آرمان - نمیشود در فضای تئاتر نفس کشید، کار کرد، زندگی کرد، با نگاهی اجتماعی از معضلات نوشت و آن وقت، در بزنگاهی که خودمان در آن گیر کردهایم، سکوت کرد. این «سکوت» خطرناکتر از هر چیزی است.قرار است نمایشی اجرا شود که اتفاقا اعتقاد دارم ما به نمایشهایی موزیکال با چنین پروداکشنهایی هم نیاز داریم. گمان نمیکنم کسی معترض به ساخت چنین آثاری باشد اما در اینباره چند مساله مدنظر است؛یک: بحران اقتصادی این روزها نفس میگیرد، میزان ناامیدی بر کسی پوشیده نیست، اما هنوز قشری دلشان را به تماشای تئاتر خوش کردهاند، صد البته سلیقه تماشاگر هم خودش قابل بحث است که در این مجال نمیگنجد.قشری با قیمت بالای بلیت (گیریم حتی متناسب با هزینه تولید) محروم میشوند. آن هم از طرف چه کسانی؟ همانها که با بالارفتن قیمت دلار و... همسو با مردم نگران بودند! بپذیریم که آن نگرانی دیگر اینجا معنا میبازد و میشود «شوآف».پس فرق منِ هنرمند با دیگران در چیست در این برهه خاص؟ نمیشود اینجا سکوت کرد، جایی دیگر صدای مردم شد.دو- اعتراض به اجرای آقای پارسایی آنجا بالا میگیرد که امکانات برای تولید عادلانه نیست. زیر چرخدندههای سرمایهداری، گروههای مستقل خرد و خردتر میشوند. این اعتراض گریزناپذیر است و اتفاقا صدای آن را جناب پارسایی قبل از هر کسی باید بشنود، قبل از آنکه وزیر فرهنگ و ارشاد بنویسد: «تئاتر لاکچری تیر خلاص به این هنر مردمی است. اداره کل هنرهای نمایشی با هماندیشی و همیاری خانه تئاتر، حریم صحنه را از آن مصونیت دهد.»سه- باور کنیم کسی دشمن کسی نیست! بپذیریم انتقاد را، طرح پرسش را، بپذیریم که نمیشود یکی را به خاطر حرکتی کوچک توبیخ کرد و به وقتی دیگر، چشمپوشی! ما خواهان فضایی امن، آزاد و برابر هستیم. همکارانی هم که اهل بیانیهدادن در هر بزنگاهی هستند، اینجا سکوت نکنند. خودمان باشیم، همین.چهار- من همیشه نویسندهای مستقل بوده و هستم. حرفم را زدهام. این یادداشت هم نظر من است. با احترام به تکتک همکارانم در گروه اجرایی نمایش «بینوایان».