آرمان - به ایران و آینده ایران عزیزمان میاندیشم. در این خاک زیستهام و به افلاک اندیشیدهام. فرهنگ و تمدن ایرانیان در لغزندگیهای ناشی از کنشهای بیریشه غرور فراگیر برخی کارگردانان جامعه دست و پا میزند. خانواده عزیزتر از جانم در همین ایران زیستهاند؛ اینجا خاک ما است. مهاجرت از این خاک یعنی هجرت از زندگی؛ این هجرت به هر جا باشد حتی به بهشت، هجرت از زندگی به حسرتزدگی خواهد بود. ایران شایسته آن است که شیوا گونه در پرتوی فرهنگ و تمدن هزارهای خود ایزد برتر زمانه زمینی در جغرافیای پرگستره زمین، باشد. ایزد برتری که نماینده یکی از اشکال پنجگانه قدرت در روی زمین است. امروز ایران ما در التهاب، در نگرانی، در سختی، در بند وزن گذشته، فشار حال و تنشهای ناشی از ترس رفتن به سویِ کششهای آینده گرفتار آمده است. فضای سیاست آلودهتر از اتمسفر زیست بوم طبیعیاش و زیست بوم آلودهاش سرطانزا و خشونتزی شده است. جهان پیرامونش به فراشتاب دست یافته است. ره صد ساله را یک شبه طی میکند. او که در فراشتاب زیست کرده و پیشرو بوده است باید در افسون افسانههای آلوده به دروغ، تهمت، غیبت، حسد، ریاکاری، قضاوتهای ناروا، تودهگراییهای کور، امیدواریهای بدخیم و... از حرکت معمولی خویش نیز بازمانده است. جهان در حال عبور از اتاق شیشهای به گوی بلورین است. دنیای پیشرو امروز که باید و شایسته است ایرانیان تا در این دنیا بزیند؛ در فراشتاب علمی امروزه در حال آمادگی برای ورود به فلک آبگونه است. این در حالی است که ایران عزیز ما، در حال کشمکش برای بدیهیترین نیازهای امروز خود و خواستههای چند لحظه دیگر زندگیاش دست وپا میزند. قدرت در لایههای زیرین هویتی خود زلزلهای 10 ریشتری را آزاد کرده است و ما هنوز در بند تغییر لایههای زیرین دگرگونی قدرت هستیم و ردپای آن این تغییرات را تنها در کویر ذهنی خود پی میجوییم. فاصله بین مردم و دولت به شکاف میان مردم و حکومت سوی کرده است. این دیگر یک جهتگیری نیست؛ یک سویهگیری است. فرصتها از دست رفتهاند. جهت وجود ندارد که قابل برگرداندن باشد. این یک سویهگیری است. سوت این قطار به صدا درآمده است و صدای زنگهای پیدرپی شنیده میشود. رشد اقتصادی متوازنشده جهان؛ در سال جاری میلادی رو به پیشرفت بوده است. بحران مالی دهه گذشته که از 2008 شروع شد؛ امروز در حالت بازگشت به تعادل است. طبق سیگنالهای موجود، نشانگان متوسطی در این زمینه به چشم میخورد. اقتصاد ایران در همین حال در وضعیت بس خطرناکی است. یکی از معضلات و مسائل اساسی اقتصاد ایران، وجود تناقضی به نام کمبود نقدینگی است. از طرفی نرخ رشد نقدینگی طی 4 سال اخیر همواره بالای 20 درصد بوده و از طرف دیگر، بخش حقیقی اقتصاد از کمبود نقدینگی رنج میبرد، هرچند اقتصاد ایران بانکمحور است، اما به نظر میرسد بحث انحراف نقدینگی و کیفیت آن نیز دارای ابهامات فراوانی است.