آرمان - اخبار تحرکات اخیر آمریکا خصوصا بعد از حضور سرزده رئیسجمهور آن کشور دریک پایگاه نظامی در عراق و درز کردن برخی از اطلاعات مبنی بر آموزش تعدادی از عناصر گروه رجوی در کردستان عراق قابل تامل و توجه هستند. کاملا روشن است که کاخ سفید پس از اعمال تحریمهای جدید مترصد وقوع حوادثی در ایران است و اگر انتقال گروهی از سازمان فوقالذکر در نزدیکی مرزهای ایران تایید شود و ابعاد جدیتری به خود گیرد خبر از برنامهای میدهد که علیه کشورمان طرحریزی شده است و نشانههایش یکی پس از دیگری در حال ظهور و بروز است. هرچند اقدامات و تصمیمهای ترامپ معمولا سطحی، ناگهانی و فاقد عمق کارشناسانه است و برای همین هم در آمریکا با نوع این سیاستها مخالفت فراوان میشود ولی اعلام خروج نظامیان آمریکایی از سوریه وتمرکز بیش از پیش این کشور روی عراق برای همسایه شرقی این کشور کاملا حساسیتزا و شک برانگیز است. جمهوری اسلامی برای نابودی داعش در عراق و سوریه سرمایهگذاری فراوان کرد و امنیت نسبی که هم اکنون در همسایه غربی ما حاکم است تا حدود زیادی مدیون ایران است در حالی که ناامنی گذشته حاصل اشغال این کشور توسط آمریکا بود. افزون بر این واقعیت انکارناپذیر وجوه مشترک دو ملت ایران وعراق بسیار گسترده است و این اشتراکات مذهبی طی سالهای گذشته افزایش چشمگیری هم پیدا کرده است. با این وصف دستان جمهوری اسلامی برای رفع تهدیدهای احتمالی از درون مرزهای همسایه غربی باز است و بعید بهنظر میرسد آمریکا توفیقی از این جهت بدست آورد. اما رفع این تهدیدهای احتمالی چگونه امکانپذیر و در راستای مصالح ملت ایران خواهد بود؟ مسلما آمریکا مایل است به هر نحو ممکن در هر جا که بتواند اصطکاک نیابتی برای ایران تولید کند وبدون دخالت مستقیم خود بر اشتغالات کشورمان بیفزاید. مواظبت از گرفتار نشدن در این تلههای ایذایی کار ظریف و دوراندیشانهای است که با امعان فکر و تامل ودقت و خردورزی امکانپذیر است. ایران میتواند با تشدید دیپلماسی زمینه دار خود در عراق موانع بسیاری در برابر تحرکات احتمالی آمریکا در این کشور بهوجود آورد و از نفوذ خود حداکثر استفاده مشروع را ببرد. بدیهی است که علما و مراجع برجسته حاضر در نجف اشرف بهخوبی بر خطرات ناشی از حضور مجدد گروهک تروریستی رجوی واقفند و دولت این کشور هم قاعدتا کمترین منفعتی در این حضور نخواهد داشت و از همه مهمتر مردم عراق خاطره همدستی این سازمان با صدام در کشتار شیعیان را فراموش نکردهاند، لذا برای دیپلماسی ایران امکان موفقیت در این زمینه بسیار بالاست. البته روشن است که هیچ کشوری تهدید در مرزهای خود را تحمل نخواهد کرد و حق مشروع ایران در واکنش سریع نسبت به هر تهدیدی در همه مرزهای کشور محفوظ است. ایران با یک برنامه جامع خواهد توانست اهرمهای سیاسی ومیدانی خود را بهکار ببندد و از حیات و رشد مجدد جنین ناپاکی که نزد همه ایرانیان منفور است جدا جلوگیری کند. کاش در همان زمان که با سیاستهای مدبرانه دولت وقت ایران گروه خائن رجوی ودوست دیکتاتور عراق در لیست سیاه تروریسم غربی قرار گرفت اقدامات اساسی در اضمحلال همیشگی این گروه انجام میشد وجوانان فریب خورده از بند اسارت این سازمان نجات پیدا میکردند. ادامه حیات این گروه مدیون دشمنی آمریکا با ایران و احتمالا نبود یک اراده قاطع برای منحل شدن همیشگی آن از طریق سیاستهای راهبردی تشنج زدایی در روابط بینالملل ایران است. ملت ایران هر چه را فراموش کنند همکاری رسمی، گسترده و جنایت بار این گروه با صدام متجاوز را از یاد نخواهند برد. همین احساس مشترک بین همه ایرانیان در داخل و خارج کشور میتواند سرمایه بزرگی برای اقدامات گسترده دیپلماتیک ایران باشد تا این گروه مجددا بهعنوان یک گروه تروریستی در سطح جهان شناخته شود وغربیان امکان پناه دادن و ایجاد میدان عمل برای آنها را ازدست بدهند.