آرمان - گفته میشود که آقای حسن روحانی تنها 3 سال فرصت دارد تا به رابطه خود با جریان اصلاحات سامان و به مطالبات سبد رأی اصلی خود پاسخ دهد، اما در حقیقت این فرصت 3 سال نیست و آقای روحانی برای تجهیز و کارآمدتر کردن دولتش، فرصت کمتری دارد. رئیسجمهوری برای کار اجرایی در دولت، باید سازماندهی قویتری میداشت. این سازماندهی در درجه اول باید با مشارکت عقبه رأی خود انجام میگرفت. این عقبه اجتماعی انتظار داشت که تیم انتخابی رئیسجمهوری در دولت، باید هماهنگ و همسو باشد. این امر میتوانست و میتواند در بین مردم امیدآفرینی کند. پر واضح است که شخص آقای روحانی به تنهایی نمیتواند مطالبات مردم و حامیانش را تامین کند. این مهم برعهده مجموعه دولت است که تمام وزرا، استانداران، مدیران کل، فرمانداران وغیره را شامل میشود. همه مسئولانی که دست اندرکار اداره کشور هستند، دراین باره باید نگاهشان، تامین خواست مردم باشد. در درجه نخست آنچه که اکنون باعث انشقاق، ناامیدی و یأس شده است، این بود که روحانی راه را با دقت و توجه تمام طی نکرده و طوری گام برداشته که ناامیدی در جامعه کم
نشده است. مطالباتی بوده که بدانها توجهی نشده که اینها به کنار، اما نوع سازماندهی و چینش نیروها و مدیران، چندان مورد رضایت مردم و عقبه اصلی حامیان روحانی نبوده است. در واقع رئیسجمهوری تا سال آینده وقت دارد تجدیدنظری در تعیین و جابهجایی اطرافیان و مدیران خود داشته باشد و باید هم چنین کند تا به امیدآفرینی در جامعه کمک بیشتری شود. در این صورت است که در کارنامه خود، تامین مطالبات مردم هم وجود خواهد داشت! از سویی کارهایی را هم که انجام شده، مورد رضایت توده جامعه نیست. بنابراین وظیفه آقای روحانی بسیار سخت است. زیرا مردم به ایشان رأی دادهاند و در واقع مطالبه اصلی هم از شخص رئیسجمهوری است. از سویی دیگر، طیفی که اطراف آقای روحانی هستند و در واقع حلقه اول نزدیکان او را تشکیل میدهند، یا درصدد تقویت حزب خود هستند و یا نگاه دقیقی به شرایط موجود ندارند و اینگونه به آقای روحانی القا میکنند که او یک شخصیت مستقل سیاسی است و جایگاه خود را مدیون و یا بدهکار هیچ جریان سیاسی در کشور نیست. بحث بعدی در بهوجود آمدن فاصله بین دولت و اصلاحطلبان، عافیتطلبی حلقه نزدیک به روحانی است که شاید فردا روزی بخواهند خود را به
جریان رقیب اصلاحطلبان نزدیک کنند تا شاید در آینده با آن طیف ائتلاف کرده تا سهمی از قدرت داشته باشند و یا به زعم برخی از آنها از خطرات احتمالی در امان بمانند. بنابراین این موارد دست به دست همه داده است تا کار روحانی در ادامه به عنوان رئیس دولت دشوار شود. تا زمانی که ایشان تجدیدنظر نکند و ترمیمهای اساسی در دولت انجام ندهد و در راستای مطالبات و جلبنظر مردم و امیدآفرینی گام برندارد، نمیتواند رضایت توده مردم را جلب نماید. حسن روحانی همواره از امیدآفرینی سخن میگوید، این در حالی است که امید در حرف محقق نمیشود و مردم و اصلاحطلبان منتظر اقدامات عملی از شخص رئیسجمهوری هستند؛ همه این اقدامات در حیطه وظایف رئیسجمهوری است. بنابراین اقدامات عملی آقای روحانی است که میتواند در جامعه امیدآفرینی کند و نه جریانات سیاسی یا مردمی که با آمال فراوان به ایشان رأی دادهاند.