بستن
کد خبر: ۸۰۰۱۳

لازمه رشد فرهنگی، رشد شرایط اقتصادی است

لازمه رشد فرهنگی، رشد شرایط اقتصادی است

آرمان - گروه ادبیات و کتاب: مجید قیصری (1345-تهران) جزو معدود نویسنده‌های ایرانی است که برای بیشتر کتاب‌هایش نامزد جوایز ادبی شده و در موارد بسیاری نیز آن را دریافت کرده: «ضیافت به صرف گلوله» برنده جایزه پکا، «باغ تلو» برنده جایزه مهرگان ادب، «گوساله سرگردان» برنده جایزه ادبی اصفهان، جایزه ادبی نویسندگان و منتقدان مطبوعات و جایزه شهید غنی‌پور، «سه دختر گل‌فروش» برنده جایزه بهترین کتاب سال به انتخاب انجمن قلم ایران، جایزه قلم زرین، جایزه مهرگان ادب، جایزه ادبی اصفهان و جایزه شهید غنی‌پور. و البته آثاری که با اقبال خوبی از سوی مخاطبان و منتقدان مواجه شده: زیرخاکی، دیگر اسمت را عوض نکن، طناب‌کشی، نگهبان تاریکی و سه کاهن.

از کتاب‌های جدید و تجدیدچاپی‌تان که در نمایشگاه عرضه می‌شود، بگویید؟

امسال اثر جدیدی ندارم. آخرین کارم مجموعه «جشن همگانی» است که نشر افق منتشر کرده و ترجمه انگلیسی‌اش امسال رونمایی و منتشر می‌شود.

شما به‌عنوان نویسنده‌ای که کارهایتان با استقبال خوبی از سوی منتقدان و خواننده‌ها مواجه شده، چه چیزهایی برایتان در این نمایشگاه حائز اهمیت است و چه چیزهایی ناخوشایند؟

نمایشگاه باید محل دیدار نویسندگان با مخاطبانش باشد. کتاب که در طول سال در کتابفروشی‌ها هست و می‌شود تهیه کرد؛ این دیدار و حضور جمعی مخاطبان با نویسندگان است که باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. تاثیری که مخاطبان می‌توانند روی پدیدآوردگان بگذارند، حلقه مفقوده این نمایشگاه است. دیدن دوستان نویسنده‌ام که به‌ شکل غریبانه‌ای در میان غرفه‌ها می‌چرخند و حتی ناشران حرفه‌ای آنها را نمی‌شناسند از لحظات دردناکی است که از یادم نمی‌رود.

از خاطرات تلخ و شیرینتان در طول برگزاری نمایشگاه کتاب بگویید. اگر تجربه جهانی هم دارید، از آن هم برایمان تعریف کنید.

خاطره تلخ کم ندارم. همین امسال که سوار ماشین ون نمایشگاه شدم تا از آنجا خارج شوم راننده انگار داشت مسافران یک پادگان را جابه‌جا می‌کرد. عصبی و ناراحت بود. تفسیرش این بود اینجا یک پارک است که عده‌ای دختر و پسر آمده‌اند ول بچرخند. ولی از روز پایانی نمایشگاه فرانکفورت خاطره خوشی دارم. در روز پایانی یا روزهای پایانی، مردم، خاصه جوانان و نوجوانان خودشان را به رخ و لباس شخصیت‌های داستانی مبدل می‌کنند و سطح شهر راه می‌افتند تا به نمایشگاه برسند. منظره‌ای که اگر شما خبر نداشته باشید نمایشگاهی در حال برگزاری است با دیدن این جوانان رنگین‌پوش مشتاق می‌شوید که سری به نمایشگاه بزنید. آنچنان شوروشوقی در بین جوانان و نوجوان موج می‌زد که از یادنرفتنی است؛ پایانی خوش برای نمایشگاهی بزرگ.

به سبک و سیاق نمایشگاه‌های بین‌المللی که فضایی است برای تبادل‌نظر و انتقال تجریبات نوشتن و ترجمه به دیگران، حالا که این امکان در نمایشگاه کتاب تهران میسر نیست یا اگر هست در بازار داغ فروش کتاب چندان به چشم نمی‌آید، کمی از تجربه‌های نوشتنتان بگویید؟

خیلی سوال سختی است. من همیشه دنبال یادگیری هستم. برای همین تاکید دارم که در نمایشگاه دیدار بین مخاطبان و نویسندگان باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد. امکان و فرصت خیلی خوبی است که به‌راحتی از دستش می‌دهیم. ما با سفرهایی که می‌رویم این امکان را برای خودمان فراهم می‌کنیم تا از نزدیک با شهرها و روستاهای مختلف کشور خودمان آشنا شویم، حال که مردم بسیاری از دور و نزدیک نزد ما می‌آیند نباید به‌راحتی از کنار این فرصت رد شویم.

از بین کتاب‌های خودتان کدام‌یک را پیشنهاد می‌کنید؟ و اگر بخواهید از نویسندگان دیگر کتابی را پیشنهاد بدهید، چه کتابی؟

مجموعه آخرم «جشن همگانی» را معرفی می‌کنم. در غرفه نشر افق بقیه کتاب‌هایم موجود است. از رمان‌ها، «هرس» نوشته نسیم مرعشی، «لم‌یزرع» اثر محمدرضا بایرامی و «خونمردگی» از الهام فلاح. از مجموعه‌داستان‌ها هم مجموعه «کیک عروسی» ترجمه مژده دقیقی در نشر نیلوفر کار درخوری است. کتاب «روانشناسی برای فیلمنامه‌نویسان» ویلیام ایندیک ترجمه محمد گذرآبادی در نشر هرمس هم خواندنی است.

و پرسش آخر: حالِ کتاب در این روزگار چطور است و پیش‌بینی‌تان از آینده کتاب چیست؟ به کدام سمت می‌رویم؟ و اینکه چه کارهایی می‌توانیم بکنیم که کتاب از این وضعیت بحران مخاطبی که رنج می‌برد حالش بهتر شود؟

شرایط بحرانی کتاب به‌نظرم با شرایط اقتصادی مردم گره خورده است. کتابخوانی نیازمند فراغت و فکر و خیال آزاد است، مردمی که گرفتار روزمرگی خود هستند نیازی نمی‌بییند که به موضوع و مساله دیگری خود را مشغول کنند، به‌خودی خودی ذهنشان مشغول است. لازمه رشد فرهنگی و خاصه توجه به امر کتابخوانی، رشد شرایط اقتصادی است.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی