آرمان - بهنام موحدان: هنر، پرتو فروزان دلهای مشتعل هنرمندانی است که به زندگی حیات میبخشند و به چهره سرد و خالی از احساسات زمانه بوسه میزنند، تا مگر او را بر سر مهر آورند و رنگ و تبسمی بر لبهای او بنشانند. استاد ادیب خوانساری، یکی از شریفترین هنرمندان صاحب سبک و نوادر موسیقی آوازی ایران بود که با آواز شگفت برخاسته از دل سوخته خویش و آن معرفت و اصالت و شاخصههای اخلاقی بینظیر خود، رنگ و بویی دگر به جانهای خسته و روزگار گسسته ما و با وجودش اعتباری باارزش به فرهنگ ملی ما بخشیده بود. اما دریغ که این گوهر بیمانند و ناب زندگی را به فراموشی سپردهایم. ششم فروردینماه سالروز درگذشت و جاودانگی این پیر فرزانه موسیقی ملی ایران است. در بهار دلنشین که بلبلان بر شاخههای به شکوفه نشسته درختان نغمه سرمیدهند، آواز دلاویز این بلبل بستانسرای موسیقی ایران خاموش شد و چهره در نقاب خاک کشید. به این مناسبت با فرزند و یادگار ارجمند این هنرمند بزرگ، دکتر شیرین ادیب گفتوگویی صمیمانه داشتیم که در ادامه مشروح آن را میخوانید.
استاد ادیب خوانساری چه جایگاهی در موسیقی ملی ایران دارند؟
این پرسشی است که آینده تاریخ موسیقی ایران به آن پاسخ خواهد داد. باید زمانه اکنون و چند نسل بگذرد تا جایگاه ادیب خوانساری و دیگر بزرگان نظیر او در تاریخ فرهنگ این سرزمین خود را نشان بدهد. برای دست یافتن به شناختی عمیق از واقعیت هنر و درک مفهوم و ماهیت آواز ایشان، باید در حوزه عرفان شکوهمند ایران و جذبههای حسن و عشق جستجو کرد. برای رسیدن به فهم درستی از مکتب آوازی استاد ادیبخوانساری و لمس تاثیر تفکر و منش هنری ایشان بر موسیقی آوازی کشور باید نخست بر دستگاههای موسیقی ایرانی و گوشههای مقامات آن تسلط داشت، در ادامه باید بر ادبیات کلاسیک ایرانی آگاه و مسلط بود، و در نهایت از جوهره و ذوقی هنری برخوردار بود تا بتوان آموختههای خود را با عشق خود درآمیخته و آن تحول و سبک و سیاقی که استاد ادیب در موسیقی آوازی ایران ایجاد کردند را شناخت. ایشان برای شعر ارزش فوقالعادهای قائل بودند، در انتخاب اشعار روشی ادیبانه داشتند. ایشان به پاس حرمت به ارزشهای جهان شمول شعر و ادبیات پارسی، به کشف معانی در دریای غنی شعر ایران پرداخته و سعی میکردند تجسمات خیالانگیز شعر را با شوکت و زیبایی هرچه کاملتر در آواز خود بازتاب دهند و به شیوه خود شعر را به موسیقی ترجمه کنند و این یکی از مهمترین خصوصیات بارز هنری ایشان و سری است نهانی از حالات و اسرار عشق در حوزه هنر ایران، که هم به آواز ایشان رنگی خاص میبخشید، هم بهواسطه این ذوق هنری به ابیات بزرگان ادبیات ایران حیاتی دوباره میبخشید. ایشان بر حفظ اصالت و ماهیت موسیقی ایرانی تاکید فراوان داشتند. مجموعه این ویژگیهای هنری، ایشان را تبدیل به یکی از موسیقیدانان و خوانندگان جریانساز هنری در موسیقی اصیل ایران کرد. لذا برخورداری از این ویژگیهای هنری و خصوصیات اخلاقی منحصربهفرد، به ایشان جایگاهی والا و ممتاز در موسیقی ملی ایران بخشید و تاثیر عمیقی بر کیفیت و پویایی آواز ایرانی و طرز تفکر هنری علاقهمندان و هنرجویان آواز ایرانی بر جای گذاشت.
