آرمان - امسال تصمیم داشتم که فیلم جدیدی بسازم. برای آن مصمم بودم و سناریو را طبق روال تا پایان نوشتم و برای دریافت پروانه ساخت اقدام کردم و موفق به دریافت پروانه ساخت شدم. برای تولید این اثر با چند تهیهکننده صحبت کردیم و گپ و گفت انجام دادیم اما متاسفانه پایان این جلسات به نتیجه خاصی ختم نشد. نه اینکه بگویم آنها تمایلی به حضور در پروژهای که من کارگردان آن باشم، نداشتند یا با نویسندگی یا بازیگری من مشکل داشتم و... خیر! هیچکدام از اینها نبود. آنها با بقیه هنرپیشههای این اثر مشکل داشتند و با حضور آنها مخالفت کردند. در واقع این روزها تهیهکنندهها و سرمایهگذاران خیلی روی اسامی و در واقع شهرت هنرپیشهها تاکید دارند و بیشتر دوست دارند که چهرههای سینمایی در فیلمهایشان حضور داشته باشند. آنها بر این باور هستند که حضور این هنرپیشههای صاحبنام میتواند فروش فیلمهایشان را تضمین کند و راه رسیدن به موفقیت در گیشه هموارتر میشود. البته بنده با این عقیده مخالف هستم و صد البته تجربهام نیز چنین تفکری را تایید نمیکند. به هرحال در چنین شرایطی نمیتوانیم همکاری مشترکی داشته باشیم و در نتیجه توافقی نیز برای تولید این اثر حاصل نشد. تا زمانی که تکلیف این فیلم مشخص نشده بود، هیچ نقشی در سینما و تلویزیون را قبول نمیکردم و میگفتم: «میخوام فیلم بسازم.» اما زمانی که ساختن فیلم منتفی شد، از بین پیشنهادها به سهتای آنها جواب مثبت دادم. دو تا از این پیشنهادها، نقشهای سینمایی بودند و دیگری یک سریال نمایش خانگی بود. درواقع فیلم سوءتفاهم که در بخش مسابقه جشنواره سی و ششم فیلم فجر نمایش داده شد یکی از همین سه پروژه است. کارگردان دکتر احمدرضا معتمدی است که استاد دانشگاه و آدم بسیار کاربلد و باسوادی است. سابقه خوبی هم در سینما دارد و در گذشته یکبار موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم جشنواره فجر شده است. فیلمنامه هم خوب بود و سوژه بکر و تازهای داشت. آقای معتمدی خیلی با دقت و وسواس کار میکرد اما برای اینکه ببینیم فیلم چه شده و چطور از آب در آمده است، نیازمند صبر بیشتر است تا به اکران عمومی برسد و امیدوارم اثر قابل قبول و قابل دفاعی شده باشد.