مبارزه با فساد کدام طبقه؟

علی نجفی‌توانا حقوقدان

«رونق اقتصادی در گرو امنیت اقتصادی و امنیت اقتصادی در گرو مبارزه با فساد است». اظهارات آقای رئیسی موجب تقویت و امیدواری و البته ایجاد توقع در مردم و مستلزم سازوکار، برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری است. محور بیانات ایشان، تکرار مبارزه با فساد، تبیین نقش مبارزه با فساد در رونق اقتصادی، ایجاد امنیت اقتصادی می‌باشد. در واقع در یک زنجیره بسیار متصل و وابسته، ایشان رونق اقتصادی را وابسته به رونق تولید و رونق تولید را بسته به وجود امنیت اقتصادی و مقوله امنیت اقتصادی را مستلزم مبارزه با فساد اعلام کرده‌اند. یک زنجیره منطقی، قابل دفاع و ضروری که ریاست قوه قضائیه به آن توجه نموده‌اند. بنابراین مبارزه با فساد تنها راه برون‌رفت از وضعیت اقتصادی کشور باید تلقی شود. خوشبختانه برخلاف بسیاری از مدیران خرد و کلان کشور، ایشان وجود فساد را برآیند عوامل خارجی ندانسته و در واقع آن را یک پدیده منحوس نهادینه شده داخلی تلقی نموده‌اند. اول، سازوکار مبارزه با فساد از لحاظ علمی ملازمه دارد با آسیب‌شناسی و شناخت عوامل فساد. دوم، هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی و سوم، تهیه و تدارک ابزار مبارزه با فساد. در مورد آسیب‌شناسی و چرایی و چگونگی فساد در کشور مطالعات جرم‌شناسی و جامعه‌شناسی جنایی این عقیده را تقویت می‌کند که فساد در کشور توسط گروه فرودستان یقه آبی‌ها، میان‌دستان یقه سفیدها و فرادستان یقیه طلایی‌ها، صاحبان زور و زر در کشور می‌باشند. گروه اول که از لحاظ آماری بالاترین رقم را در میان بزهکاران نشان می‌دهند و معروف به یقه آبی‌ها یا مجرمین خُرد می‌باشند با استفاده از همت مجرمانه، هوش و استعداد فردی و با استفاده از فرصت‌ها و موقعیت‌ها، مرتکب جرائمی مانند سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری در سطح خرد، صدور چک، خرید و فروش مواد مخدر، تخریب اموال عمومی، ارتشاء می‌شوند. افراد فعال در این گروه، عمدتا از میان جوانان بیکار، بزهکاران برچسب خورده و سابقه‌دار، کارمندان رده پائین در مورد جرائمی مانند اختلاس و ارتشاء با نصاب مالی پائین و غیره و معتادان مجموعا افرادی هستند که به طبقه محروم و زیر خط فقر تعلق دارند و گاهی مورد استفاده افراد میان‌دست به عنوان ابزار ارتکاب جرم قرار می‌گیرند. گروه دوم، یقه سفیدها که عمده جرائم ارتکابی آنها به عنوان ابزار دست صاحبان زر و زور و سلاطین کالا می‌باشند که با سوءاستفاده از روابط، پرداخت رشوه، بی‌اعتمادی به واکنش‌های شعاری مبارزه با جرم، ضعف نظارت مرتکب جرائمی مانند احتکار، گرانفروشی، دلالی، ظلم به تولیدکننده و ظلم به مصرف‌کننده، قاچاق کالا و ارز با نصاب مالی متوسط، فساد در توزیع کالا، ایجاد نوسان در بازار کالا و ارز تحت امر فرادستان و گروه سوم، رانتخواران، افرادی که با سوءاستفاده از ارتباط و اطلاعات و با خیانت به امانت ملت دست به ارتکاب جرائم کلان می‌زنند و بعضا به عنوان سلاطین کالا شناخته شده‌اند، عمده این افراد در اوایل انقلاب از طبقه فرودست یا متوسط بوده‌اند که با سوءاستفاده از قدرت امروز سرمایه‌داران برتر کشور، مرتکبین اختلاس، ارتشاء، قاچاق‌های کلان و بسترساز فساد در طبقه متوسط و فقیر جامعه گردیده‌اند که با الگوگذاری و از بین بردن قباحت فساد اقتصادی براساس اصل «الناس علی دین ملوکهم»، مردم را نیز آلوده کرده‌اند. این افراد که با جناح‌های قدرتمند در ارتباطند، باعث بروز تخلفاتی مانند واگذاری‌های اموال عمومی تحت عنوان خصوصی‌سازی، اخذ امتیازات انحصاری صادرات، واردات، سوءاستفاده از انفال، اراضی دولتی، کوه‌خواری، گردنه‌خواری، دریاخواری و در یک کلام نهادینه کردن فساد ناشی از قدرت در کشور شده‌اند. لذا آقای رئیسی باید براساس این آسیب شناسی هدف‌گذاری کند و مشخص نماید که مراد ایشان از مبارزه با فساد کدام طبقه؛ فرودستان، میان‌دستان یا فرادستان می‌باشد. اما بعد از استفاده از برآیند آسیب‌شناسی و هدف‌گذاری باید برای مبارزه کمر بست و مبادرت به برنامه‌ریزی و بسترسازی کرد. از لحاظ علمی باید توجه کنیم که برای هریک...

ادامه صفحه 6

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه