آرمان - عمده نیازهای تجاری کشور که نیازهای واردات کالا و نیازهای قراردادهای خدماتی است با ارز 4200 تومانی تامین میشود و داده شده است. بخشی که اکنون به بازر غیررسمی دلار وصل است، تنها 5 درصد نیازهای ارزی کشور است. یعنی آنچه مربوط به مسافرتها و دانشجویانی که بدون مسئولیت وزارت علوم برای ادامه تحصیل رفتهاند، یا آنها که به منظور درمان بیماری میروند تنها 5 درصد است و نمیتواند سرنوشت 95 درصدی که با دلار 4200 تومان داده میشود را تعیین کند. تنها کاری که دولت باید انجام دهد اینکه با قدرت بر دلارهای 4200 تومانی که داده شده، نظارت کند تا اجناس به قیمتهای آزاد دیگری در اختیار مصرف کنندگان قرار نگیرد. باید با قاطعیت نظارت شود وگرنه ممکن است با حیلهگری این اتفاق بیفتد که در قیمتگذاری فروش کالا به مردم اجحاف شود. سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تعزیرات به صورت گسترده مراقبت کنند تا کالاهایی که با 4200 تومان وارد میشود با همین مبنا به مردم عرضه شود. این مهمترین خطری است که ممکن است افزایش قیمتها را بهوجود بیاورد. به این نکته هم توجه کنیم که آیا با بازگشت تحریمها شرایط همانند دورانی که تحریمها وجود ندارند، خواهند بود؟ اکنون با فشار ایالات متحده قصد بازگرداندن تحریمها را دارند. اگر اینطور است؛ آیا حق داریم با دلارهای موجودمان به صورت ولنگاری و ولخرجی رفتارکنیم؟ ولی با دلارهای موجودمان به صورت ولنگاری رفتار میکنیم. ما نباید ارز برای واردات کالاهایی که داخل کشور تولید میشود، تخصیص دهیم بلکه باید دلارهای موجودمان را به شدت با صرفه جویی مصرف کنیم. چون تحریمها در راه است و ممکن است روزهای سختی فرا برسد. ما باید برای مقابله با آن روزهای سخت آماده باشیم. این بدان معناست که قدر هر یک دلارمان را بدانیم. یعنی اینکه به ساخت داخل اهمیتی دهها برابر سابق بدهیم. یعنی اگر همه امکان ساخت نیروگاهی در داخل کشور هست، اجازه ندهیم چینیها در ایران نیروگاه بفروشند. یعنی اینکه اگر ظرفیت ساخت تجهیزات نفت در داخل کشور وجود دارد، اجازه ورود کالاها را از خارج کشور ندهیم. در وزارتهای نیرو، نفت و صنایع باید توجه شود که هر یک دلاری که میشود داخل کار کرد را از خارج نیاوریم تا مقاومتمان در مقابل تحریمها کاهش نیابد. ما باید ذخایر ارزیمان را تقویت کنیم، مصارف ارزی کشور را فقط به کارهای ضروری اختصاص دهیم، ولخرجی نکنیم و بابت مسافرتهای غیرضروری لازم نیست که ارز نفتیمان را بدهیم. در این میان اگر مردان اقتصادی توانایی دارند که برای دوران تحریم جلو آمده و مقابله کنند، خوب است که بمانند اما اگر توانایی ندارند، اینها مردان دوران جنگ اقتصادی نیستند. هرکس مرد دوران جنگ اقتصادی نیست باید کنار گذاشته شود تا برای دوران خودش سر کار بیاید. امروز مردانی لازم هستند که برای این جنگ اقتصادی فکر، ایده و اعتقاد دارند. مردم میتوانند قضاوت کنند که این مردان اقتصادی، مردان دوران جنگ اقتصادی هستند یا نیستند؟ که اگر نیستند باید جایشان را به کسانی دهند که قادرند این جنگ اقتصادی را اداره کنند.