«آرمان ملی» حذف یارانه سه میلیون ایرانی را بررسی میکند
استفاده درازمدت از ابزاری موقت
آرمان ملی – شفق محمدحسینی: درست در آخرین روزهای پاییز89 بود که طرح هدفمندسازی یارانهها که قسمتی از طرح تحول اقتصادی دولت نهم بود، اجرا شد. این طرح که ابتدا به صورت یارانه همگانی و غیرمشروط به ایرانیان اجرا میشد، در نهایت دولتهای بعدی تصمیم گرفتند که پرداخت یارانه حاصل از این طرح به دهکهای خاصی انجام شود. از همان ابتدا موافقان و مخالفان بسیاری داشت، در نهایت جامعه ایران طبق درآمد هر خانوار، به ده دهک تقسیم شد و در مردادماه امسال، سه میلیون شهروند ایرانی که در دهک دهم، یعنی در دهک پردرآمد جامعه قرار داشتند، یارانهشان حذف شد. برای یک خانواده چهارنفره، این رقم اکنون معادل یک میلیون و دویست هزارتومان میشود، که هرچقدر کم، اما به گفته برخی از افرادی که یارانهشان حذف شده است، لااقل هزینه قبضهای آب و برقشان را میتوانستند با آن پرداخت کنند.

این میان مردمی که با افزایش مداوم قیمتهای اقلام اساسی زندگی، که توان حذف آن از سبد خانوار خود را ندارند، روبهرو هستند، قطعا همین رقم ناقابلی که از محل پرداخت یارانهها دریافت میکنند، برایشان دلگرمی هرچند کوچکی است، که حالا با حذف تدریجی آن، قطعا نارضایتی بیشتری خواهند داشت. در شرایطی که حتی خرید نان روزانه هم، با قیمت و کیفیتی که امروز مشاهده میکنیم، برای برخی افراد دور از دسترس شده است، همین چهارصد هزارتومان هم، رقم بزرگی است.
هرچند کارشناسان معتقدند که پرداخت یارانه به صورت دائم، روشی ناکارآمد است و در نهایت سیاستی غلط است، اما جامعه ایران سالهاست که به این پرداخت هرچقدر کم، عادت کردهاند و حالا باقطع یارانه سه میلیون نفر در گام نخست، قطعا نارضایتیهای نیز ایجاد خواهد کرد. شاید اگر از همان ابتدا که این طرح مطرح شد، به جای پرداخت یارانه، طرح توانمندسازی افراد و در نهایت اهداف بلندمدت برای اقتصاد پویاتر فراهم میشد، حالا مردمی که سالهاست یارانهای هرچند اندک دریافت میکنند، از حذف قطره چکانی آن ناراضی نمیشدند.
همین چندروز قبل بود که احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اعلام کرد که دولت طبق قانون بودجه امسال موظف است دهکهای پردرآمد را شناسایی کرده و از دریافت یارانه حذف کند. حالا با حذف یارانه برخی افراد در مردادماه، سخنگوی طرح کالابرگ الکترونیکی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نیز حذف یارانه سه میلیون شهروند ایرانی را تایید کرد.
مرجان دبیری، سخنگوی طرح کالابرگ الکترونیکی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرد: همانگونه که آقای میدری (وزیر کار) اعلام کرده بود، یارانه ۳ میلیون نفر از افراد دهک دهم در این مرحله آخر پرداخت یارانه یعنی مرداد ماه قطع شده است.
هرچند که به گفته وی هیچ برنامهای برای حذف دهکهای دیگر درآمدی فعلاً در دستور کار نیست، اما همین حذف نیز تاثیربسزایی در جامعه و افراد حذف شده گذاشته است. به طوری که برخی فعالان کارگری اعلام کردند که یارانه برخی کارگران از مردادماه قطع شده است.
قطعا حذف اثرگذار است
درهمین راستا، علیرضا حیدری، نایبرئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری، درباره تاثیر حذف یارانهها بر زندگی مردم، به «آرمان ملی» گفت: در حقیقت یارانههای نقدی را برای جبران تبعات ناشی از سیاستهای اقتصادی دولت که باعث کم توان شدن دهکهایی از جامعه اتفاق میافتد، اعمال کردند. ولی اینکه آیا این پرداختها براساس یک شاخصهای کمی قابل اتکا، انجام شود، از طریق بانک اطلاعاتی که در وزارتخانه وجود دارد، راستی آزمایی میشود. درخصوص ثروت و درآمد گروهها براساس آن تکلیف قانونی بودجه که به دولت اجازه داده است، که در حقیقت یک گروههایی را از دریافت این کمکها منع کند و صرف سایر گروههایی که برخوردار هستند، تلقی کند. سوال اینجاست که آیا واقعا افرادی که در همین چند وقت گذشته یارانه مرداد ماهشان حذف شد و جمعیتی معادل یه میلیون نفر، این مساله است. اینها بیشتر ناشی از این است که ما اطلاعات جامع و کافی درخصوص مسائل اقتصادی خانوار نداریم و براساس آن با یک ویژگیهایی که قابل اتکا نیست، اقدام به برقراری و اقدام به حذف میکنیم. این نشان دهنده فقط اطلاعات است که وجود دارد و این خطاها ممکن است واقعا رخ بدهد. تا امروز هم با آن مواجه شدیم و از این به بعد هم خواهیم شد.
حیدری با اشاره به تاثیر قطعیها بر خانوادههای کم توان نیز گفت: قطعا این مبلغ یارانه هرچقدر هم اندک باشد، در برخی خانوادهها تاثیرگذار است. مثلا یک خانواده چهارنفره یک میلیون و دویست هزارتومان ماهیانه دریافت میکرده است و حالا برخی هم از کالا برگ استفاده میکردند. در مجموع میتوانسته که کمک معناداری به لحاظ سبد مصرف خانوار برای این خانواده باشد. حتما این مساله تاثیرگذار است. اما اینکه به چه تعداد و کمیتی از افرادی که یارانهشان قطع شده است، واقعا مستحق دریافت آن بودند، قابل اندازه گیری نیست. باید امیدوار باشیم که وزارتخانه پاسخگو باشد و احیانا اگر افرادی از قلم افتادند که مستحق دریافت هستند، همچنان به گروه گیرندگان این منابع یارانهای افزوده شوند. به هرصورت دریافتی افراد، کاهش پیدا میکند و قطعا این در زندگیشان اثرگذار است.
سیاست جبرانی موقت
او با اشاره به موفق بودن یا نبودن طرح یارانهها نیز گفت: در زمانهایی که اقتصاد دچار شوک میشود و بنا به محدودیتهایی که وجود دارد، و به سادگی و در کوتاه مدت نمیتواند از شوک خارج شود، طبیعتا این سیاست جبرانی قاعدتا باید به طور موقت وجود داشته باشد. ولی در بلند مدت خیر. در بلندمدت آن اثربخشی و کارآیی لازم را ندارد و در کشورهای دیگر هم همین اتفاق میافتد. جاهایی که در قاعده بازار ناکارآیی به وجود میآورد، معمولا شکست این سیاستها کاملا آشکار است. بنابراین در یک مقاطعی قابل دفاع است ولی در بلندمدت اصلا قابل دفاع نیست و درواقع باید به توانمندی افراد، از طریق کارآیی و اثربخشی کمک کرد. باید جامعه را در حوزه کار و تولید توانمند کنیم، تا افراد خودشان سهم خودشان را براساس کارکرد بازار از اقتصاد بگیرند. این حمایتهای بلندمدت بیشتر از اینکه برای اقتصاد ملی نفع داشته باشد، زیانآور است.
لزوم پاسخ قانع کننده
حیدری با بیان اینکه برخی به قطع یارانه خود اعتراض دارند، افزود: اینکه یارانه چه افرادی قطع شده است و یارانه چه افرادی برقرار است، محل تردید و تشکیک است و قطعا باید در حقیقت مجری درباره این سوالها پاسخ قانع کننده داشته باشد. بالاخره ما باید هزینههای جامعه را از محل درآمدهای حاصل از تولید کالا و خدمت از جامعه دربیاوریم. منبع مالی دیگری که وجود ندارد. شما نمیتوانید اینگونه تصور کنید که اگر کشوری در رکود است، پس باید سیستمهای جبرانی بیشتر عمل کند. دولت الان خودش بدهکار است. مرتب اوراق چاپ میکند و به بانکهای تجاری و به گروه کثیری از نهادهای زیرمجموعه خودش از جمله صندوقهای بازنشستگی، پیمانکاران بدهکار است. بنابراین اگر قرار باشد که از دولت انتظار داشته باشیم که بتواند در این حوزه کمکهای بیشتری کند، قاعدتا امکان پذیر نیست. منابع دولت تعریف شده است، یکسری از منابع ناشی از مالیاتی است که باید آن را از اقتصادی که کار و تولید میکند دربیاورد، که زمانی که کار نکند و رکود برآن حاکم باشد طبیعتا درآمدهای مالیاتی هم کاهش پیدا خواهد کرد. فروش سرمایه هم تا امروز چند دهه است که این کار را دولت میکند. آیا فروش دارایی و سرمایه توانسته است مشکلی از مشکلات اقتصادی کشور حل کند؟ خیر. بنابراین ما باید به سمت فعالتر کردن اقتصاد برویم و رشد در درونش ایجاد کنیم که این هم حاصل سرمایهگذاری و تولید و فعالیت اقتصادی و تجارت جهانی است. بنابراین کلید حل مشکلات کاملا مشخص است منتهی باید دید که آیا چنین ارادههایی وجود دارد که بخواهیم از این مسیرها مشکلات اقتصادی کشور را حل کنیم که به تله کمکهای یارانهای، آن هم در این ابعاد که 8تا9دهک جامعه بتواند از کمکهای دولتی استفاده کند. هیچ جای دنیا این مرسوم نیست.
در شرایط عادی یارانه توجیهی ندارد
حیدری درباره تجربه کشورهای دیگر در این زمینه نیز گفت: زمانی است که شرایط اقتصادی کشور کاملا عادی و طبیعی است، اما زمانی هست که تکلیف میشود به اقتصاد کشورها، مثلا جنگ یا زلزلهای اتفاق میافتد، یا مانند زمان کووید، شوک به اقتصاد وارد میشود. در آن شرایط دولتها مداخله میکنند و مداخله آنها برای کم کردن به افراد یا اشخاصی است که نمیتوانند از عهده خودشان برآیند و در حقیقت به نیروی کمکی نیاز دارند، که آن هم موقت است. مستمر و مدام و در بلندمدت اقدام به پرداخت یارانه نمیکند. زیرا اصولا مداخله دولتها در اقتصاد به ناکارآیی اقتصاد میانجامد. یعنی سیاستهای دستوری در هیچ حای دنیا در بلندمدت جواب نمیدهد. ولی یک زمانی است که بحرانی پیش میآید یا جنگی اتفاق میافتد و شما یک سیاست کوپنی برقرار میکنید که توزیع اقلام به واسطه آن شوکی که وارد شده است، متوازن بین همه افراد توزیع شود و مردم از حداقلها محروم نشوند. موقتا یک سیاستهای دستوری و دیکته شده را به جامعه تحمیل میکنی، اما چون عارضه است، این سیاستها هم قاعدتا باید موقت باشند و دوباره برگردد به حالت طبیعی. ما متاسفانه خیلی طولانی از این ابزارها استفاده میکنیم.
ارسال نظر