آرمان - گروه ادبیات و کتاب: تقریبا ۱۱۴ سال از کنواسیون برن که به کنوانسیون حق مالکیت آثار هنری ادبی معروف است، میگذرد. در این تاریخِ بیش از یک قرن، تاکنون ۱۸۶ کشور به این کنوانسیون پیوستهاند، اما هنوز نامی از ایران در جمع این کشورها نیست. نام ایران در کنار کشورهایی چون سومالی، عراق، کرهشمالی، اوگاندا، کامبوج، مالدیو و چند کشور کوچک دیگر قرار دارد. بعد از ۱۱۴ سال، که طی سالهای پیش نیز، پرسشهای بسیاری درباره اینکه آیا ایران باید به این کنواسیون بپویندد مطرح شده، سرانجام در شهریورماه سال جاری، شاید برای نخستینبار پس از انقلاب، همایش مالکیت ادبی در قمصر کاشان تحتعنوان «حق مالکیت ادبی؛ گفتهها و ناگفتهها» از سوی انجمن داستاننویسان تهران برگزار شد. اولینبار در سال ۵۶-۵۵ با حضور ایرج افشار، کریم امامی، احسان نراقی و نجف دریابندری در اینباره بحث و گفتوگو شده بود که بیفرجام رها شد. همایش «حق مالکیت ادبی؛ گفتهها و ناگفتهها» در حالی با امید پیوستن به کنوانسیون برن به کار خود پایان داد که چشمانداز پیش رو با تحریمهای آمریکا و بالاتررفتن قیمت ارزهای خارجی، عرصه را برای ناشران و مترجمان و نویسندگان ایرانی برای انتشار کتاب تنگ کرده؛ آنهم وقتی در جنگ اقتصادی، اولین قربانی در سبد هر خانوار ایرانی، کتاب است.
چاره در پیوستن به کنواسیون برن است؟
تاریخچه تقریبا نودساله حق مالکیت فکری از جمله موارد مورد بحث در نخستین نشست همایش مالکیت ادبی بود که چرا با این پیشینه ما هنوز ارادهای برای اجرای آن نداریم؟ این نشست با حضور سعید حبیبا حقوقدان و استاد دانشگاه تهران، محمود صادقی نماینده تهران در مجلس، لادن حیدری مدیرکل دفتر حقوقی و مالکیت معنوی وزارت ارشاد، و علیاصغر سیدآبادی نویسنده و مشاور وزیر برگزار شد.
سعید حبیبا با اشاره به اینکه دفاع از حقوق صاحب اثر وظیفه خود اوست و نه دولت، گفت: صاحب اثر باید شکایت کند تا زمینه پیگیری دولت به وجود بیاید و وظیفه انجمن صنفی داستاننویسان است که این فضا را ایجاد کند. ایشان همچنین افزودند: یکی از عوامل کاهنده دزدی مالکیت ادبی، الحاق به سازمانهای جهانی است. اما ناشران اغلب از مخالفان این الحاق هستند و میگویند پیوستن به معاهدههای بینالمللی باعث میشود از کتابهای خارجی محروم شویم، در صورتی که تمام این حرفها بهانهای بیش نیست و البته راهکارهایی هم دارد.
