توافق با «چراغ سبز آمريكا و ایران» در دسترس شد

آرمان ملی- احسان انصاری: اخبار امیدوارکننده از مذاکرات وین به گوش می‌رسد. اخباری که به‌رغم اینکه به‌صورت رسمی اعلام نمی‌شود اما نشان‌دهنده فضای مثبتی است که در مذاکرات شکل‌گرفته است. اینکه ایران و آمریکا مواضع خود را برای رسیدن به یک توافق تعدیل کنند نکته‌ای است که می‌تواند سرنوشت مذاکرات را رقم بزند. از سوی دیگر ایران به‌موازات برگزاری مذاکرات هسته‌ای، قرارداد 25 ساله خود با چین را نیز آغاز کرده و سفر امیر عبداللهیان به پکن را باید نقطه آغاز این قرارداد قلمداد کرد. به نظر می‌رسد دولت تلاش می‌کند با تلاش‌های چندجانبه اقتصاد ایران را از وضعیت بحرانی خارج کند. «آرمان ملی» برای بررسی این موضوع با دکتر‌محسن جلیلوند تحلیلگر روابط بین‌الملل گفت‌وگو کرده است. جلیلوند معتقد است: «محتمل‌ترین گزینه برای شرایط موجود یک توافق موقت است و این توافق نیز قریب‌الوقوع است. تنها در شرایطی که اتفاق خاصی رخ بدهد که در سرنوشت مذاکرات تأثیر بگذارد و آینده توافق را مخدوش کند می‌توان شرایط آینده را پیچیده ارزیابی کرد. نکته دیگر اینکه برجام نه ارتباطی به آینده سیاسی بایدن دارد و نه رئیسی. برنامه مذاکرات با توجه به سیاست‌های استراتژیک دو کشور پیگیری می‌شود. تنها اتفاقی که در این زمینه رخ می‌دهد تغییر رویکردهاست. تصمیم درباره آینده برجام یک تصمیم استراتژیک خواهد بود که توسط ساختارهای سیاسی در ایران و آمریکا گرفته می‌شود.» در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

 اخبـــاری که از مذاکرات وین به گوش می‌رسد نشان‌دهنده این است که مواضع دو طرف به هم نزدیک شده و احتمال توافق بیشتر از گذشته شده است. چه اتفاقی رخ داد که امیدواری‌ها نسبت به رسیدن به توافق بیشتر شده است؟
واقعیت این است کـــه طرفین در مذاکرات با هــم نمی‌جنگند، بلکه هر دو طرف با زمان می‌جنگند. زمان برای کشورهای غربی و به‌خصوص آمـریکا به این دلیل می‌گذرد که ایــران در حال نزدیــک شدن به نقطه گریز است. به همین دلیل تلاش می‌کنند زمان مذاکرات را کوتــاه کنند و تأکیدی که روی به نتیجه رسیدن مذاکــرات دارند به این دلیل است. در ایران نیز به دلیل اینکه تحریم‌ها فشــارهای اقتصــادی را بیشتر کـــرده فضـــا برای تصمیم‌گیـــری تغییر کرده است. چالش‌های اقتصادی به‌اندازه‌ای شدت پیداکرده که میزان تــاب‌آوری به پایین‌ترین حد خــود رسیده است. به همین دلیل هــر دو طرف با زمان می‌جنگند و براین باور هستند که باید ظرف چند هفته مشکلات را حل کنند و به نتیجه برسند. این در حالی است که مشکلات به‌اندازه‌ای عمیق و زیاد است که نمی‌توان آن را طی چند هفته مذاکره حل کرد. من فکر می‌کنم طرفین درنهایت به توافق موقتی دست پیدا می‌کنند که زمان‌دار است. در این زمینه آمریکا چراغ سبزهایی نیز به ایران نشان داده است. به‌عنوان‌مثال آمریکا چشم خود را روی فروش نفت ایران به چین بسته و یا زمینه‌هایی را برای آزاد کردن پول‌های بلوکه‌شده ایران در کره جنوبی به وجود آورده است. ایران نیز سیگنال‌های مثبتی را ارسال و عنوان کرده حاضر است غنی‌سازی60 درصد را متوقف کند یا اینکه بخش‌هایی از اورانیوم غنی‌شده را به روسیه ارسال کند تا در روسیه نگهداری شود. موضوع اصلی درباره راستی آزمایی است که ایران به دنبال زمان زیادی برای راستی آزمایی است. این در حالی است که کشورهای غربی معتقدند حداکثر زمان برای راستی آزمایی نمی‌تواند از48 ساعت فراتر برود. با این وضعیت نمی‌توان شرایطی را در نظر گرفت که زمینه برای یک توافق جامع چندساله فراهم شود و طرفین بتوانند به یک توافق بلندمدت دست پیدا کنند. نکته مهم غروب برجام است که باید درباره آن مذاکره صورت بگیرد. در شرایط کنونی ایران به برخی از بندهای غروب برجام نزدیک شده است که این موضوع نیز برای کشورهای غربی حائز اهمیت است. 