در اوج فعالیتهای هنری استاد ادیب در دهههای 20 و 30 رخدادهای اجتماعی و تاریخی و فرهنگی بسیاری در ایران به وقوع پیوست که تاثیر عمیقی بر آرمانشهر ایرانی داشت، این حوادث چه تاثیری بر موسیقی ایشان گذاشت؟
ایشان از زمانی که در اصفهان و سپس در تهران اقامت کردند، از تحول زمان و مقتضیات روزگار بیخبر نبوده و قدم به قدم با دوره و زمانه خود پیش میرفتند و به شیوهها و اسلوبهای نوین مطابق با نیاز زمانه عمل میکردند. ایشان با دیدگاههایی روشن و آگاهی از شرایط و رویدادهای زمانه به انتخاب شعر و خلق اثر میپرداختند. در عین حال به هیچ اندیشه و جریان خاص اجتماعی و سیاسی مطلقا وابستگی نداشتند. ایشان در کوران تغییر و تحولات وسیع اجتماعی و روند صنعتیشدن جامعه ایرانی، به حفظ اصالتها، سنن و اصول پایبند و معتقد و وفادار ماندند، اما خلاقیت و نوآوری در تمام آثار ایشان بهروشنی قابل بررسی و شناخت است. آن زمان برخی بر آموختههای خود از قدمای موسیقی پافشاری داشتند و حاضر نبودند چیزی بر آن بیفزایند و با تغییرات زمانه همراهی کنند و برخی دیگر در مظاهر مدرنیته مسخ شده بودند و جلوتر از زمانه! اصرار بر ساختارشکنی در بنیادها و ریشه موسیقی ایرانی داشتند، که این امر مخالفت کسانی را که در حفظ ارزشها و میراث فرهنگی این مرز و بوم کوشا بوده و در جهت حفظ و اعتلای آن زحمات بسیاری کشیده بودند، برانگیخت. در این میان هم بودند نوجویان مبتذلگرایی که با سبکهای بیمایه و بیاساس خود از بستر فرهنگی و پویایی بومی و اصیل بیرون رفته و با ارائه موسیقی سبک و عامهپسند، سطح کار خود را تا ابتذال پایین آوردند و سعی در خودنمایی و اثبات موجودیت خویش داشتند و متاسفانه این جریانات، امروز هم به شکلهای دیگر خود را در لایههای فرهنگی جامعه ایرانی به نمایش میگذارد. اما استاد ادیب با حفظ سنتها و اصول قدمای موسیقی ایرانی، هنرمندانه بهطوری که به ماهیت موسیقی ایرانی لطمه وارد نشود، به ایجاد سبکها و شیوههای بدیع آوازی پرداختند، بهگونهای که در آثار ایشان حرکت و گذشت زمان و تغییر زمانی را میبینیم که از قوه ابتکار و خلاقیت و قریحه وی و با وفاداری به اصول قدما نشأت گرفته است. ایشان این هوش و تشخیص را داشت که بداند حرکت و تغییر و تحول لازمه زمان و نشانگر سیر تداوم و تکامل تدریجی فرهنگهاست و تغییرپذیری و دگرگونی در موسیقی مانند هر هنر دیگر، با گذشت زمان و مطابق با نیازها، تغییر و تحول در فرهنگها، ذوق و سلیقه و تکامل معیارهای زیبایی صورت میگیرد و اجتنابناپذیر است. ایشان در مسیری از تحولات همهجانبه فرهنگی، ادبی و سیاسی سالهای دهه 1320 حضور داشتند. دانش اجتماعی و فرهنگی و ادبی او در نتیجه مطالعه زیاد و آشنایی با اهل ذوق و ادب و هنر، فضلا، شعرا، نویسندگان و روزنامهنگاران آزادیخواه، غنیتر شد. آشنایی او با ادبیات فارسی و نظم و نثر و مطالعات مداوم او، شیوههای بیانی آوازی او را غنیتر و شکوهمندتر ساخت. او بدون تمایل به غربگرایی و تقلید از شیوههای غربی که صد درصد با آن مخالف بود، و با شیفتگی فراوان به ادبیات کهن و کلاسیک که تا آخر عمر به این عقیده و علاقه خود وفادار ماند، با حس ابتکار و سلیقه و ذوق خود و ضمن وفاداری به اصالت مکاتب قدما، در بیان موسیقی خود، بنا به مرتبت خویش به نوعی استقلال و شخصیت و سبک و شیوه و لحنی ممتاز دست یافت که مختص خود وی باقی ماند و به نام سبک ادیب معروف شد.
