بستن
کد خبر: ۷۷۴۰۹

استهزای مرثیه‌ای بر سنت‌های از دست‌رفته!

استهزای مرثیه‌ای بر سنت‌های از دست‌رفته!
بیژن امکانیان - بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون

آرمان - چندی پیش بالاخره موفق شدم «رگ خواب» را ببینم. به‌نظرم فیلم‌هایی كه پس از تماشای آنها، با آدم بیرون می‌آیند و تمام نمی‌شوند، ارزشش را دارند راجع به آنها با یکدیگر حرف بزنیم. امیدوارم حوصله كنید و این چند خط را بخوانید. این داستان زنانه با تمام روح زنانگی در آن، شنیدنش از زبان یك مرد با وجود تعدد فیلمسازان زن غافلگیركننده بود و چه خوب، چون اگر فیلمساز زن بود، ارزش‌های فیلم به بهانه فمینیست‌بودن زیر سوال می‌رفت كه حیف بود. سكانس تكان‌دهنده مینا در دندانپزشكی اوج بی‌پناهی و مظلومیت این زن را نشان می‌دهد. فیلمساز آنقدر باهوش است كه برای نقش دندانپزشك از بازیگری سود جسته كه بتواند در ناخوداگاه تماشاگر، آنگاه كه مینا برای پرداخت حق‌الزحمه پزشك به زحمت می‌افتد، حس تهدید و به مخاطره افتادن زن بی‌پناه جوان را كه معصومانه برای حفظ شأن خود تقلا می‌كند- بدون به كار بردن كوچك‌ترین شیوه خشنی در كلام، حركت و یا حتی میزانسن-به تصویر بكشد. حضور لیلا حاتمی درخشان است. او استاد جان‌بخشیدن به شخصیت زنانی است كه به‌رغم رمز و رازشان دست‌یافتنی و آسیب‌پذیرند. اما شگفتی دیگر كوروش تهامی است. در واقع هر دو بازیگر نقش را زندگی كرده‌اند و البته من به‌عنوان یك بازیگر با تمام وجود درك می‌كنم كه در این راه چقدر كارگردان دقت به خرج داده و زحمت كشیده و چه نقش تعیین‌كننده‌ای داشته است. كارگردانی و ضرباهنگ مناسب هر فصل نقطه قوت فیلم است. با این حال ساختار فیلمنامه و شخصیت‌پردازی، خالی از اشكال نیست. به‌عنوان مثال پایان فیلم تحمیلی به‌نظر می‌رسد و داستان این زن در همان نوانخانه تمام است. فیلمساز بی‌ادعا و ساده و در عین حال متفاوت به پنهان‌ترین زوایای شخصیت اصلی‌اش رسوخ می‌كند، آنجا كه در صحنه درخشان انتظار مینا برای روبه‌روشدن با مادر كامران به امید خواستگاری مادر از او برای پسرش، به امید ازدواج و زن خانه‌شدن، به امید مادرشدن و نهایتا به امید سرافرازی نزد پدرش كه او را طرد كرده، به‌جای همه اینها با یك گربه مواجه می‌شود كه تازه ناخواسته باید مسئولیت نگهداری‌اش را بپذیرد. او به‌طرز بی‌رحمانه و غم‌انگیزی در این صحنه مورد استهزاء قرار می‌گیرد اما تراژیك‌تر اینكه ناچار است به این موقعیت تن در دهد و در استهزای خودش شركت كند. و باز دردناك‌تر اینكه این استهزا مرثیه‌ای است بر سنت‌های از دست‌رفته‌ای كه تا دیروز در جامعه كلانشهرها ازدواج و تشكیل خانواده را امر مهم و اجتناب ناپذیری تلقی می‌كرد. فیلمساز با نگاهی به‌غایت انسانی بدون هرگونه خودنمایی به پیچیدگی‌ها، لطافت وشاعرانگی روح زنان ادای احترام می‌كند و خط بطلان می‌كشد بر سرنوشت مردانی كه فقط در اندیشه تصاحب جسم زنان روزگار می‌گذرانند.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی