آرمان - گروه ادبیات و کتاب: طی سه، چهار دهه اخیر ترجمههای بسیاری از کتابهای هنری به فارسی صورت گرفته است؛ از تاریخ هنر گامبریج گرفته تا تاریخ هنر گاردنر، جانسون، نوربرت لینتن، آرناسون و مجموعه هشتجلدی تاریخ هنر. در این میان سهم محمدتقی فرامرزی بهعنوان مترجم کتابهای تاریخ هنر بیشتر از دیگر مترجمان بوده است. «هنر در گذر زمان» شاهکار بیبدیل هلن گاردنر، «تاریخ هنر نوین» اثر آرناسون و «تاریخ هنر جهان» اثر جنسن تنها سه نمونه از آثار بزرگی است که این مترجم به فارسی ترجمه کرده است؛ کتابهایی که منابع مقاطع تحصیلی در دانشگاهها نیز هستند. بهتازگی محمدتقی فرامرزی ویراست تازه «هنر در گذر زمان» که نسبت به ویراست پیشین بیش از ۱۵ فصل بیشتر دارد، ترجمه و نشر نو در شکل و شمایلی زیبا و وزین منتشر کرده است. ویراست جدید، ویراست چهاردهم، و چاپ کتاب، چاپ۲۱ است، که نشاندهنده اهمیت این کتاب در سرتاسر جهان و از جمله ایران است؛ کتابی که بیش از نود سال از نخسیتن چاپ آن میگذرد و به پرخوانندهترين و آموزندهترين کتاب تاريخ هنر، معماري و پيکرهتراشي در دنيا تبدیل شده و هرچند سال یکبار بازنگری میشود. آنچه میخوانید گفتوگو با محمدتقی فرامرزی به مناسبت ویراست تازه «هنر در گذر زمان» است.
آقای فرامرزی، چه شد که تصمیم گرفتید ویراست تازه کتاب «هنر در گذر زمان» را ترجمه کنید؟
ترجمه آخرين ويراست انگليسي کتاب پرآوازه «هنر در گذر زمان: تاريخ کامل هنر جهان» به زبان فارسي پس از گذشت سیودو سال از انتشار نخستين ويراست فارسی آن در سال 1365 (ترجمه شده از متن انگليسي چاپشده در سال1975)، همواره آرزوي مترجم بوده است. در سال 2001، پس از بارها اخطار به ناشران ترجمه پیشین درباره کهنگی آن ترجمه، ويراست يازدهم انگلیسی کتاب را ترجمه کردم و قرارداد آن را روي ميز ناشران پيشين همان ترجمه کهنهشده گذاشتم که آنها، به هر دليل، توجهي نکردند و به انتشار همان کتاب ادامه دادند. اینک بسيار خشنودم از اينکه فرصتي فراهم شده است تا به همت نشر نو و کاوشپرداز، چهاردهمين ويراست گسترشيافته و تجديدنظرشده کتاب خانم هلن گاردنر (هنر در گذر زمان: تاريخ کامل هنر جهان) در اختیار علاقهمندان قرار گیرد. اين ويراست، در قیاس با تمام ویراستهای انگلیسی پیشین، در نوع خود نخستين و همچنان يگانه پژوهش جامع درباره تاريخ هنر بهشمار ميرود. وقتي نخستين ويراست کتاب خانم هلن گاردنر در سال 1926 منتشر شد، او هرگز نميتوانسته است در تصور آورد که نزدیک به 90سال بعد، مربيان و استادان هنر در سراسر جهان همچنان در کلاسهاي درسشان از اين اثر ارزشمند بهرهها ميگيرند. به بيان دقيقتر، اگر او امروز زنده ميبود، نميتوانست کتابي را که دهها سال پيش از اين به پرخوانندهترين و آموزندهترين کتاب تاريخ هنر، معماري و پيکرهتراشي در دنياي انگليسيزبان تبديل شده است و همچنان در آن جايگاه به حيات خود ادامه ميدهد، از کتابي که خود در سال 1926 منتشر کرده بود، بازشناسد. در پنجاه سال گذشته، نويسندگان و پژوهندگان بسياري آمدهاند و در آن اثر خلاقانه بازنگري کردهاند، بر دامنه موضوعي بحثها و فصلهايش افزودهاند، آن را سرزنده و روزآمد نگه داشته و همواره کوشيدهاند در هر چاپ، الگويي با معيارهاي عاليتر، از ديدگاه محتوا و انتشار کتاب، از خود به يادگار بگذارند. اما در ایران، ناشران پیشین، کتاب را به همان ویراست کهنهشده محدود و منجمد کرده بودند و به بیان دیگر، حقوق خواننده را نادیده میگرفتند و من امروز بسيار خوشحالم از اينکه از استادان و دانشجويان میشنوم در توصیف این ترجمه جدید ميگويند کتاب «هنر در گذر زمان» با تکيه بر آن سنتها بود که به گزينه شماره يک دورههاي آموزش و پژوهش در تاريخ هنر و نقد هنرهای تجسمی در جهان تبديل شد. اميدوارم که اين ويراست چهاردهم بتواند جايگاه خود را بهعنوان پرخوانندهترين کتاب تاريخ هنر نگه دارد و تفاوتهایش با ویراست منسوخ پیشین، آن را در ایران نیز در جایگاه جهانیاش بنشاند.