محمود صادقی با برشمردن اینکه یکی از انگیزههایش برای کاندیداتوری مجلس همین مساله مالکیت صنعتی و فکری بوده، اظهار داشت که در هر دو زمینه نیز در مجلس طرح و لایحه وجود دارد که امیدوارم تصویب شوند: «حدود ۳۰ معاهده بینالمللی در زمینههای مختلف مالکیت فکری وجود دارد که نشاندهنده اهمیت این موضوع است. کمتر موضوع حقوقی وجود دارد که این تعداد معاهده داشته باشد.» وی افزود: «بریتانیا مهد کپیرایت است که دو انگیزه برای ایجاد آن وجود داشته است؛ سانسور و کسب درآمد. دربار شاهی بریتانیا پس از اختراع چاپ که باعث سرعت تبادل افکار شد، به دنبال تمهیدی برای کنترل تبادل افکار بود و اساسا دلیل پیدایش آن حمایت از مولف نبود، بلکه امتیازی بود که دربار به ناشر میداد. این امتیاز در بستر زمان تحول پیدا کرد و از مکانیزمی برای سانسور و حمایت از ناشر، به قانونی برای حمایت از مولف تبدیل شد.» صادقی با اشاره به اینکه حق نسبت به همه اموال دائمی است، اما در موضوع کپیرایت با مساله موقتیبودن حق روبهرو هستیم، گفت: «در حال حاضر ما حق هیچگونه تعرضی در اموال دیگران را نداریم، اما در آثار ادبی و هنری به خودمان این حق را میدهیم. مثلا دانشجو یک نسخه از کتاب را کپی میکند، درحالیکه در کشورهای پیشرفته پولی بابت این کپی پرداخته میشود.»
محمود صادقی به قدیمیترین قوانین مربوط به حقوق مولف اشاره کرد و افزود: «قدیمیترین قانون همان قانون اصول محاکمات مربوط به ۱۳۰۲ است. در ۱۳۰۴ ثبت علامات صنعتی و تجاری را تصویب کردیم و در ۱۳۰۹ عهدنامه بین ایران و آلمان در حمایت از مالکیت امضا میشود. در ۱۳۱۰ قانون ثبت علامات اختراع هم به آن اضافه میشود و همزمان در قانون مجازات عمومی برای اولینبار از کپیرایت حمایت میشود که مجازاتهایی از ۱۰۰ تا ۵۰۰تومان برای تکثیر غیرمجاز تعیین میشود. این ماجرا ادامه دارد تا سال 1348 که قانون نسبتا جامعی در این زمینه داریم.» این نماینده مجلس در ادامه افزود: «تنها چیزی که نداریم قلمروی اجرای این قانون برای حمایت از آثاری است که اولینبار در ایران منتشر میشود. اکثر ذینفعان اطلاعاتی از این قوانین ندارند و دادگاهها هم اشراف کافی روی موضوع ندارند، اما رأی میدهند. مثلا در محاسن و آثار مثبت کنوانسیون برن بسیار نوشته و گفته شده، از جمله اینکه اگر کشورهایی بخواهند در ایران سرمایهگذاری کنند، معیارشان عضویت در این معاهده است. درحالیکه امروز مثلا بهطور متوسط در لپتاپ هر ایرانی حداقل ۵۰۰۰دلار نرمافزار تقلبی وجود دارد.»
لادن حیدری مدیر کل دفتر حقوقی و مالکیت معنوی وزارت ارشاد با اشاره به لایحهای که در سال 1382 به مجلس فرستاده شده، گفت: «هنوز معتقدیم این لایحه نیاز به اصلاح دارد که دکتر محمود صادقی، مسئولیت این موضوع را در مجلسه بر عهده گرفته است. اما یکی از دلایل عمده نوشتن این لایحه تکثر قوانین در این زمینه بود، قوانینی که هیچ شباهتی بههم نداشت. تلاش کردیم در این لایحه ضمانتهای اجرایی، ایجاد مقرراتی در زمینه انتقال حقوق مادی و تکنولوژی روز در نظر بگیریم که در این زمینه لازم بود به کشورهایی که در این حوزه تجربیاتی داشتند، توجه میشد.» ایشان در ادامه افزودند: «سال ۹۳ بعد از ۱۵۰ جلسه کارشناسی لایحه کاملشده به مجلس تقدیم شد که در آن بیشترین توجه را به حقوق پدیدآورندگان داشتهایم. اما معتقدم چالش اصلی در عدم رعایت حقوق مولف به فرهنگسازی بازمیگردد. ما ماشین دیگری را سرقت نمیکنیم اما کتاب دیگری را کپی میکنیم، آهنگ دیگری را دانلود میکنیم و مشکل این است که این آثار را به عنوان مال در نظر نمیگیریم. این درحالی است که خود پدیدآورندگان نیز به دنبال حقوق خود نبودند و به طور طبیعی اگرهم افرادی به محاکم قضائی مراجعه کرده باشند، آرای مناسبی دریافت نکردهاند که همین مساله باعث شده تا فکر کنند توجهی به این مساله وجود ندارد. مثلا ما از سال ۱۳۱۰ قوانین داخلی برای حمایت از مولف داشتهایم، اما همین قانون چقدر اجرا میشود؟ درحالیکه اگر به کنوانسیون برن بپیوندیم، دیگر باید به دنبال اجرای قوانین برویم و وکیل بگیریم.»
