آرمان - اخیرا رئیسجمهور اظهار داشته که معروفی بالاتر از امید دادن به مردم نیست، که در این ارتباط میتوان گفت؛ جامعه خودآگاهی، درک و فهم دارد و اینگونه نیست که مردم مثل موم در دست مسئولان باشند، بدین نحو که اگر مسئولان هر اظهار نظری در تایید یا رد شرایط موجود جامعه داشته باشند، مردم موافقت کنند. بهنظر میرسد در لایههایی از دولت، چنین نگاهی وجود دارد که اگر به مردم امید بدهند، آنها امیدوار و اگر آنها را سرخورده کنند نا امید میشوند. این قضیه تا حدودی درست است، اما نه به صورت مطلق. اینگونه نیست که مردم از خود هیچ فکر و درکی نداشته باشند و چشمشان فقط به دهان مدیران و مسئولان باشد. مردم شرایط را تحلیل و بررسی کرده و علت مسائل مختلف را در جایگاههای متفاوت جستوجو میکنند. اینکه بهزعم آقایروحانی به مردم امید دهیم و حرفهای زیبا بزنیم امر مطلوبی است، چراکه مردم امیدوار میشوند، اما زمانی که همین مردم در عمل میبینند گرانی سر به فلک کشیده، قیمت ارز بالا میرود و صف گستردهای از ایرانیان متقاضی ترک کشور هستند و فارغالتحصیلان دانشگاههای معتبر میخواهند به خارج بروند، امید در عمل از بین خواهد رفت. لذا با شعار و حرفهای امیدوار کننده نمیتوان مردم را برای مدت زیادی نگه داشت. نکته اشتباه اینکه آقای روحانی فکر میکند در نتیجه بدگوییها از دولت مردم نا امید میشوند. گرچه این مساله تا حدی درست است، اما این گونه نیست که اگر همواره مدح دولت گفته و از آن تعریف شود، مردم همچنان تا آخر حمایت میکنند و امیدوار میمانند. باید اذعان داشت مردم امیدوار هستند، اما زمانی که نتایج عملی و ملموسی از دولت نمیبینند، نا امید میشوند. از این جهت بهتر است دولت به جای سخنان امیدوار کننده، کاری را که درست و مصلحت میبیند انجام دهد و اجازه دهد مخالفان و منتقدان نیز هر چه دوست دارند بگویند و بعد از آن دولت در مقام پاسخ برآید. یعنی اگر یک فرد دلواپس یا یک نماینده متمایل به جبهه پایداری در مجلس مطالبی را علیه دولت مطرح میکند از دو حال خارج نیست؛ یا خلاف واقع میگوید و تهمت میزند یا اینکه مطلب مستندی بیان میکند. اگر خلاف واقع و تهمت بود که دولت به خوبی میتواند این مساله را پاسخ دهد و مردم نیز متوجه میشوند که درست کدام است و نادرست کدام. اما اگر مطلب مستند بود، دولت باید توضیح دهد. اینکه دولت بگوید هر انتقادی که برعلیه من میشود سیاهنمایی است، چندان مورد قبول نیست و باید بپذیریم که مردم خود قوه درک و استدلال دارند. لذا همه باید درصدی از احترام را برای سهم مردم قائل شویم و تصور نکنیم که مردم مثل موم در دست سیاستمداران و مدیران هستند. نه نقد دولت صرفا نکوهیده و ناپسند است و نه اینکه اگر فقط مدح و ثنای دولت گفته شود، به این معناست که همه چیز خوب است. گرچه بهنظر میرسد که آقای روحانی در بیان واقعیتها انگیزههای دیگری دارد و اینگونه نیست که چون مسائل بعد امنیتی پیدا میکند، مسائل را بیان نمیکند. اینکه سهم دولت از بودجه عمومی چه میزان است و چقدر از آن به سمت سایر مراکز میرود، ارتباطی با امنیت کشور ندارد که رئیسجمهور توضیح نمیدهد. اتفاقا خیلی از مسائل وجود دارد که رئیسجمهور میتواند آنها را بازگو کند، اما بهواسطه ملاحظاتی که دارد، ترجیح میدهد که راجع به آنها سخنی نگوید و سکوت کند.