آرمان - اواخر سال ۷۵ که دولت آیتا... هاشمی در آخرین ماههای دوره خود قرار داشت، همه در این فکر بودند که بعد از ایشان چه میشود؟ بهطوری که میشنیدیم عدهای نظرشان این بود که قانون اساسی را تغییر دهند تا مرحوم هاشمی بتواند بازهم رئیسجمهور شود زیرا خلأ وجودی ایشان به خوبی احساس میشد. پاییز سال ۷۵ بود که با مرحوم حبیبی که معاون اول آیتا... هاشمی بودند برای زدن کلنگ راه آهن تهران-بافق رفتیم. مرحوم صدیقی که با ما همراه بود به ایشان گفتند چون فرد دیگری وجود نداشت شما نامزد شوید تا بتوانید سکان را به دست بگیرید اما نتیجه بررسیها و تحقیق اصلاحطلبان این شد که اطراف شمع وجود رئیس دولت اصلاحات جمع شوند. رئیس دولت اصلاحات به هیچوجه نمیپذیرفت که نامزد انتخابات شود و هنگامی که آقای بهزاد نبوی در این زمینه با وی صحبت کرد، به ایشان گفته بودند که بهدنبال شخص دیگری باشید. در آن زمان شرایط بسیار خاصی وجود داشت؛ بنا بود رئیسجمهور پرقدرتی مانند مرحوم هاشمی از صحنه برود و حتما باید فردی جایگزین ایشان میشد که دارای قدرت باشد؛ از طرف دیگر جریان اصولگرا کاندیدایی داشت و دنبال موفقیت بود. حجتالاسلام ناطق نوری در میدان حضور داشت و رئیس دولت اصلاحات با نظر به مجموع شرایط اعتقاد داشت که پنجمیلیون رأی بیشتر ندارد. به یاد دارم روزهای اول در خراسان به احترام آقای واعظ طبسی کسی برای رئیس دولت اصلاحات ستاد نمیزد و من نخستین ستاد را در کاشمر زدم و بعد از آن بقیه هم وارد کار شدند. ستادها که زده شد رئیس دولت اصلاحات به شهرستانها رفت و سخنرانیهای فوقالعادهای انجام داد. در همین شرایط جریان رقیب با تحریفهایی که درباره رئیس دولت اصلاحات انجام میداد باعث شد که ایشان رأی بالاتری بیاورد. مسعود رجوی، سرکرده منافقین همان روزها اقرار کرد که انقلاب اسلامی ایران با انتخاب رئیس دولت اصلاحات بیست سال بیمه شد، زیرا میدانستند ایشان با منطق صحیحی که دارد خواهد توانست شرایط خوبی را فراهم کند. امروز بعد از گذشت دو دهه روشن شده است که بهترین دولت بعد از انقلاب اسلامی دولت اصلاحات بوده است که با فروش نفت بشکهای ۱۲ دلار مملکت را اداره کرد. درباره اینکه در سال ۷۶ خاستگاه و پایگاه اصلاحطلبی در کدام قشر از جامعه قرار داشت، میتوان گفت: نخبگان جامعه، طبقه متوسط و تحصیل کردهها به این نتیجه رسیدند که اصل سوم قانون اساسی که دفاع از حقوق شهروندی است مغفول واقع شده و تفکری مثل رئیس دولت اصلاحات میتواند آن را زنده کند. به همین جهت روشنفکران، نخبگان و آزاداندیشان و شخصیتهای برجسته به میدان آمدند. دانشجویان به شهرهای خودشان رفتند و روشنگری کردند و آن اتفاق مبارک که رهبر عزیز بهعنوان حماسه از دوم خرداد یاد کردند، رخ داد. متاسفانه جریان تندرو نگذاشت آرمانهای دوم خرداد در جامعه محقق شود. این اتفاق باعث شد گفتمان اصلاحات آنطور که باید و شاید محقق نشود. در همین راستا، وقتی دولت یازدهم منشور حقوق شهروندی را رونمایی میکند، باید از سوی همه نهادها و بخشها همراهی صورت گیرد تا آنطور که آرزوی همه شهروندان است این منشور محقق شود. درباره تندروها باید گفت اگر دولتی مانند دولتهای نهم و دهم روی کار بیاید، از آن حمایت میکنند اما اگر دولتهایی مانند اصلاحات و یا تدبیر و امید روی کار بیاید، سعی میکنند مردم را از انتخاب خود ناامید کنند تا به مردم القا کنند که انتخاب شما بیتاثیر بوده و رأیی که به صندوق انداختهاید بینتیجه بوده است و دیدید کسی که انتخاب کردید نتوانست قولهای خود را عملی کند؟ هدف تندروها که مانند دولت پنهان عمل میکنند و اتاق فکرشان این است که اگر کاندیدایشان رأی آورد همکاری کنند، از کاه کوه میسازند، حقایق را میپوشانند باطل را حق جلوه میدهند؛ مانند رفتاری که در دولتهای نهم و دهم داشتند اما اگر دولتی غیراز آنچه مدنظرشان باشد امور را در دست بگیرد، سعی میکنند آن را زمینگیر کنند.