آرمان - دونالد ترامپ دل به حوادثی بسته که بیشتر به فالگیری شبیه است تا واقعیت روابط بینالملل. از سال گذشته که خبر دیدار ترامپ و کیم به منظور خلع سلاح هستهای و موشکی کره شمالی مطرح گردید، ترامپ و عدهای خوشباور تصور نمودند که کشور هستهای نظیر کره شمالی بر اساس یک تصادف و یا یک فشار میتواند از همه ساختهها و مواریث هستهای خودش صرفنظر کند. در آن هنگام ترامپ با سروصدای تبلیغاتی فراوان به جهانیان وعده داد که بهزودی جهان شاهد خلع سلاح هستهای شبهجزیره کره خواهد بود. اما متخصصان و صاحب نظران خلع سلاح میدانستند و اظهارنظر نمودند که این وعده شاید سرابی بیش نباشد. دونالد ترامپ تصور مینمود یک بازی برد-باخت را با کیم جونگ اون در پیش خواهد گرفت که بهسادگی کیم را وادار به دست کشیدن از سلاحهای هستهای و موشکی مینماید ولی امتیازی در زمینه اقتصادی یا رفع تحریمها به او نخواهد داد. منظور ترامپ این بود که این مدل را به رخ جهانیان بکشد که چگونه توانسته از کره شمالی امتیاز بگیرد و هیچ امتیازی ندهد و آن را بر سر باراک اوباما بکوبد در حالی که اوباما یک بازی
برد-برد با ایران انجام داد و جهان هم از آن حمایت نمود. اجلاس هانوی یکبار دیگر نشان داد که خوشخیالی در روابط بینالملل راه بهجایی نمیبرد و کیم جونگ اون هر چقدر ساده باشد، میراث ملی خود را با وعده و وعیدهای ترامپ تعویض نمینماید. این اجلاس نشان داد در عمق تعارفات، بالاخره واقعیتها خود را برجسته خواهند کرد و ممکن است طرفین دوباره از یکدیگر فرسنگها فاصله بگیرند. شاید کیم جونگ اون با منفجر نمودن سایتهای آسیب دیده موشکی خود، دونالد ترامپ را فریب داد و ترامپ را امیدوار نمود که کره شمالی قصد نابود کردن تاسیسات هستهای و موشکی خود را دارد که اکنون مشخص شده این امیدواری پایه و اساسی ندارد. دونالد ترامپ قصد داشت در صحنه سیاست خارجی، دستاوردی قابل ارائه برای انتخابات ریاست جمهوری سالهای 2019 و 2020 فراهم سازد تا از رقیب جمهوریخواه و سپس رقیب دموکرات پیشی بگیرد. مسائلی که ترامپ در حال تست کردن آنهاست شامل خلع سلاح کرهشمالی، تعویض حکومت ونزوئلا، سرنگونی حکومت تهران، کشیدن دیوار مرزی مکزیک-آمریکا و برخی دیگر است که تاکنون هیچکدام برای ترامپ دستاوردی نداشته و اگر موضوع کرهشمالی منتفی گردد، ترامپ تکیه کلام خود
را بر ونزوئلا و ایران میگذارد. دیوار مکزیک-آمریکا هم که با اعلام شرائط ویژه در کشور، معضلات شدیدی در صحنه سیاسی آمریکا برای ترامپ بهوجود آورده است. ترامپ قصد داشت با کرهشمالی مذاکراتی انجام دهد که منتهی به خلع سلاح این کشور شود و اگر نتوانست لااقل خطر هستهای و موشکی کره شمالی را با یک مدل مذاکراتی مهار و کنترل نماید. این مدل خیلی دور از مدل توافق هستهای ایران با گروه 1+5 نیست. درحالی که دونالد ترامپ علم مخالفت با این توافق را دو سال است در دست گرفته و با دست دیگر میخواهد مدلی شبیه به توافق هستهای با ایران را با کره شمالی به نتیجه برساند. دونالد ترامپ قادر نخواهد بود این تناقض در روش و رفتار بینالمللی خود را ادامه دهد. نه تنها جهان بلکه کره شمالی و رقبای ترامپ این تناقض را مورد مطالعه عمیق قرار داده و در روزی سرنوشتساز به رخ او خواهند کشید. ترامپ خواه ناخواه مجبور خواهد شد به ارزش زحمات باراک اوباما اذعان نموده و آن را محترم شمارد تا خود بتواند به طور منطقی با کره شمالی به مذاکراتی موفق دست یابد مگر اینکه ترامپ مجبور شود موضوع کره شمالی را از دستور کار سیاست خارجی آمریکا خارج نماید.