آواز ایشان از چه ویژگیهایی برخوردار بود؟
پدرم نخستین خوانندهای بودند که باب خواندن آواز با اشعار حافظ را گشودند. قبل از ایشان تقریبا عموم اساتید آواز از غزلهای سعدی برای خواندن آواز استفاده میکردند. از منظر زیباییشناسی در هنر، در تبیین هنر و زیباییهای آواز ایشان، عوامل متعددی چون هماهنگی، گیرایی لحن، تناسب، تقارن، تنوع، صمیمیت، و یکرنگی را در ارتباط با تاثیربخشی آوازش در شنونده باید در نظر گرفت. ایشان در تمام آثار خود سعی بر ایجاد لحنی هماهنگ با لحن ساز داشت و با دارابودن قدرت تاکیدی در صدا، توانست از موضوع موسیقی که بهصورت بداهه در حال اجرا بود، فراتر رود و با انتخاب اشعار نغز و غنایی به موضوعات والاتر دست یافته و شنونده خویش را برای دریافت پیامهای پرفراز شعر ایرانی، مشتاقتر کند. اگر با دقت به آواز استاد با همراهی نی روانشاد حسن کسایی در اجرای مثنوی شور یا همایون مثنوی گوش فرادهیم، شباهت و هماهنگی فوقالعادهای بین لحن آواز و ساز ملاحظه میشود که به زیبایی این آثار افزوده است. ویژگی دیگر آواز ایشان طرح موضوع مرتبط و موثر از زمانه و محیط است تا تاثیر آواز را نزد مخاطب بیشتر کرده و با برانگیختن او در درک مفهوم هستی و حقیقت انسان، سهم خویش را بشا آواز ادا کند. در آواز استاد ادیب مطلقا خودنمایی و فخرفروشی و تظاهر و تحمیل به نوازنده، شعر، موسیقی و مخاطب احساس نمیشود. محتوای آوازهای ایشان گذشته از نقشی که در هماهنگی میان عناصر شعر و عامل موسیقی دارد، از آغاز تا پایان، سازماندهنده فرم آواز و همچنین دلیلی بر مضمون است که سیستم فکری و اندیشه فلسفی وی را نشان میدهد و نحوه نگرش او به زندگی و مظاهر آن چون امید، شادی، شجاعت، صداقت، احتراز از پلیدی، ناامیدی و حسادت بوده. و طبیعی است که نگاه تاریخی ایشان و تاثیر از مناسبات زمانه و درک او از جوهره زمان و مکان، بهصورت روشن در آوازشان متجلی است و بنا به تشخیص موسیقایی از شعر و رسالت شاعر، اهتمام میورزیدند تا آواز خود را با او جاری کنند و همانگونه که پیداست تاریخ مصرفی برای آواز او نمیتوان قائل شد و همانند شعر شاعر اثر او در تاریخ موسیقی زنده و جاری است. پیوند این شاخصهها، موجب میشود تا ضمن شناخت از ماهیت آواز ایشان، ذهنیت او را بهراحتی درک کنیم، چون در آن داد و ستد عاشقانهای با مخاطب موج میزند و حوزه گستردهای از معنا را شامل میشود. بهویژه درجه سخنسنجی ایشان از شعر، دیدگاه نظری او را از ادبیات و سنجش فرهنگ ادبی ایران نشان میدهد. در این خصوص مقالاتی مفصل در کتاب «ادیب خوانساری» ارائه شده که شرح کاملی از ویژگیهای آواز استاد را به دست میدهد.
در قدیم برگزاری محافل هنری رونق بسیاری داشت و هنرمندان در این محافل گرد هم میآمدند و روابط عاطفی بسیار نزدیک و عمیقی میان موسیقیدانها و شاعران برقرار بود. بیشتر آثار یگانه موسیقی ایرانی نیز حاصل همین دلدادگیها و شیداییها بود. از روابط استاد ادیب با شاعران آن روزگار برایمان بگویید.
پدرم به شعر و ادبیات کلاسیک ایران عشق میورزیدند و کتابخانهای مملو از آثار ادبی و منظوم ایران را از نسخ قدیم گرفته تا جدید در اختیار داشتند و بهترین سرگرمی ایشان خواندن کتاب بود. ایشان با شعرای بسیاری محشور و مأنوس بودند و بسیاری از ادبا و فضلا، معاشران و مصاحبان وی بودند. از شعرای هم نسل ایشان که با آنها دوستی و معاشرت داشتند این اساتید را به یاد دارم؛ «فریدون توللی» که همیشه در شیراز مهمان ایشان بودند، «حسین پژمان بختیاری»، «امیری فیروزکوهی»، «استاد جلالالدین همایی»، «عبدالحسین احمدی بختیاری»، «داراب بختیاری»، «پروین دولتآبادی»، «ابوالحسن ورزی» و بالاخره «رهی معیری» که از دوستان بسیار صمیمی پدرم و شادروان «مرتضی محجوبی» بودند. مرحوم رهی، با تمام گوشهها و دقایق موسیقی صحیح قدیم آشنایی کامل داشت و آواز را از پدرم فراگرفته و تصانیف را با دو دانگ صدای گرم خود میخواند. بین شعرا و موسیقیدانان ارتباط و علاقه عمیقی همواره از دیرباز وجود داشته است. به قول فروغ فرخزاد؛ «شعر موسیقی است و بدون موسیقی کم میآورد.» موسیقی با شعر حرکت میکند و لازمه حیات شعر است. استاد جلالالدین همایی(سنا) قصیده کاملی به نام «طالب هنر» برای اهل هنر موسیقی سرودهاند که چند بیت از آن از این قرار است؛ «سرود سعدی و آواز تاج و ساز صبا/ به تاج و تخت کیانی مده که مختصر است/ بگو ادیب زند نغمه شعر حافظ را/ گرت هوای سماع فرشتگان به سر است/ ستارگان هنر بس دمیدهاند و هنوز/ شبان تیره عشاق روشن از قمر است/ به نام اهل هنر این غزل سرود سنا/ که دوستدار هنرمند و طالب هنر است.»
فعالیتهای آموزشی استاد ادیب و تربیت شاگرد و نحوه تدریس آواز ایشان چگونه بود؟
پدرم، در محیط خانواده و منزل خود آواز تدریس نمیکردند. هنگام تاسیس هنرستان موسیقی ملی به همت شادروان روحا... خالقی در خردادماه 1328، به دعوت استاد خالقی چند صباحی در هنرستان، هنرمندان مستعد و علاقهمند را آموزش میدادند. در سال 1349 با تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، از ایشان برای تدریس دعوت به عمل آمد که بهعلت کسالت و پشت سر گذاشتن عمل جراحی این دعوت را نپذیرفتند. اما در سالهای 1351 تا 1355 به دعوت آقای هوشنگ ابتهاج (سایه) که آن زمان ایشان مدیریت موسیقی رادیوایران را بهعهده داشتند، مدت چهار سال به تعلیم تعدادی از هنرجویان علاقهمند به یادگیری ردیفهای آوازی پرداختند. از خصوصیات پدرم این بود که به جوانان مستعد و هنردوستان حقیقی بها میدادند و جوانانی را که دارای نبوغ و استعداد موسیقی بودند و ذوق و قریحه و اصالت در ساز یا آوازشان بود، باور میکردند و به آنها میدان میدادند. در اوج فعالیتهای هنری خویش، با ویلن پرویز یاحقی جوان که آن زمان تنها20 سال سن داشت و وی را جوانی بسیار مستعد و دارای نوعی نبوغ زودرس میدانستند، آواز مشهور شور خود را اجرا کردند که با شعر «حسن تو دائم بدین قرار نماند» شهرت یافت. نی سحرانگیز حسن کسایی جوان نیز وی را مجذوب خود کرد و با او مثنویها، آوازها و شاهکارهای به یادماندنی و جاویدانی خلق کردند، زیرا که نبوغ و خلاقیت و آینده موسیقی سرشار از کیفیت و اصالت وی را تشخیص داده بودند. رضا ورزنده در 25سالگی، صدای او را با نوای جادویی سنتور خویش بارها همراهی کرد. هنگامه اخوان را زمانی که تنها 16 سال داشت تعلیم میدادند و او را شایسته آینده موسیقی بانوان ایران میدانستند. اما تاکید ایشان همواره به جوانان مستعد و خلاق، حفظ اصالت و وفاداری به هنر اصیل کشور و ارزشهای معنوی آن و حفظ آبروی هنر و هنرمند بود. او هنر را والاتر و برتر از آن میدانست که به عرصه خودنمایی و جنجال تبدیل شود. وی عقیده داشت که موسیقی مثل یک چاقوی دولبه است؛ «یک لبه کمال و یک لبه ابتذال». خود وی نماینده نسلی بود که در روند نوگرایی در عین خلاقیت و ابتکار، تا آخر عمر به هنر و موسیقی اصیل و راستین، متعهد و وفادار باقی ماند.
در کتاب وزین «ادیب خوانساری؛ آوای جاودان در موسیقی ایران» خاطرهای از شیوه تدریس آواز استاد ادیب بهنقل از روانشاد استاد احمد ابراهیمی خواندم که بسیار برایم آموزنده و جذاب بود.
شادروان استاد احمد ابراهیمی از شاگردان قدیمی و خوب پدرم و از خوانندگان خوشصدای موسیقی ایرانی بودند که با ارکستر استاد مرتضیخان محجوبی هم آثار زیادی را ضبط کردهاند. ایشان در یک مصاحبه رادیویی به مناسب سالگرد درگذشت پدر چنین از ایشان یاد کردهاند؛ «در سال 1325، پس از موفقیت در آزمون رادیو، مرحوم روحا... خالقی، بنده را برای تعلیمگرفتن آواز، نزد استاد ادیب خوانساری به مدرسه عالی موسیقی واقع در خیابان لالهزار، کوچه خندان فرستادند. البته آقای ادیب خوانساری، حتی مدتی آقای بنان را هم تعلیم داده بودند. ایشان توجه بسیاری داشتند که شعر با موسیقی تلفیق شود و میفرمودند تحریر زیاد در آواز خوب نیست. قطعهای در شور برای ایشان خواندم، گفتند: خوب است، صدایت بسیار خوب است. هفتهای یکبار برای تعلیم بیایید. آنگاه غزلی از حافظ انتخاب کردند تا برای هفته بعد آن را حفظ کنم. هفته بعد خواستم غزل را با آواز بخوانم، گفتند: نه! شعر را از حفظ قرائت کن. و این جریان حفظکردن و اداکردن درست غزلهای حافظ، سعدی و مولانا سه تا چهار ماه به درازا کشید. بعد ایشان اجازه آوازخواندن دادند. میگفتند: باید به ادبیات مسلط باشی، خواننده اگر شعر را از حفظ نداند و درست ادا نکند، خواننده نیست. سپس توصیه کردند که نزد استاد جلالالدین همایی، آموزش شعر و ادبیات را ادامه دهم. پس از مدتی تعلیمگرفتن نزد ایشان، روزی در منزلشان، هنرمندان بزرگ آن زمان استادانی نظیر شازده قهرمانی، جناب ابوالحسن صبا، آقای دادور، آقای برومند و نیز آقای بنان حضور داشتند. ایشان بنده را به آقای بنان معرفی کردند و تعالیم بنده از آن به بعد با آقای بنان در مدرسه عالی موسیقی ادامه یافت و قطعات ضربی و تصنیفها را با ایشان و آقای حسین تهرانی و نیز آقای موسی معروفی کار کردم. استاد ادیب یک روز مرا احضار فرمودند و گفتند: تو گاهی شبیه بنان و یک روز شبیه من آواز میخوانی! چرا برای خودت سبکی ایجاد نمیکنی که تقلید دیگران را درمیآوری!؟ از امروز برو و برای خود سبکی ایجاد کن. یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود/ دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود.»
بسیاری از استادان سرشناس موسیقی ایرانی در گفتوگوهای خود درباره شخصیت و خصوصیات اخلاقی استاد ادیب از جمله مردمداری، جدیت در امر هنر و دوری از سیاست به نیکی یاد کرده و حرمت و جایگاهی ویژه برای ایشان قائل بودهاند. از خصوصیات فردی و اجتماعی پدر برایمان بگویید.
پدرم برای من و بسیاری دیگر از افرادی که به ایشان نزدیک بودند، نمونه و سمبلی از شخصیت، متانت، ادب و انسانیت و از جمله مهربانترین و با گذشتترین و بلندنظرترین انسانها بودند. مجموعهای از صفات نیکو و اخلاق و منش بزرگ و پسندیده و عاری از هرگونه بخل و خودپسندی، مجموعهای که به ندرت همه آنها در یک تن جمع میشود. در محیط خانواده، بسیار خوشخلق، خوشمشرب و بذلهگو بودند ولی هرگز از حیطه ادب خارج نمیشدند. در تمام طول زندگی خود، کوچکترین خشونت یا عصبانیتی از ایشان ندیده و به یاد ندارم. هرگز کلام ناشایست از ایشان شنیده نمیشد. ولی به هر گونه سخن، رفتار یا حرکات ناشایست و نامعقول و غیرمنطقی یا دورویی و دروغگویی دیگران بسیار حساسیت داشته و برآشفته و آزردهخاطر میشدند. با این حال گذشت میکردند و زود میبخشیدند و کسی را نکوهش نمیکردند. ایشان در مقام پدر مردی بسیار دلسوز، یاوری همیشه همراه، پشتیبان و مایه اطمینان خاطر ما بودند. به همسر و فرزندان خود عشق میورزید و تمام عمر تلاششان بر این بود که بهترین لحظات را برای خانواده خود بسازند. به بسیاری از مظاهر زندگی مادی که جاذبههایی انکارناپذیر برای اکثر مردم دارند و به خاطر آنها خود را به آب و آتش میزنند، نه معتقد بودند و نه وابستگی داشتند و نه اهمیت و ارزشی قائل بودند. در طول سالهای عمر خود هرگز در پی مقام و منصب نبوده و داعیه مال و ثروت نداشتند. هر کسی گرفتاری داشت، یا جویای کار بود، به ایشان مراجعه میکرد. پدرم اهل سیاستبازی نبودند و از تظاهر، دورویی، چاپلوسی و تملق بیزار بودند. روح آزاده ایشان تحمل هیچگونه قدرت نمایی یا تفاخری را نداشت و زیر بار زور یا منت احدی نمیرفتند. صریح، صادق و دارای نقطهنظرهای شفاف بودند. به همین جهت شاید عدهای از صراحت ایشان دلگیر میشدند. برای خوشایند کسی تعریف و تمجید بدون جهت نمیکردند. بنابراین وقتی نظری راجع به هنر کسی ابراز میکردند، هیچگونه قید یا تعارفی در آن وجود نداشت و حقیقت را صریحا بیان میکردند و شاید این خصوصیت اخلاقی ایشان، برای بسیاری که عادت به دورویی کردهاند، خوشایند نبوده و امروز هم نیست.
انگیزه شما از چاپ کتاب «ادیب خوانساری» که چند سال پیش منتشر شد، چه بود؟
این دفتر، شرح واقعیات و جزئیات 80 سال زندگی هنری و شخصی روانشاد استاد ادیب خوانساری از بدو تولد تا وفات است. بنده در این کتاب کوشیدهام که با ارائه اسناد و احکام و همچنین نقل قولهای معتبر از استادان و هنرمندان نامدار موسیقی ایرانی که از دوستان و همکاران و همنوازان پدرم بودهاند، به بیان شرح درستی از آثار و تصاویر مربوط به ایشان بپردازم. بدین لحاظ بر وسواس خاطر غلبه کرده و این کتاب را با تمام کاستیها منتشر کردم. از مهمترین دلایلی که انگیزه من برای انتشار این کتاب شد، نخست ادای دین به پدرم بود که بر گردن من حق بسیار داشتند تا یاد و خاطر پدر را زنده نگه دارم. دیگر اینکه در تمام این سالها خصوصا با گسترش روزافزون فضای مجازی و شبکههای اینترنتی و رشد قارچگونه سایتها و خبرگزاریهای مختلف و انتشار صدها مجله و روزنامه و افتادن قلم به دست برخی نااهلان که شرافت قلم را بازیچه ماجراجوییهای بیخردانه خود کردهاند و هر مطلب دروغ و بیاساسی را به بزرگان موسیقی ایرانی و پدرم نسبت داده و با اعتبار و آبروی آنها بازی میکردند، بر آن شدم تا این کتاب را گردآوری کنم تا بهعنوان یک منبع مستند و دقیق در اختیار دانشجویان و پژوهشگران و همه علاقهمندان موسیقی ایرانی قرار گیرد و از این هجمهها و دروغ پردازیها و خیالبافیهای برخی یغماگران فرصتطلب جلوگیری کرده باشم. باشد که این تلاش کوچک من سنگ بنای همت و حرکتی بزرگتر از سوی همه عاشقان و دوستداران حقیقی موسیقی ایرانی و دوستدارن استاد ادیب خوانساری قرار بگیرد تا این گنجینه باشکوه و گوهربار ملی که نزد ما به امانت رسیده است، بدون تحریف و خدشه به نسلهای بعد منتقل شود.
شما مجموعه آثار صوتی پدر را هم در سه آلبوم هر کدام شامل دو CD با عنوان «مجموعه آثار ادیب خوانساری» گردآوری و منتشر کردهاید.
