آرمان - گرچه طبق قانون اساسی رئیسجمهور مجری قانون اساسی است، ولی واقعیت این است که کانونهایی در کنار دولت هستند که اساسا رئیسجمهور نظارت و دخل و تصرفی در آنها ندارد. اگر دولت قبل از 84 برای مثال با حدود 15 درصد قدرت اقتصادی خارج از آن روبهرو بود، امروز به قطع یقین طبق آمارها قدرت اقتصادی کانونهای بیرون از دولت که رئیسجمهور نظارت چندانی بر آنها ندارد، حدود 50 درصد است و قدرت اقتصادی آنها بیشتر از قدرت اقتصادی دولت است. به ویژه اینکه نظارت چندانی نیز بر آنها نیست. گرچه ناکارآمدیهای برخی بخشهای دولتی نیز وجود دارد، اما امروز باید این مطلب و نکته را پذیرفت که بحرانهایی که جامعه را فرا گرفته است قطعا ریشه و اساس آن فقط در دولت نیست و بیرون از آن شکل گرفته است از جمله آنها بانکهای وابسته یا موسسات مالی و اعتباری هستند. این واقعیتی است که جامعه باید از آن آگاهی داشته باشد و فرصت حضور رئیسجمهور در دو هفته قبل، فرصتی طلایی بود برای اینکه این واقعیتها را برای مردم بیان کنند چون بخشی از مردم عادی جامعه باورشان بر این است که الزاما هر اراده و تصمیمی که رئیسجمهور برای کشور بگیرد، این تصمیم قابل اجراست درحالی که اینگونه نیست. بنابراین دولت و آقای روحانی در این بخش ضعیف عمل کردهاند. باید به نحوی در این دوره 5 ساله، دولت سهم خود را در مدیریت اقتصادی کشور به خوبی روشن میکرد و این فرصتی بود که از دست دولت رفته است. در زمینه حمایت از آقای روحانی، شرایط اصلاحطلبان بسیار متفاوت، شفاف و گویاست. بدین معنا که اصلاحطلبان تا پایان دوره دوم از آقای روحانی حمایت میکنند، اما به طور جدی به دولت روحانی و عملکرد رئیسجمهور در بعضی بخشها انتقاد دارند یعنی شعار اصلاحطلبان در تنظیم مناسبات با دولت و رئیسجمهور حمایت و انتقاد است. در مجموع نسبت به دو دهه قبل باید این واقعیت را بپذیریم که جامعه مدنی نسبت به جریانات سیاسی، نگاهی جدید دارد، اما این واقعیت نیز گفتنی است که جریان سیاسی که قرار باشد برای مردم و منافع مردم، برنامه و طرح روشنی ارائه دهد، کماکان جریان اصلاحطلبی است. از این نکته نباید غافل بود که نگاه جامعه به جریانات سیاسی، نسبت به دو دهه قبل متفاوت است. شاید امروز بخشی از جامعه نگاه کلی به کارآمدی و مطلوبیت نظام سیاسی حاکم بر کشور دارد. مردم همچنان مطلوبترین نگاه و کارآمدترین گفتمان را گفتمان اصلاحطلبی میدانند. در هرحال مردم در ارزیابی کلی خود به ویژه نسلهای دوم و سوم کشور بعد از انقلاب و همچنین بخش اعظمی از جامعه به جای اینکه جریانات سیاسی خاصی را دنبال کنند، به ارزیابی کارآمدی نظام جمهوری اسلامی میپردازند. بنابراین مسئولان عالی کشور باید به این واقعیت پی ببرند که اگر قرار باشد که کارآمدی و اعتماد را به مردم برگردانند، جز با گفتمان اصلاحگری نمیتوان راه دیگری را طی کرد.