آرمان - طرح عفو عمومی مطرح شده در مجلس، با توجه به اینکه دلسوزان هر روز بر لزوم وحدت برای عبور از مشکلات تاکید دارند؛ طرحی پسندیده است که به انسجام و وحدت ملی کمک کند. که در این راستا باید کمک کرد تا از ظرفیتهای داخلی و خارجی، ظرفیتهای مادی و معنوی و علمی، استعدادهای شگرف ایرانیان مقیم و غیره به نفع منافع ملی استفاده کرد و این استعدادها را در کنار هم قرار داد. سرمایه عظیم اجتماعی موجود در کشور، به رشد و تقویت امید اجتماعی کمک میکند. امید و اعتماد دو عنصر لازم و حیاتی جامعه ایران است. بنابراین تصویب طرح عفو عمومی کاری ارزشمند و قابل تقدیر است، اما واقعیت این است که با شناختی که از جامعه ایران و نیروهای تاثیرگذار در عرصه تصمیمگیری کشور وجود دارد، اگر در به سرانجام رساندن این طرح سنجیده عمل شود، میتواند یک فرصت بزرگ تلقی شود و باید از به تهدید کشاندن این فرصت جلوگیری کرد. زیرا در تبدیل کردن تهدید به فرصتها سابقه خوبی داریم. یکی از نمونههای بارز این امر، برجام است. این توافقنامه یک کار خوب و مهم بود که با تشخیص و اقدام به موقع انجام پذیرفت. آثاری که برجام داشت و ایران را از لیست سیاه شورای امنیت سازمان ملل خارج کرد و بر نقش و فعالیتهای صلح آمیز ایران در عرصه انرژی هستهای صحه گذاشت و در نزد افکار عمومی جهان، چهره مثبتی از ایران ارائه داد. اما با برجام چه کردیم؟ شاهد بودیم که جریاناتی که در کشور ذی نفوذ هستند، با دستاوردها و عملکردهای خوب و مثبت چه میکنند. بنابراین باید در بحث طرح عفو عمومی تمام جوانب به درستی سنجیده شود، زیرا دیدگاههای برخی افراد و گروهها باعث میشود فرصتها به تهدید بدل شوند. بنابراین تصویب و در نهایت به اجرا درآمدن این طرح اقدام مثبتی است، اما نمایندگانی که به دنبال به سرانجام رساندن این طرح هستند باید نگاهی جامع به موضوع داشته باشند. نمایندگان مجلس باید برای موفقیت چنین طرحی گام پیش گذارند، زیرا ممکن است یک طرح در زمان ارائه آن عقیم بماند و یا پس از تصویب و در زمان اجرا با مشکل روبهرو شود. این طرح میتواند امیدهای زیادی را به همراه داشته باشد، اما اگر دقت لازم در مواد و بندهای طرح انجام نشود و زیرساختهای لازم برای آن فراهم نگردد و یا گفتوگوها و رایزنیهای خاصی که منجر به موفقیت چنین طرحی است، انجام نپذیرد، ممکن است طرح با عدم موفقیت روبهرو شود. باید با افراد و شخصیتهای اثرگذار در قوای سهگانه و یا شخصیتهای تاثیرگذار نهادها و ارگان رایزنی صورت بگیرد که باعث ایجاد تنش و منازعه جدید در جامعه نشود که همین امر باعث به تهدید رساندن چنین فرصت و طرح خوبی میشود. سرمایه اجتماعی و انسانی از نفت و گاز هم برای کشور مهمتر و حیاتیتر است و باید بر امکانات و سرمایههای مادی ارجح شمرده شود. علاقه بسیار زیادی هم در داخل و هم در خارج از کشور وجود دارد که به دلیل مناسب نبودن فضا و یا بسترهای لازم و نبود قواعد و قوانین موثر و تشویقی بدون استفاده مانده است و چنین ظرفیتی در مسیر پرپیچ و خم قوانین و ادارات گم میشود. بنابراین مساله روشن این است که باید منافع ملی، رشد و ارتقای امید اجتماعی، اعتلای ایران را در نظر داشت و به این سو حرکت کرد.