 با توجه به اینکه آینده سیاسی بایدن در آمریکا مشخص نیست و تنها دو سال از دوران ریاست جمهوری وی باقی‌مانده چگونه می‌توان به یـــک توافـــق موقت اطمینان داشت؟ ایـــن در حالـی است که آینده سیاسی رئیسی و احتمــال تکرار دوره ریاست جمهوری وی بیشتر است. در چنین شرایطی توافق موقت با چه اهدافی صورت می‌گیرد؟
محتمل‌ترین گزینه برای شرایط موجود یک توافق موقت است و این توافق نیز قریب‌الوقوع است. تنها در شرایطی که اتفاق خاصی رخ بدهد که در سرنوشت مذاکرات تأثیر بگذارد و آینده توافق را مخدوش کند می‌توان شرایط آینده را پیچیده ارزیابی کرد. نکته دیگر اینکه برجام نه ارتباطی به آینده سیاسی بایدن دارد و نه رئیسی. برنامه مذاکرات با توجه به سیاست‌های استراتژیک دو کشور پیگیری می‌شود. تنها اتفاقی که در این زمینه رخ می‌دهد تغییر رویکردهاست. تصمیم درباره آینده برجام یک تصمیـــم استراتژیک خواهد بود کـــه توسط ساختارهای سیاسی در ایران و آمریکا گرفتــه می‌شــود. روسای جمهــور تنها مجری این سیاست و استراتژی‌ها هستند. در ایران حتی تاکتیک‌ها نیز در اختیار رئیس‌جمهور نیست که وی بخواهــد با تــاکتیک‌های موردنظر خودش مذاکرات را مدیریت کند. برنامه‌ریزی‌ها در این زمینه در جای دیگری تدوین می‌شود و درنهایت بر اساس این برنامه‌ریزی‌ها تصمیم‌گیری می‌شود. 
 اگر در آینـده توافقی بین ایران و کشــورهای غربی صـورت بگیرد توافق جدید چـه تفاوت‌هایی با برجام سال2015 خواهد داشت؟
در شرایط کنونی نه ایـــران در موقعیت سال2015 قرار دارد و نه آمریکا. اگر قرار است توافقی جامع و کامل صورت بگیرد باید مجموعه عوامل به‌صورت همزمان در نظر گرفته شود. شرایطی که امروز بایدن در آن قرار دارد با شرایط اوباما متفاوت است. ترامپ با خروج از برجام چماقی را به دست بایدن داده که این چماق برای وی کارآمد است. این در حالی است که چنین چماقی در اختیار اوباما قرار نداشت. از سوی دیگر نیز ایران به سطحــی از غنی‌سازی رسیده که در سال2015 در این سطح نبود. از نظــر داخلـــی نیز چالش‌هایــی که امروز بایدن در جامعه آمریکا با آن مواجه است با سال2015 متفاوت است. این وضعیت درباره ایران نیز وجود دارد و اقتصاد ایران با سال2015 تفاوت‌های معناداری پیدا کرده است. واقعیـــت ایـــن اســت که میانگین رشد اقــتصـــادی ایران از سال1390 تا1400 در حدود صفــر بوده است و در یک دهه گذشته ایران هیچ رشد اقتــصادی نداشته است. آمریـــکا در سال2015 در عراق و افغانستان دست بالا را داشتند. این در حالی است که آمریکایی‌ها با وضعیت تأسف باری از افغانستان و عراق خارج‌شده‌اند. به همین دلیل شرایط آمریکا نیز با گذشته متفاوت شده است. با توجه به شرایط ذکر شده اگر قرار است توافق جدیدی صورت بگیرد به‌احتمال‌زیاد برجام2015 به یک نوستالژی تبدیل خواهد شد. 