در سال 1387 نخستین آلبوم (2و1) از مجموعه آثار پدر را منتشر کردیم. در ابتدای بروشور این آلبوم آقای محمدرضا شرایلی از پژوهشگران خوب موسیقی کشور، مقدمه و شرحی کامل از زندگی و آثار استاد ادیب و همچنین صفحات آوازی ایشان را نوشتهاند. در این آلبوم قطعاتی از استاد ادیب در آواز اصفهان و بیات ترک، ماهور (دلکش) و شور همراه با تار موسیخان معروفی و کرد بیات و مخالف چهارگاه با ویلن استاد حسین یاحقی، همچنین دو قطعه در دشتی و همایون با همراهی پیانوی مرتضیخان محجوبی و یک قطعه نیز در شور با همراهی پیانو مرتضیخان محجوبی و ویلن رضا محجوبی، قطعات سهگاه و شور همراه با ارکستر طاطایی، دو قطعه در نوا و افشاری با همراهی نی استاد مهدی نوایی و قطعهای در دشتی با همراهی تار استاد عبدالحسین شهنازی و چند قطعه دیگر با همراهی هنرمندان قباد ظفر و عبدالحسین برازنده و ارکستر انجمن موسیقی ملی با اشعاری از حافظ و مولانا، سعدی و فرخییزدی ارائه شده است. آلبوم (4و3) شامل ضبطهای خصوصی و خانگی سالهای نخست دهه 30 با همراهی پیانوی مرتضی محجوبی، ویلن حسین یاحقی، تار لطفا... مجد، سنتور رضا ورزنده، کمانچه علیاصغر بهاری، تنبک مهدی غیاثی و حسین تهرانی و با اشعاری از حافظ، ابوسعید ابوالخیر، سعدی و نشاط اصفهانی است. آلبوم (6و5) هم شامل بخش دیگری از ضبطهای خصوصی و خانگی استاد ادیب در سالهای میانی دهه 30 همراه با ساز هنرمندانی نظیر حسن کسایی، سهتار ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و مشیر معظم افشار، تار لطفا... مجد و تنبک حسن تهرانی است. مثنوی شور با همراهی نی روانشاد استاد حسن کسایی و تار شادروان لطفا... مجد روی شعری از مولانا با مطلع «مرحبا ای عشق خوشسودای ما/ ای طبیب جمله علتهای ما» همچنین قطعه افشاری با همراهی سه تار استاد ابوالحسن صبا و نی استاد کسایی و تنبک استاد حسن تهرانی روی شعری از سعدی با مطلع «هر که عشق اندرو کمند انداخت/ به مراد ویش بباید ساخت» از جمله قطعات زیبای این آلبوم از مجموعه آوازهای استاد ادیب هستند.
بهعنوان کلام آخر چه توصیهای از جانب پدر برای نسلهای جوان را به یاد دارید؟
توصیه پدرم به هنرمندان جوان همیشه این بود که سطح کیفی هنرشان را به خاطر سلیقه عوام پایین نیاورند، بلکه سعی کنند سلیقه مخاطب را همراه با اصالت موسیقی ارتقا بخشند. آنها را از عرضه هنر در هر محفلی منع میکردند و به هنرجویان جوان توصیه میکردند که در مجلس یا محفلی که مخاطب با شئونات موسیقی اصیل ایرانی نیست، شرکت نکنند و اصالت و احترام خود و هنرشان را حفظ کنند. به اصالت بهعنوان شخصیت هنرمند تاکید داشتند. ایشان همیشه آرزو داشتند که هنر در ایران پیشرفت کند و مردم قدر هنرمندان را بدانند. وی همیشه خود را خادم هنر اصیل میدانست و از هیچ کوشش و خدمتی برای موسیقی اصیل ایرانی دریغ نمیکردند. همیشه میگفتند: «همه میدانند که موسیقی هر قوم و ملتی زاده محیط آن است. موسیقی ما هم از این مرز و بوم و از این کشور سرچشمه گرفته و از این کوهها و دشتها و درهها نشأت دارد. بسیار حیف است اگر موسیقی اصیل ما که قسمتی از تمدن و میراث چندهزارساله ماست، دستخوش تطاول این و آن شده و از بین برود.» ایشان امیدوار بودند که نسلهای آینده یعنی امروز، به شناختی عمیق از وظایف و رسالت فرهنگی خود دست پیدا کنند و بتوانند با تکیه بر تجربیات گذشتگان و استادان بزرگ موسیقی ایرانی، و استعداد و دانش خود و بهرهبرداری درست از امکانات و تکنولوژی، به حفظ میراث و اشاعه فرهنگ اصیل ایرانی از طریق هنر ملی ایران بپردازند. ایشان معتقد بودند که موسیقی اصیل ایرانی که بدیعترین ابیات ادبیات کهن کشور را با زیباترین ملودیها و آوازها به گوش جان مردم میرساند، نقشی موثر در باروری عواطف و تحکیم بنیادهای فرهنگی مردم جامعه ایفا خواهد کرد. لذا بر حفظ و پاسداری از آن تاکید فراوان داشتند.