ویراست قبلی چه ایرادهایی داشت و کاراییاش تا چه اندازه بود؟
در اين ويراست جديد، تا حد 50درصد بيش از آنچه در ويراستهاي پيشين ميسر ميشد بر حجم مطالب کتاب افزوده شده است. ترجمه پیشین زیرنظر دو تجدیدنظرکننده در سالهای پس از درگذشت خانم گاردنر صورت تالیف پیدا کرده بود. اما تدوین، شکلگيري نهايي و انتشار کتاب جدید همچنان که در پیشگفتار نویسنده همکار (فرِد س.کلاینر) ديده ميشود، علاوه بر نظارت عالی خود ایشان، نتیجه همکاری سپاهي از استادان، پژوهندگان، عکسبرداران، طراحان نقشه، دانشجويان، منتقدان، مورخان هنر و ديگران بوده است. من نيز بسيار شادم که اينک دستاورد بزرگ آنها در قالب ترجمهاي يکپارچه با معادلها، اصطلاحات، عبارات، توصيفها و اعلامي يکنواخت آماده شده است و در دسترس علاقهمندان هنر، بهويژه پژوهندگان هنر و تاريخ هنر، استادان دانشگاهها (که بيشترشان با اين کتاب و نويسنده آن آشنا هستند)، دانشجويان هنر و شاخههاي گوناگون آن، فارغالتحصيلان هنرمند يا شاغل و دستاندرکار هنرآفريني، هنرپروران، نهادهاي دولتي و خصوصي هنر، کتابخانهها، موزهها، مجموعهداران، دارندگان چاپ کهنه پيشين و همه ايرانيان هنرمند پراکنده در سراسر ميهن و جهان گذاشته ميشود. ارتقاي کيفيت آنچه در اينجا و با چاپ کنوني به خوانندگان پيشکش ميشود، بيگمان با ارسال نظرها و پيشنهادهاي اصلاحي و انتقادي خوانندگان نکتهسنج به نشاني ايميل مترجم، در چاپهاي بعدي ميسر خواهد شد.
تفاوتهای اصلی ویراست جدید با ویراست سال 1۹۷۵ چیست؟
این دو کتاب، در نگاه نخست، بهقدری با یکدیگر متفاوتند که هر کسی مایل است بگوید نیازی به اینگونه مقایسه نیست، زیرا دو ترجمه متفاوت از دو منبع متفاوت چاپشده از سوی ناشرانی متفاوت و با فاصلهای چهلودوساله از یکدیگر هستند. چکیده این تفاوتها را میتوان به اختصار چنین برشمرد: در نسخه1975، 22 فصل است که در نسخه2013، 37 فصل. همانطور که از سال نسخهها پیدا است، در نسخه1975، تاریخ هنر از آغاز تا 1975 را داراست ولی در نسخه جدید از آغاز تا سال2013. و اینکه مطالب و عکسهای مربوط به چهار دهه در کتاب قدیم وجود ندارد. عکسهای نسخه قدیم 959 تصویر و نسخه جدید 1700 عکس است. و بسیاری موارد دیگر، که ویراست جدید را نسخهای بااهمیتتر و کاملتر از نسخه قدیم میکند.
آیا قصد دارید ویراست دیگری از این کتاب ترجمه کنید؟ از قرار معلوم، این کتاب هر سه، چهار سال یکبار با یک ویراست تازه ارائه میشود.
بله، چنین قصدی دارم. امیدوارم نسخههای چاپ کنونی بهزودی به سراسر ایران برسد و علاقهمندان گستره هنرهای تجسمی با آن آشنا شوند و ببیند چه گنج شایگانی بر بنیان استوار نخستین ویراست این کتاب پدید آمده و فراروییده است. در آمریکا، هر سه سال یکبار ویراست جدید و تجدیدنظرشده و روزآمد «هنر در گذر زمان» منتشر میشود. بازنگری در ترجمه جدید (از متن 2013) و مقابله و مقایسه آن با آخرین ویراست انگلیسی (2016) را آغاز کردهام و در اختیار ناشر گرانقدر خواهم گذاشت. به این ترتیب، همچنان که دانشجویان و دیگر علاقهمندان کتاب با انتشار ترجمه کنونی توانستند کتابی را مطالعه کنند که همزمان در تمام کشورهای انگلیسیزبان خوانده میشد، با انتشار متن فارسی ویراست2016 نیز سطح دانش مخاطبان کتاب در مقایسه با آن خوانندگان، روزآمد خواهد شد. مخصوصا از این جهت خرسندم که خوانندگان بیشتری خواهند توانست این متن جدید را با آن ترجمه انجامشده از متن 42 سال پیش (1975)، مقایسه کنند و به تفاوتهای کمی و کیفی آن پی ببرند.
تاثیر علمی ویراست جدید این اثر را در دانشگاههای کشور چطور ارزیابی میکنید؟
البته پاسخ این پرسش جنابعالی را باید استادان و دانشجویان و طیف گسترده مخاطبان این کتاب در سالیان پس از انتشار نخستین ترجمه «هنر در گذر زمان» بدهند. بارها کسانی پیش من آمده و خواستهاند از کار انجامشده برای ترجمه این کتاب تقدیر کنند. اولین نکتهای که اینان با شگفتی تمام مطرح میکردند همین تاثیر کتاب «هنر در گذر زمان در دانشگاههای کشور بود. رشتههایی که تدریس هنرهای تجسمی در آنها مستقیم و غیرمستقیم به روش جزوهای و در دایره اطلاعات شخص مدرس برگزار میشد و به پایان میرسید ناگهان صاحب کتابی جامع و بیمانند در سراسر کشور شدند. عنوان کتاب «هنر در گذر زمان» از آن پس در سرفصل دروس رشتههای گوناگون هنر و معماری و پیکرهتراشی قرار گرفت و از دیدگاه نظری به سطحی همتراز سطح بینالمللی گام نهاد. امروزه نیز چنین است. با وجود تغييرات و نوآوريهاي اجراشده در اين ويراست جديد، در برخي اجزاي آن هيچگونه تغييري داده نشده است، که از آن ميان ميتوان به انديشه و اعتقادي بنيادين اشاره کرد که دهها سال پيش از اين راهنماي کار خانم هلن گاردنر قرار گرفته بود: مهمترين هدف هر درسنامه مقدماتي تاريخ هنر بايد کمک به تقويت درک و شناخت انواع گوناگون آثار هنري مهم از ديدگاه تاريخي، از تمام دورهها و تمام بخشهاي اين کره خاکي باشد. به علت عمر طولاني و گوناگوني فراوان در شاخههاي تاريخ هنر، هر پژوهندهاي وسوسه ميشود که مسئوليت بازگويي داستان آن را به گروه بزرگي از متخصصان بسپارد. نخستين ناشر «هنر در گذر زمان»، همين روش را در آمادهسازي نخستين ويراست آن پس از مرگ خانم هلن گاردنر در پيش گرفت، و امروزه به معياري براي گزينش روش آمادهسازي پژوهشهاي مقدماتي تاريخ هنر تبديل شده است. اما دانشجويان رشته هنر قويا اعلام ميدارند که همين پيچيدگي تاريخ جهاني هنر، لحظهبهلحظه بر اهميت اين نکته ميافزايد که اگر دانشجويان قرار است موضوعي چنين متنوع و پيچيده را فراگيرند و بر آن مسلط شوند، داستان آن بايد با يک صداي محکم و يکپارچه بيان شود. به اعتقاد نگارنده، خانم هلن گاردنر از شنيدن اين خبر که ويراست چهاردهم کتاب «هنر در گذر زمان» را يکبار ديگر فقط يک داستانگو شرح ميدهد، بسيار خشنود خواهد شد: آن هم داستانگويي که در بخش بزرگي از کتاب، از مشاوره ارزشمند بيش از صد بازنگريکننده و منتقد و ديگر مشاوراني برخوردار بوده است، و چنانکه بايد و شايد از ياريهايشان در پايان همين پيشگفتار قدرداني کرده است. من همچنان بر اين باورم که موثرترين شيوه بيان داستان «هنر در گذر زمان»، بهويژه براي هر آن که نخستينبار به مطالعه و پژوهش در تاريخ هنر ميپردازد، عبارت است از سازماندهي مجموعه گسترده نقاشیها، تنديسها، ساختمانها و ديگر کارهاي هنر بر طبق تمدنهاي پديدآورنده آنها و بررسي هر اثر به يک ترتيب تقريبا تاريخي. اين شيوه، فقط از آزمايش زمانه سربلند برنيامده است، بلکه مناسبترين شيوه براي بازگويي و روايتکردن تاريخ هنر است. اصل بنيادين شيوه نگرش نویسنده به هر دوره تاريخ هنر آن است که تنوع پردامنه در تغيير شکل و معنای آثار هنري و ساختمانهايي که مردان و زنان طي سیهزار سال گذشته آفريدهاند، تا حدي بسيار زياد پيامد اوضاع و احوالي است که هنرمندان و معماران در آن بهکار ميپرداختند. به اين ترتيب، هر روايت تاريخبنيان، مناسبترين روايت براي بيان و تشريح تاريخ جهاني هنر است، زيرا به نويسنده اجازه ميدهد هر اثر بررسيشده را در بافت و زمينه تاريخي، اجتماعي، اقتصادي، ديني و فرهنگياش بگنجاند. اين، سرانجام، همان چيزي است که تاريخ هنر را از درک و ستايش هنر متمايز ميکند.