بستن
کد خبر: ۸۰۰۱۲

امیدوارم نمایشگاه روزی واقعا نمایشگاه شود

امیدوارم نمایشگاه روزی واقعا نمایشگاه شود

آرمان - گروه ادبیات و کتاب: پیمان خاکسار (1354-تهران) از اواخر دهه هشتاد کارش را با ترجمه شعر شروع کرد و خیلی زود به ترجمه رمان روی آورد و کارش گرفت و ترجمه‌هایش به مرور به‌عنوان پرفروش‌ترین کتاب‌های ترجمه جای خود را در میان خوانندگان باز کرد. نگاهی به کارنامه او نشان می‌دهد که کتاب‌هایش در بیشتر مواقع به چاپ‌های دورقمی رسیده است. «اتحادیه ابلهان» و «جزء از کل» از پرفروش‌ترین و موفق‌ترین کارهای اوست.

از کتاب‌های جدید و تجدیدچاپی‌هایتان که در نمایشگاه عرضه می‌شود، بگویید.

کتاب «پروژه خونین او» نوشته‌ گرم مک‌ری برنت نویسنده‌ اسکاتلندی که سال گذشته نامزد دریافت جایزه‌ بوکر بود، آخرین کتابی است که ترجمه کرده‌ام. این کتاب اسفند ۹۶ چاپ شد و در نمایشگاه هم هست. اکثر کتاب‌هایم تجدید چاپ شده‌اند: کتاب «جزء از کل» نوشته استیو تولتز چاپ سی‌ودومش به نمایشگاه رسیده و رمان دیگرش «ریگ روان» هم به چاپ دهم. «اتحادیه ابلهان» جان کندی تول چاپ بیستم و «هیاهوی زمان» جولین بارنز چاپ ‌هفتم. دو اثر چارلز بوکوفسکی یعنی «عامه‌پسند» چاپ بیستم و «هالیوود» چاپ نهم.

شما به‌عنوان مترجمی که کتاب‌هایتان در نمایشگاه جزو پرفروش‌ها است، چه چیزهایی برایتان در نمایشگاه کتاب حائز اهمیت است و چه چیزهایی ناخوشایند؟

حقیقتش بارها گفته‌ام نمایشگاه کتاب تهران بیشتر بازار کتاب است تا نمایشگاه که معایب و ‌محاسن خودش را دارد. نمایشگاه معمولا بی‌نظم است و شلوغ و معمولا تدبیری برای رفاه بازدیدکنندگان زیادش در نظر گرفته نمی‌شود. همین‌طور به‌علت درهم‌بودن ناشران کودک و آموزشی و... جماعت همگنی به نمایشگاه نمی‌آیند. حقیقتش به‌دلیل همین شلوغی و ناهمگنی خودم به‌شخصه کمتر به نمایشگاه می‌روم. امیدوارم نمایشگاه روزی واقعا نمایشگاه شود. محلی برای تعامل بین نویسندگان و ناشران و مترجمان کشورهای مختلف.

از خاطرات تلخ و شیرینتان در طول سال‌های نمایشگاه کتاب، از مواجهه‌تان با خواننده‌ها تا غرفه‌ها و ناشران کتاب‌هایتان بگویید. و اینکه این روزها از اینکه برخی از ترجمه‌هایتان (جزء از کل) از سوی ناشران زیرزمینی به‌صورت غیرقانونی چاپ شده و به فروش می‌رود چه احساسی دارید و چه کاری کرده‌اید؟

متاسفم از اینکه کتاب موجود در کتابفروشی‌ها غیرقانونی کنار خیابان بساط می‌شود. کاش به جای ممیزی به این‌جور اتفاقات رسیدگی می‌شد. کاری نکرده‌ام. چه کار می‌توانم بکنم؟!

به سبک و سیاق نمایشگاه‌های بین‌المللی که فضایی است برای تبادل‌نظر و انتقال تجربیات نوشتن و ترجمه به دیگران، حالا که این امکان در نمایشگاه کتاب تهران میسر نیست یا اگر هست در بازار داغ فروش کتاب چندان به چشم نمی‌آید، کمی از چالش‌های ترجمه برای خودتان و تجربه‌‌هایتان در این حوزه بگویید؟

بله، متاسفانه هدف نمایشگاه کتاب تبادل‌نظر است بین ناشران و ایجاد امکانات و فرصت‌های تازه. بسته‌شدن قراردادهای ترجمه و از این قبیل. ولی همان‌طور که گفتم نمایشگاه کتاب تهران بیشتر فروشگاه است. کمکی است به ناشران برای فروش کتاب‌های خود و ارتباط بی‌واسطه با مخاطب که این هم معایب و محاسن خاص خودش را دارد. اکثر کتابفروشی‌ها از این اتفاق ناراضی‌اند چون چند ماهی افت فروش پیدا می‌کنند.

از بین کتاب‌هایتان، کدام‌یک را پیشنهاد می‌دهید؟ و اگر بخواهید از مترجمان دیگر هم کتابی پیشنهاد بدهید، چه کتابی؟

از بین ترجمه‌های خودم «برفک» و «ریگ روان» را توصیه می‌کنم چون به‌نظرم هر دو کتاب‌های مهمی هستند. خصوصا «برفک» که از مهم‌ترین رمان‌های قرن بیستم است. از بین کتاب‌های دیگر هم «از غبار بپرس» نوشته جان فانته که از نویسندگان تاثیرگذار آمریکایی است و خوشبختانه مهم‌ترین اثرش توسط بابک تبرایی به فارسی ترجمه شده است.

و پرسش آخر: حالِ کتاب در این روزگار چطور است و پیش‌بینی‌تان از آینده کتاب چیست؟ به کدام سمت می‌رویم؟ و اینکه چه کارهایی می‌توانیم بکنیم که کتاب، در این وضعیت بحران مخاطبی که رنج می‌برد، حالش بهتر شود؟ یا به بیانی دیگر، دولت‌ها چه کاری می‌توانند بکنند؟ آیا این بحران، از خود دولت‌ها ناشی می‌شود؟

من چندان به بحران مخاطب اعتقاد ندارم. خودتان هم ملاحظه می‌کنید که کتاب پرفروش کم نداریم. کتاب خوب وجود داشته باشد، مخاطبش را پیدا می‌کند. مشکل تعدد ناشرها و انبوه کتاب‌هایی است که منتشر می‌شوند و معلوم است رویشان زحمتی کشیده نشده. مثلا پدیده پرداخت پول از طرف مولف یا مترجم به ناشر که خیلی وقت است مرسوم شده باعث می‌شود ناشر بدون هیچ‌تاملی بر کیفیت، کتاب را چاپ کند. همین باعث دلزدگی مخاطب کتاب می‌شود و درنهایت به ضرر همه است.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی