آرمان - بعضى از كتابها را نبايد خواند، بايد آنها را مثل يك چاى تازهدم با بهارنارنج جرعهجرعه نوشيد و بوييد و از معجزهشان لبريز شد.همیشه برایم گرفتن کتاب به عنوان کادو و هدیه دلچسب بوده است.هديه گرفتن كتاب خوب دلچسبتر و هديه گرفتن كتاب خوب از آدمهاى عميقى كه تو را مى شناسند و مىدانند چه كتابى بايد به تو هديه بدهند، دلچسبترين اتفاق ممکن است.اگر کتاب بخوانیم شاید خیلی از مشکلات رفتاری و اجتماعی که گرفتار آنها هستیم را به دست فراموشی بسپاریم.واژه «بُخل» واژهاي است كه اين روزها در فضاى مجازى به شدت دارد قدرت خود را به رخ مى كشد. «بخل ورزيدن» مثل «نفرينكردن» بيشتر از اينكه بتواند به ديگران آسيب بزند، زندگى خود آدم را خراب مىكند.تظاهر به بدبختى يا خوشبختى در فضاى مجازى كار بسيار سادهای است که بدبختانه مرسوم هم شده است.من دلم مى خواهد در خانه مجازيام واقعى باشم، حداقل تا آنجايي كه بتوانم تلاشم را برای واقعیبودن انجام میدهم و تا حد امكان مىخواهم سعى كنم حس خوبى به مهمانهایم بدهم و تعداد لحظههاى خوب و پرلبخندى كه با آنها به اشتراك مىگذارم بيشتر از لحظههاى غمگين و بدحالم باشد. اين اتفاق به اين معنا نيست كه بازيگرها و هنرمندان كلا درد ندارند و سرخوش هستند و مشکلات زندگی سراغ آنها نمیآید. همه ما میدانیم که زندگى در چيزهاى زيادى خلاصه مىشود و هیچ انسانی تکبعدی نیست.تنها بايد يادمان باشد و فراموش نكنيم و بلد باشيم بهانههاى كوچك خوشبختىمان را ببينيم و قدر بدانيم و از آنها لذت ببريم.حقيقت اين است كه من وقتى يك چيز جالب يا جديد مىبينم، يا وقتى حال خوبى دارم، ياد شما مىافتم و دلم برایتان تنگ مىشود. مثل زندگى واقعى دوست دارم روی کاغذ یا در دنیای مجازی هم براى مهمانهایم ميزبان جالبى باشم و خانه مجازى باصفايى داشته باشم. در نتيجه با وجود اينكه برخى از مهمانها (تعداد اندكى)از ديدن شادى ميزبان خوشحال نمىشوند، به راه خودم ادامه مىدهم و فقط تلاش میکنم از پذيرش افرادى كه بخل مىورزند، خودداری کنم.