لادن حیدری با اظهار اینکه «نباید دچار توهم شویم» گفت: «ما در سالهای ۳۷ و ۳۸ به کنوانسیون مالکیت صنعتی پاریس پیوستهایم، اما موارد زیادی در زمینه اختراعهای صنعتی نقض میشود، به همین دلیل معتقدم صرفا با پیوستن به کنوانسیون برن مشکل ما حل نمیشود. چین الان عضو کنوانسیون است، اما رده اول تقلب را در دنیا دارد. به نظرم تشدید مجازاتها میتواند تاثیرگذار باشد، اما باید نگاهی پیشگیرانه داشت. در این زمینه اما وزارت فرهنگ تنها تصمیمگیرنده نیست.»
علیاصغر سیدآبادی برگزاری همایش مالکیت ادبی را هم نشاندهنده بحران دانست و هم امید، و از همین منظر گفت: «این همایش نشانه یک بحران از رابطه نویسنده با اجزای صنعت نشر و مخاطب است، و امیدوارانه است چراکه انجمن صنفی داستاننویسان برگزاری آن را برعهده گرفته است.» سیدآبادی افزود: «در سال ۴۸ کانون نویسندگان در تدوین قانون حقوق مصنفان با مجلس مراوده داشت. اما الان ممکن است ناشران در نوشتن این قانون مشارکتی داشته باشند، اما بعید میدانم از نظر نویسندگان در تدوین آن استفاده شده باشد، درحالیکه این مراوده و نظرخواهی ضروری است.»
از خرید کپیرایت به کجا میرسیم؟
دومین نشست همایش «حق مالکیت ادبی، گفتهها و ناگفتهها» بر محوریت خرید کپیرایت آثار خارجی متمرکز بود، امری که موجب شده تا عدم رعایت آن، به انتشار اثری با بیش از ده ترجمه غیرضرور در ایران بینجامد. این نشست با حضور محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و رضا هاشمینژاد مدیرمسئول انتشارات افق برگزار شد.
ابتدا، رضا هاشمینژاد تصمیمگیری برای خرید کپیرایت کتاب در ایران را بسیار دشوار دانست و گفت: «یکی از نتایج پیوستن ایران به کنوانسیون برن ایجاد انحصار است چراکه سرمایهداری نتایج خودش را دارد. امکان انتشار همزمان ترجمه کتاب با نسخه اصلی، احساس رضایت شخصی، افزایش استانداردهای نشر کتاب، کاهش قیمت خرید حقرایت در شرایطی که هنوز ایران به معاهده کپیرایت نپیوسته، آشنایی و حضور در همایشها و رویدادهای بینالمللی، امکان تماس مترجم با نویسنده با هدف افزایش کیفیت ترجمه، آشنایی با سازماندهی انتشار کتاب در کشورهای دیگر و فرصت بررسی کتاب پیش از ترجمه از مهمترین مزیتهای خرید کپیرایت کتاب از سوی ناشران ایرانی است.»
هاشمینژاد یکی از مهمترین رویکردهای نشر افق در خرید کپیرایت کتاب را تبدیل آن به ارزش افزوده عنوان کرد و افزود: «با درج عنوان ویژه «خرید حق رایت» روی جلد کتاب به مرور امتیاز ویژهای برای انتشارات ایجاد شد و زمینهای را فراهم کرد تا مخاطب برای خرید کتاب گرانتر آمادگی داشته باشد.» وی درباره اینکه چرا انتشارات افق رایت همه کتابها را خریداری نمیکند، افزود: ناشر بسیاری از این کتابها آمریکایی است و با توجه به شرایط تحریم اعلام میکنند قادر به مذاکره نیستند یا جرات این کار را ندارند. برخی از این ناشران نیز با توجه به نوع نگاهشان به ایران، تمایلی برای انعقاد قرارداد ندارند. سانسور نیز یکی از دلایل ناشران آمریکایی برای مذاکرهنکردن است.» به گفته او وقتی ناشر حق رایت را خریداری میکند، تعهد میدهد به متن پایبند باشد، اما سانسور، ناشر ایرانی را در جریان مذاکرات دچار مشکل میکند. این ناشر یکی دیگر از مشکلات ناشران ایرانی را دریافت مجوز برای انتشار کتاب دانست و گفت: «گاهی ناشر هزینه خرید حق رایت کتاب را پرداخت میکند، اما موفق به دریافت مجوز برای چاپ نمیشود.»
هاشمینژاد با تاکید بر تفاوت بین خرید حق نشر و ترجمه افزود: «ما اجازه حق نشر ترجمه فارسی کتاب را خریداری میکنیم. به عبارت دیگر از نگاه ناشران خارجی و دارندگان حق رایت، مترجم ایرانی به دلیل ترجمه مجرم شناخته نمیشود، بلکه کسی که به تکثیر ترجمه کتاب اقدام کند، مجرم است.» وی درباره هزینه خرید رایت نیز اظهار داشت: «بین ۳۰۰ تا ۵۰۰یورو برای خرید حق رایت کتاب با شمارگان ۵هزار نسخه به ناشران خارجی پرداخت میشود. میدانم بسیاری از ناشران در این چانهزنیها مبالغ بسیاری را پرداخت کردهاند و به اصطلاح ناشر خارجی کوتاه نیامده است. مبالغ سنگین یکی از موانع خرید رایت بسیاری از کتابها است. برخی ناشران هم بر سر پرداخت ۶ماهه توافق میکنند که البته حواله پول از ایران کار بسیار دشواری است و ما برای عبور از این مانع، پول را از طریق یک نهاد مستقر در خارج کشور به ناشر پرداخت میکنیم.»
رضا هاشمینژاد، یکی از مهمترین فواید خرید رایت کتاب را گرایش ناشران به چاپ آثار تالیفی دانست و از همین منظر تصریح کرد: «براساس آمار بیش از ۵۰درصد تولیدات سالانه انتشارات افق، ترجمه است. درحالیکه مثلا ناشران چینی کمتر از ۱۰درصد را به چاپ کتابهای ترجمه اختصاص میدهند. البته باید توجه داشت که آمار کتابهای افست در این بررسی محاسبه نمیشود. ناشران خارجی با توجه به بار مالی چاپ کتابهای ترجمه و پرداخت دو هزینه به ناشر و مترجم در انتخاب کتاب سختگیری دارند. دومین مزیت مهم خرید حق رایت کتاب ایجاد و تقویت ارتباطات بینالمللی است. براساس آمار فقط ۳۵۰میلیون نفر از جمعیت جهان زیر پوشش کپیرایت نیستند. این میزان کمتر از پنج درصد است و دو کشور مهم این آمار، ایران و عراق هستند.» در ادامه وی درباره مضرات پیوستن ایران به کنوانسیون برن نیز گفت: «عقد قرارداد یکی از دشوارترین مراحل خرید حق رایت کتاب به حساب میآید که نیازمند حضور کارشناسان خبره است. برخی از ناشران قراردادهایی منعقد کردهاند که از عواقب آن بیخبر بودند، از سوی دیگر ناشرانی هستند که به دلیل دشواری تعهداتی که پذیرفتند از چاپ کتاب در ایران منصرف شدند. این را هم اضافه کنم که ناشران ایرانی عادت کردهاند که به ارزانترین روش قانون کپیرایت را در ایران اجرا نکنند و شروع این جریان بسیار دشوار است، چراکه براساس شرایط ارز کتابهایی که با خرید حق رایت منتشر میشوند سیدرصد بر قیمت آنها افزوده خواهد شد.»
محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با اشاره به برخی مخالفتها برای پیوستن به کنوانسیون برن گفت: «معیشت برخی از دوستان با پیوستن ایران به کنوانسیون به خطر میافتد و طبیعی است که در برابر آن موضع بگیرند. کسانی هم پیوستن به این معاهده را یک اصل جاری میدانند که هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است. این دو نظر مخالف ناشی از دیدگاه اقتصادی ناشران حوزههای مختلف است. دستهای از مخالفان، فعالان حوزه نرمافزار هستند، چراکه معتقدند با امضا معاهده برن باید هزینه خرید میلیونها نسخه ویندوز را بپردازند. گویا یاد گرفتهایم از این نسخهها همواره مجانی استفاده کنیم.» آموزگار با اشاره به متوقفماندن لایحه حق مولف در مجلس افزود: «زمان صرفشده برای بررسی این لایحه تنها به دلیل تردیدها و ناآشنایی با روح حقوق مولف بوده است. از طرف دیگر این لایحه با همه اهمیت خود نتایج کنوانسیون برن را ندارد و از طرف دیگر یک لایحه داخلی است که دولت میتواند آن را لغو کند.»
با کپیرایت، نویسندههای بهتری داریم؟
در سومین نشست که به نویسندگان، مترجمان و ویراستاران اختصاص داشت، امیرحسن چهلتن، حسین سناپور، آبتین گلکار، مهشید میرمعزی و مهناز مقدسی از نویسندگان، مترجمان و ویراستاران به بحث درباره کپیرایت پرداختند.
ابتدا امیرحسن چهلتن با اشاره به ضرورت فوری پیوستن ایران به کنوانسیون برن، گفت: «ما در انزوا قرار گرفتهایم و باید عضو این باشگاه جهانی شویم. سیاستهایی وجود دارد که این انزوا تشدید میشود. از سوی دیگر ما با جریانهای موازی تقلبی روبهرو هستیم که نویسندگان مستقل را به کنجی برانند. تمام این دکانهایی که ساختهاند بازی است و گمان میکنند واردشدن به بازار جهانی کتاب هم با رانت شدنی است، اما ادبیات اینگونه به وجود نمیآید. کافی است به همسایگان، عربها و ترکها نگاه کنیم و ببینیم از زمانی که به این باشگاه بزرگ پیوستهاند چه اتفافی برای آنها افتاده است. وقتی به یک رویداد اروپایی میروم اغلب سعی میکنم کتابهای برخی از نویسندگان را که در ایران ترجمه شده برایشان ببرم، اولین واکنش آنها این است که بسیار خوشحال میشوند. فارسی برای آنها زبانی مهجور است، اما ترجمه اثرشان به این زبان برایشان جالب به نظر میرسد. بااینحال از اینکه چطور اثرشان در ایران منتشر شده، بیاطلاع هستند. عضونبودن ایران در کنوانسیون برن برای آنها غیرحرفهایبودن ما را نشان میدهد. اگرچه سابقه درخشانی از ادبیات کلاسیک ایرانی در ذهن نویسندگان اروپایی وجود دارد.»
آبتین گلکار، مترجم ادبیات روس هم علت موافقت با این امر را مساله اخلاقی دانست و گفت: «با توجه به اینکه ایران به این کنوانسیون نپیوسته، شاید مرتکب قانونشکنی نشده باشیم، اما از نظر قانونی این مساله به ما آسیب زده و بخشی از دزدیهایی که در پایاننامههای دانشگاهها رخ میدهد به همین دلیل است، بخشی از آسیب روزنامههای ما نیز همین مساله است، بنابراین پیوستن به این کنوانسیون باعث رشد و تولید فکری میشود. شاید تا چند سال پیش برای من اجازهگرفتن از نویسنده عادی نبود، اما اولینباری که به این موضوع احساس نیاز کردم زمانی بود که در نمایشگاه مسکو با ناشران روس مواجه شدم و دیدم که آنها به چشم دزد به ما نگاه میکنند.»
آبتین گلکار در ادامه به خاطرهای اشاره کرد: وقتی کتاب «استالین» را ترجمه کردم، برنده جایزه کتاب سال شد و ۱۵ سکه گرفتم. در آن زمان میتوانستم پنج سکه از آن را به نویسنده روس بدهم و اگر دانش امروز را داشتم، حتما بخشی از جایزه را بهعنوان جبران مادی به او میدادم، بنابراین نباید همهچیز را به گردن قانونگذار گذاشت. باید از مرحله اخلاقی به سمت اجازهگرفتن واقعی با پرداخت حق و حقوق صاحب اثر برویم.
گلکار در ادامه با برشمردن مساله قیمت کتاب، آن را دلیل موجهی برای نپیوستن ما به کنوانسیون برن نداست و افزود: «مترجمانی که مخالف پیوستن به کنوانسیون برن هستند، میگویند زمانی که کتابی در کشورهای دیگر معروف میشود، مسابقه ناشران شروع میشود و الزاما قرار هم نیست که ناشران خوب کپیرایت آن کتاب را بگیرند و مانند مزایدهای خواهد شد که هر کسی بیشترین پیشنهاد را بدهد آن را میگیرد؛ درنتیجه ممکن است کتاب با ترجمهای بد به بازار بیاید. ولی این هم دلیل خوبی نیست؛ چراکه وقتی ناشر حق رایت کتابی را بخرد، زمان بیشتری برای ترجمه در اختیار دارد و امکان ارائه ترجمه بهتر نیز وجود خواهد داشت.» گلکار با اشاره به بحثهایی که درباره نگاه نویسندگان و مترجمان به یکدیگر وجود دارد، هم گفت: «نویسندگان ایرانی، مترجمان را مقابل خودشان میبینند. بین مترجمان و ویراستاران هم همین وضعیت وجود دارد. کسی از دیگری بالاتر نیست. برخلاف تصوری که وجود دارد فکر میکنم اگر کتابهای ترجمه در بازار ایران منتشر نشود، سهم ادبیات ایرانی در بازار افزایش پیدا نمیکند. برای موفقیت یک کتاب باید تمامی عوامل کنار هم باشند. شاید یکی از علتهایی که داستان فارسی چندان به سطح ترجمه نمیرسد این است که نویسندگان نقش ویراستار را خوب نمیشناسند و کتاب را به ویراستار نمیدهند. امروز مساله دستمزد برای ویراستاران مهمتر از نویسنده است.»
مهشید میرمعزی که از آلمانی ترجمه میکند و بسیاری از ترجمههایش با خرید کپیرایت صورت گرفته، اولین و مهمترین دلیل خود برای پیوستن به کنوانسیون برن را مساله اخلاق دانست و گفت از امتیازاتی که کپیرایت به ما میدهد، داشتن ارتباط مستقیم با نویسنده است. مواردی بوده که با ایرادی در متن مواجه شدم و با نویسنده ارتباط گرفتم و این مساله باعث شده ترجمه اعتبار بیشتری بگیرد. یا در موردی دیگر، نویسنده یک مقدمه اختصاصی برای چاپ فارسی اثرش نوشت. میرمعزی با اشاره به اینکه وقتی ناشری کپیرایت کتابی را گرفته باشد، دیگر آن را به هر مترجمی نمیدهد و این مسابقه ترجمه کلا قطع میشود، افزود: «چه دلیلی دارد که از یک کتاب ۱۷ ترجمه وجود داشته باشد تنها به این دلیل که فروش میرود؟ متاسفانه درنهایت همه مسائل اقتصادی است.»
حسین سناپور از نویسندههای برجسته معاصر، با بیان اینکه همدلی، همزبانی و حساسشدن نسبت به حقوق مولفان و مترجمان بسیار ارزش دارد، گفت: «ما از مخالفت بزرگانی چون شاملو، ساعدی، دریابندری و... به اینجا رسیدهایم که سمینار تشکیل میدهیم و پیوستن به کنوانسیون برن را پیگیری میکنیم. اما اینکه چرا آنها مخالف بودند و امروز ما حساس شدهایم، دو دلیل دارد: پیش از انقلاب عمده روشنفکران ما مواضع ضدامپریالیستی و ضدقدرت مستقر داشتند و بهنوعی رفتار انقلابی و یاغیگری در آنها وجود داشت. آنها معتقد بودند نباید تابع غرب شد و باید به خویشتن بازگشت. به نظر میرسد امروز عمده نویسندگان و روشنفکران ما تابع آن ذهنیت نیستند. صدمات این یاغیگری در حوزه ادبیات باعث شد تا امروز به این نقطه برسیم.»
سناپور با اشاره به اینکه پیوستن و نپیوستن به قراردادهای جهانی حرفهای بودن یا نبودن ما را به نمایش میگذارد، افزود: «پیش از انقلاب، یکی از دلایل مخالفت با پیوستن به کنوانسیون برن، روشنفکران بودند و تاثیر منفی روی این مساله گذاشتند. البته در آن دوران نشر ما چندان وسعت پیدا نکرده بود و ترجمه هم آنقدر زیاد نبود. در آن زمان نویسندگانی مانند شاملو و ساعدی و... مشکلی در برخورد با ناشران نداشتند و با این حجم از نقض قانونها روبهرو نشده بودند. مواردی مانند کتابهای صوتی و الکترونیکی هم وجود نداشت. اما امروز این حساسیت به دلیل امکاناتی مانند اینترنت بیشتر شده. امروز اگر به کتابفروشیهای کوچک بروید، بسیاری از کتابهای فارسی را پیدا نمیکنید، چون قفسههای آنها جا ندارد و بخش زیادی را به ترجمهها اختصاص دادهاند. کتابفروشیهای ما نیز جوابگوی این تعداد عناوین منتشرشده نیستند. ۸۰هزار عنوان کتاب در سالهای اخیر منتشر شده و ما این تعداد خواننده برای این کتابها نداریم. اگرچه کپیرایت سختیهایی دارد، اما تعداد عنوانهای کتاب را کم میکند. کاهش تیراژ کتابها هم به دلیل زیادبودن عناوین است. مگر یک خواننده در یک هفته چند کتاب میتواند بخرد یا بخواند؟ با همه اینها جنبه اخلاقی پیوستن به این معاهده از همه مهمتر است. ضمن اینکه بهشدت به نفع مولفان و ناشران و مترجمان حرفهای هم هست. درنتیجه تعداد ناشران نیز محدود خواهد شد. از طرفی به آن معنا انحصار ایجاد نمیکند و همان ناشران اندک پولدارتر میشوند و کتابهای باکیفیتتری منتشر میشود.»
سناپور، با اشاره به مخالفت برخی نویسندگان با پیوستن ایران به کنوانسیون برن گفت این نویسندگان دلیل مخالفتشان را کاهش کتاب عنوان کردهاند، اما اگر به حق و حقوق نویسندگان خارجی احترام بگذاریم، وضع کتابهای تالیفی بهتر خواهد شد. از طرف دیگر آیا همین نویسندگان حاضرند کتابشان بدون اجازه و با سانسور در کشور دیگری منتشر شود؟ ما بهعنوان نویسنده نه فقط از حقوق خودمان که باید از حقوق نویسندگان خارجی هم دفاع کنیم.
مهناز مقدسی، دبیر انجمن صنفی ویراستاران نیز با طرح این پرسش که کدام ویراستار صاحب مالکیت ادبی است، گفت: «در تمام آثار اشتقاقی حق مادی و معنوی صاحب اثر باید رعایت شود. به اعتبار لایحه ۱۳۴۸ اثر محصول مشترک افرادی تلقی میشود که کارشان جدا و متمایز نباشد و حقوق ناشی از این اثر مشاع خواهد بود. هر شخصی که در اثری حق معنوی داشته باشد حق مادی هم دارد، ولو اینکه از حق مادی خود گذشته باشد. از این جهت همانطور که نویسندگان برای گرفتن حقوق خود تلاش میکنند، ویراستار هم برای این حق تلاش میکند.»
جواد مجابی، یکی از کسانی که در پیش و پس از انقلاب در همایشهای اینچنینی حضور داشته، با بیان اینکه معتقد است در شرایط فعلی سخنگفتن از کپیرایت لازم اما بینتیجه است، گفت: «بیگمان مساله مالکیت فکری در این مملکت به هیچ وجه مورد استفاده نیست و اعتباری ندارد. بسیاری از آثار خارجی در زمینه موسیقی، سینما و ادبیات مورد تعرض و تجاوز قرار میگیرد و کسانی هستند که منافع آنها اقتضا میکند که در برابر مصلحت کشور و مصلحت فرهنگی و اعتبار و آبروی مملکت جبهه بگیرند. امروز بازیهای زبانی بین ما وجود دارد که به ظاهر فریبنده هستند، ولی باطنی موحش دارند. گاهی زبان به وسیله مسئولان خراب شده و پارهای از کلمات و اصطلاحات ایجاد میشود، مثلا میگویند تعدیل نیرو یا وقتی میخواهند فرهنگ غیرشهری را بر مدنیت شهری تحمیل کنند، از اصطلاح مهندسی فرهنگی استفاده میکنند. یا از اصطلاح «بار وظیفه بر دوش سنگینی میکند» که مربوط به دوره حمالی است، استفاده میکنند. باید دید این کلمات از چه فضایی آمده است. همین قضیه، ادبیات حمالی و نقالی را در بخشی از مطبوعات و ادبیات خودمان تعمیم میدهد. ما تولیدات ادبی و فرهنگی دیگران را میگیریم و عینا نقل میکنیم؛ که ادبیات اساسش حمالی و نقالی است. در مطبوعات درباره دریدا مقالههای زیادی نوشته میشود اما درباره ملکالشعرای بهار یا صادق چوبک، چون سواد و مطالعه میخواهد، مطالبی نوشته نمیشود.
جواد مجابی، در ادامه افزود: «مهندسی معکوس از آن واژهها است که در نوشته، موسیقی و فیلم تجربه میکنیم و قطعات آنها را به اسم خودمان بازسازی میکنیم و میگوییم دانشمندان ما با مهندسی معکوس به اینجا رسیدهاند. آنچه اهمیت دارد، مهندسی مستقیم است. در زمینه مونتاژ و تقلید، مرتب کارهای دیگران را برمیداریم و به اسم خودمان منتشر میکنیم. این مساله شاید در یک دوره کوتاه خوشایند کسانی باشد که به آمارها توجه دارند، ولی دیری نخواهد پایید که رسوا خواهند شد. مهندسی فرهنگ وجود ندارد، باید فرهنگ را اعتلا داد. کپیرایت اجازه میدهد مهندسی معکوس در زمینه فرهنگی، مسائل فکری و مسائل صنعتی را در جایی متوقف و داشتههای اندک خودمان را از چیزهای عاریتی جدا کنیم و به آنچه داریم بازگردیم. در صنعت نشر ما ترجمه حرف اول را میزند و بعد از آن کتابهای مردگان که ناشران با آنها جان میگیرند و بعد آثار مولفان که این نیز طبیعی است. اما در کشورهای دیگر نویسندگان و پژوهشگران آثار خود را عرضه میکنند و بعد از آن است که ترجمه اهمیت دارد. نباید نشر مملکتمان را به سمت ترجمه ببریم، تنها به این دلیل که ارزان و سودآور است و کمتر دچار سانسور میشود.» جواد مجابی در پایان سخنانش اظهار امیدواری کرد که حدود کپیرایت مشخص و قانونمند و این کپیکاریها متوقف شود. این کار هم با موعظه و اخلاق درست نمیشود، بلکه باید پایه قانونی داشته باشد. بالاخره یک روز باید به این قرارداد بینالمللی بپیوندیم که بیش از این ما را دزد و خاطی نپندارند.