 یکی از نکات مهـم دربـــاره تیـــم مذاکره‌کننده ایران عدم اختیـــارات کافی بوده و به همین دلیل تیم مذاکره‌کننده در بزنگاه‌های حساس با قطع مذاکرات به تهران بازمی‌گردد تا برای ادامه روند مذاکرات در تهران تصمیم‌گیری شود. این در حالی است که تیمی که محمدجواد ظریف آن را هدایت می‌کرد از خلاقیت و ابتکارات بیشتری برخوردار بود. آیا عدم اختیارات کافی به تیم مذاکره‌کننده ایران یکی از دلایل کند شدن مذاکرات نبوده است؟
تیمی کــه آقای ظریـــف مدیریـــت آن را بر عهـــده داشت از تجربــه و تخصص بیشتری نسبــت به تیم فعلی برخوردار بودند و به‌خوبی فضای مذاکـــرات بین‌المللی را می‌شناختنـــد. آقـــای باقری به دلیــــل نداشتــن تجربه کافی مجبور است مرتب به تهـــران سفر کند و با مشورت‌هایی کـــه در تهـــران صـــورت می‌دهــد تصمیم‌گیری کند. ظریف به بسیاری از مسائل مسلط بــود و نیـــاز به مشــورت نداشت. به همیـــن دلیــل نیز در صــورت لزوم راسأ تصمیم‌گیری می‌کرد. نکتــه مهم در این زمینــه این بود که ظریف و تیمـــی که وی را همراهی می‌کرد بـه‌صورت مستقیم با آمریکا مذاکـــره مــی‌کردند. جـــان کـــری به‌عنوان مذاکره‌کننده ارشد آمریکا همـــواره با ظریف دیدارهای دونفره و چندنفره برگزار می‌کرد. این در حالی است که تیم آقای باقری چنین وضعیت ندارد و تنها با کشورهای اروپایی مذاکره می‌کند. کشورهای اروپایی نیز جزئیات مطرح‌شده در مذاکرات را به تیم مذاکره‌کننده آمریکا انتقال می‌دهند و آنها نیز واکنش‌های موردنظر خود را به پیشنهادات ایران مطـــرح مـی‌کنند. درنتیجه مـــذاکره ایران و آمریکا بــه‌صورت مستقیم در جـــریان نیســـت که این موضوع در رونـــد مذاکرات و کند شـــدن آن تأثیرگذار بوده است. هنگامـــی‌که دو کشور بــه‌صورت مستقیـــم و بـــدون واسطه بـــا هــم مذاکره می‌کنند شـــرایـــط برای تصمیم‌گیری بهتـــر از شرایطــی است کــــه واسطه‌هایی وجود دارند که پیشنهادهای طـــرف مقابل را با دیگری مطــرح می‌کند. به نظر می‌رسد آقـای باقری اجازه مذاکره مستقیـــم بـــا آمریکا را ندارد و به همیــن دلیل نیز در هر زمان‌که نیاز به تصمیم‌گیری‌های مهم باشد مذاکرات را قطع می‌کند و به تهران می‌آید تا کسب تکلیف کند. 
 یکی از نکاتی کـــه در مــذاکرات اخیر مشهـــود است نقــش روسیه در مذاکرات است. بــه نظر می‌رسد روسیه با توجه به شرایــط موجود تحرکات بیشتری نسبت به مذاکــرات گذشته از خود نشان می‌دهد. دلیل ایـن تحرکات بیشتر چیست و روسیه در این مذاکرات چه اهدافی را دنبال می‌کند؟
واقعیت این است که نقش روسیه در مذاکرات مانند نقش بنگاه املاکی است. اگر آمریکا را فروشنده و ایران را خریدار یا به‌عکس در نظر بگیریم دراین ‌بین روسیه در حال دلالی از این خرید و فروش است تا به سود بیشتری برسد. تلاش‌هایـــی که این کشور انجام می‌دهد نیز در همیـــن راستا اســت. روسیه تلاش می‌کند معـــامله را به شکلی برگزار کنـــد که در مرحله نخست حق دلالی وی محفوظ باشد و سپس این معامله بین طرفیــن انجام شود. نقش روسیـــه نسبت به گذشته در مذاکرات پررنگ‌تر شده است. درگذشتـــه ایران به‌صورت مستقیم با آمریـــکا مذاکره می‌کرد و به همین دلیل روسیه نمی‌توانست در ایـــن میانه منافع خود را جســـت‌وجو کنــد. این در حالی است کــه در شرایط کنونی مذاکــرات باواسطه صورت می‌گیـــرد و به همین دلیل نیز روسیـــه تلاش می‌کند از این وضعیت به سود منافع خود استفـــاده کند. جان کری در کتـــاب خاطرات خود می‌نویســد: «در حین مذاکرات روزی من و ظریف در اتاقی نشسته بودیم درحالی‌که پای من شکسته بود. لاوروف وارد اتاق شد و خطاب به ظریف گفت: تو اصلا اختیارات داری که برای مذاکرات آمده‌ای.» این موضوع نشان می‌دهد که روسیه درگذشته به چه میزان از تصمیم‌گیری‌های برجام فاصله داشته درحالی‌که در شرایط کنونی به هماهنگ‌کننده مذاکرات تبدیل‌ شده است. امروز موضع‌گیری‌هایی که اولیانوف درباره مذاکرات می‌کند آقای باقری نمی‌کند. خبرهایی که اولیانوف از مذاکرات منتشر می‌کند نه توسط رابرت مالی داده می‌شود و نه باقری و این نماینده روسیه است که عنوان می‌کند در مذاکرات چه اتفاقی در حال رخ دادن است. واقعیت این است که روسیه با کارت ایران در مقابل غرب بازی می‌کند. 
 با سفر امیر عبداللهیان به پکن قرارداد ایران و چین به‌موازات برگزاری مذاکرات در وین آغاز خواهد شد. ایران در این دو جبهه چه اهدافی را دنبال می‌کند؟
گمان می‌رود با سیاست نگاه به شرق فضایی به وجود خواهد آمد که فشارهای غرب نسبت به ایران کاهش پیدا کند. رئیسی به‌زودی عازم روسیه خواهد شد که این سفر نیز دارای اهمیت زیادی است. نکته حائز اهمیت این است که هنوز جزئیات قرارداد 20 ساله ایران و روسیه و25 ساله ایران و چین منتشر نشده و به همین دلیل نمی‌توان به‌صورت دقیق درباره آن اظهارنظر کرد. ایران به این نتیجه رسیده که باید به سمت شرق متمایل شد تا هم از ظرفیت‌های آنها استفاده کند و هم اینکه امکان ایستادگی در مقابل غرب فراهم شود. اینکه این رویکرد به چه میزان به نتیجه مطلوب نزدیک شود موضوعی است که به رفتار کشورهایی مانند چین و روسیه بستگی دارد. در مقابل این دیدگاه برخی معتقدند اگر ما بتوانیم مشکلاتمان را با غرب حل کنیم به دستاوردهای مهمی دست پیدا می‌کنیم. 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه