مهاجرت کردند و اغلب نیز در دانشگاههای معتبر علمی دنیا مشغول به تدریس و یا تحصیل شدند. این وضعیت به شکلهای مختلف و در مقاطع مختلف ادامه داشته تا کار به این نقطه رسیده است. امروز نیز به واسطه تنگ نظریهایی که صورت میگیرد بسیاری از نخبگان و اساتید دانشگاه به دلایل سیاسی و عقیدتی از دانشگاه رانده شدهاند. نتیجه استفاده نکردن از نخبگان را ما به خوبی در نحوه مدیریت کشور مشاهده میکنیم. امروز کشور با چالشهای جدی در زمینههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مواجه شده که یکی از دلایل اصلی آن سوء مدیریت و استفاده نکردن از کارشناسان و نخبگان علمی کشور است. به حاشیه راندن نخبگان امروز کشور را به لبه پرتگاه برده و سبب رنج مردم شده است. جای تعجب است که پس از چهل سال که از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران گذشته هنوز مدیریت کشور با این بیماری به عنوان یکی از بیماریهای مهم جامعه ما توجه نکرده و برای پیدا کردن راه حل تلاش نمیکند. نکته مهم دیگر اینکه امروز کشور در یک موقعیت بسیار حساس قرار گرفته است. این در حالی است که برخی با چنین اقدامات نابخردانهای بدون در نظر گرفتن شرایط کشور چالشهای جامعه را بیشتر میکنند.
*در شرایط امروز کشور برای اغلب افراد جامعه قابل تصور است. چرا برخی شرایط حساس کنونی را نادیده میگیرند؟
امروز ما در شرایط حساسی قرار گرفتهایم.جامعه امروز از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با چالشهای جدی مواجه است. مشکلات اقتصادی که امروز در جامعه وجود دارد زیبنده مردم ایران و مسئولان کشور نیست. امروز مطالبه اصلی مردم از دولت کاهش نرخ تورم و کنترل گرانیهاست.
در نتیجه دولت باید در راستای خواستههای مردم حرکت کند؛ نه اینکه تصمیمی بگیرد که گرانیها را بیشتر کند و مردم را با مشکلات بیشتری مواجه کند. از سوی دیگر ما در عرصه بینالمللی و منطقهای با چالشهای جدی مواجه هستیم و دولت باید هرچه زودتر در این زمینه اقدامات لازم را انجام بدهد. بههرحال هنگامی که فشار زندگی روی مردم افزایش پیدا میکند مطالبات از دولت نیز افزایش مییابد و به همین دلیل دولت مجبور است برای پاسخگویی به مردم تلاش بیشتری از خود نشان بدهد. واقعیت این است که مردم از وضعیت موجود رضایت ندارد و این نارضایتی را به خوبی میتوان در سطح جامعه مشاهده کرد. به نظر میرسد این نارضایتی تنها اقتصادی نیز نیست، بلکه جنبههای اجتماعی و سیاسی را نیز دربرمیگیرد. در چنین شرایطی فشار اقتصادی روی جنبههای دیگر بار شده و نارضایتیها را تشدید کرده است. سؤال اینجاست که دولت چه برنامهای برای این افراد جامعه دارد؟ من معتقدم محاسبهگری صحیحی در تصمیمات وجود ندارد و به همین دلیل تصمیماتی که گرفته میشود متناسب با شرایط موجود جامعه نیست. امروز44 سال از پیروزی انقلاب گذشته و ما در طول این سالها تجربیات زیادی در زمینه کشورداری و ارتباط با کشورهای جهان را پشتسر گذاشتهایم. آیا تکرار برخی اشتباهات گذشته کافی نیست؟آیا زمان آن فرانرسیده که در برخی رویکردهایی که در گذشته دنبال میکردیم تجدیدنظر کنیم؟ امروز کشور را اقلیتی مدیریت میکند که متناسب با دغدغههای اکثریت جامعه نیست. درگذشته اصلاحطلبان نیز در این زمینه نقش داشتند اما شرایط به شکلی پیش رفته که در شرایط کنونی اصلاحطلبان نیز دچار ضعف شدهاند. ما حدود نیمقرن تجربه حکومتداری در جمهوری اسلامی داریم و میدانیم که برخی سیاستها ورشکسته شدهاند لذا ادامه دادن این سیاستها به سود کشور نخواهد بود. دولت باید این شرایط را درک کند و از سیاستهایی پیروی نکند که درگذشته تجربه شده و به نتیجه نرسیده است. اخراج اساتید دانشگاهها و نخبگان نیز ادامه تفکرات و سیاست اشتباه گذشته است که به نتیجه نرسیده و همه ما نتیجه آن را مشاهده کردهایم.
*معیار انتخاب اساتید دانشگاه چه باید باشد؟ براساس چه معیاری برخی اساتید اخراج و به جای آن افراد دیگری جای آنها را میگیرند که به نظر میرسد از صلاحیت علمی کافی برخوردار نیستند؟
معیار اصلی انتخاب اساتید دانشگاه باید علم و اخلاق باشد. در چنین شرایطی است که افراد صالح و نخبه وظیفه تربیت نیروی انسانی جامعه را برعهده میگیرند. بدون تردید کنارگذاشتن نخبگان و اساتید برجسته علمی از دانشگاهها خود را در مدیریت کشور نشان خواهد داد که روز به روز ضعیفتر از گذشته شده است. ما در گذشته در برخی سیاستهای خود اشتباه کردهایم. همه حکومتها در دوران حکومت خود اشتباهاتی دارند و این وضعیت طبیعی است. با این وجود نکته مهم این است که باید درک کنیم و بپذیریم که در برخی زمینهها اشتباه کردهایم تا بتوانیم آن را اصلاح کنیم. به عنوان مثال ما در برخی رویکردها در عرصه بینالمللی اشتباه کردهایم و در مسیری حرکت کردهایم که امروز در این نقطه ایستادهایم.
ایران دارای منابع متعدد طبیعی و سرمایه عظیم انسانی است و کشور فقیری به شمار نمیرود در نتیجه وضعیت زندگی مردم ثروتمندی مانند ایران نباید چنین باشد که بهسختی دغدغههای معیشتی خود را مرتفع کند.
نکته دیگر اینکه برای همه ما اثباتشده که برخی از مدیران، شایسته مدیریت جامعه نیستند و نباید در چرخه مدیریت کشور حضورداشته باشند. اینگونه مدیران تنها به منابع فردی خود فکر میکنند و منافع ملی را فدای منافع فردی میکنند. این موضوع برای ما مسجل شده است. با این وجود همچنان مشاهده میکنیم برخی از این مدیران در جایگاه خود باقیماندهاند و حتی ارتقا نیز پیدا کردهاند. من هیچگونه عقلانیتی در ادامه این سیاستهای ورشکسته مشاهده نمیکنم و معتقدم این سیاستها باید کنار گذاشته شود. ضرورتی برای ادامه سیاستهای ورشکسته وجود ندارد و زمینه نیز برای دولت فراهم است که در این رویه تغییر ایجاد کند و در مسیری حرکت کند که درنهایت به سود منافع ملی تمام شود.
*به تازگی یکی از مداحان معروف به عنوان استاد ادبیات دانشگاه تهران انتخاب شده است. نظر شما درباره حضور چنین افرادی در دانشگاه چیست؟
معتقدم حضور چنین افرادی در کرسی دانشگاههای معتبر کشور نشان دهنده انحطاط نهاد دانشگاه در کشور است. برای همین این نگرانی وجود دارد که چنین وضعیتی در نهایت به مدیریت کشور نیز سرایت میکند.
اینکه افرادی که فاقد صلاحیت علمی هستند تنها براساس سلیقه سیاسی وارد دانشگاهها میشوند و جای اساتید برجسته علمی را بگیرند خسران بزرگی برای جامعه و نسلهای بعدی است. امروز شرایط به شکلی است که دانشگاههای کشور پاسخگوی نسلهای بعدی جامعه نیست. هنگامی که افرادی براساس رانت و روابط و نه ضوابط، وارد دانشگاه شوند و جای نخبگان را بگیرند ؛ اتفاق خوبی نیست و نشاندهنده سقوط اعتبار دانشگاه و فضای علمی کشور است.
*در چنین شرایطی پیش بینی میکنید آینده دانشگاههای کشور به چه سمتی برود؟
آینده دانشگاه به آینده مدیریت کشور و انتخابات آینده گره خورده است. امروز کشور در شرایطی قرار دارد که اگر قرار است انتخابات برگزار شود شرایط و جوانب این انتخابات باید مورد تأیید نخبگان و کارشناسان کشور باشد. اگر چنین شرایطی فراهم نباشد نمیتوان شاهد برگزاری یک انتخابات آزاد و پرشور بود. به هر حال در سالهای اخیر مردم با چالشهای متعددی در زندگی خود مواجه بودهاند که در سالهای اخیر و در دولت سیزدهم و مجلس یازدهم به جای اینکه کاهش پیداکند افزایش نیز داشته است. در چنین شرایطی تصمیمگیران جامعه باید این نکته را در نظر داشته باشند که شرایط کشور به شکلی است که همه دلسوزان و نخبگان باید در صحنه حضور داشته باشند و اگر کسی مانع حضور نخبگان و کارشناسان در صحنه انتخابات شود برخلاف منافع ملی رفتار کرده است. در اصل اول قانون اساسی به رأی و نقش مردم در تعیین سرنوشت خود استناد شده است. مشروعیت همه نهادهای نظام از جمله دولت، مجلس، وشوراها با رأی مردم است. به همین دلیل اگر مردم در تعیین سرنوشت خود مشارکت نکنند، رسمیت و مشروعیت آن نهادها حتما دچار اختلال و ضعف خواهد شئ