آرمان - نازنین فرازی: سانچی یک هفته تمام در آتش سوخت تا غرق شد. سانحه غمباری که از همان لحظات اولیه دل هر ایرانی را به درد آورد و همراه با نزدیکان خدمه این کشتی به تب و تاب واداشت. روزهای بعد از 16 دی به سختی میگذشت اما انگار سانچی قصد خاموش شدن نداشت. آخر کسی هم برای خاموش شدنش اقدام چندانی نکرد، حتی اقیانوس! کارشناسانی که در این حوزه صاحبنظر هستند طی هفتهای که گذشت، زمزمههایی مبنی بر اینکه هیچکس از این کشتی زنده بیرون نمیآید را در محافل خصوصی در گوش هم نجوا میکردند اما دلمان میلرزید از اینکه بگوییم مگر معجزهای رخ دهد که این 32 مسافر برگردند. حالا دیگر سانچی غرق شده و ما هم غرق ماتم. مثل تمام حادثههای دیگر در چگونگی رخ دادن آن حرف و حدیثهایی است که سانچی هم از آن مستثنا نیست. اما همه ما میخواهیم جواب سوالهای منطقی را که در این حادثه وجود دارد، بدانیم. با دکتر محمود جامساز این سوالات را در میان گذاشتیم. وی با ابراز ناراحتی و تاسف شدید از این حادثه دردناک عنوان کرد که دولت باید پاسخهای مستدلی برای بازماندگان و ملت ایران داشته باشد. اینکه گفته میشود مقرری بازماندگان در اسرع وقت برقرار میشود شاهکار محسوب نمیشود بلکه باید با روشن کردن زوایای ماجرا مرهمی بر دل پردرد بازماندگانی باشند که بعضا فقدان عزیزانشان را باور ندارند و چه بسا منتظرند که برگردند!
چه سوالاتی در این حادثه در ذهن نقش میبندد که بر مبهم بودن چگونگی این سانحه دلالت دارد؟
اینکه چرا مثلا جعبه سیاه را برداشتهاند و تنها دو پیکری که سر راهشان بوده را برداشته و اصلا به فکر جان دیگر سرنشینان کشتی نبودند؟ یا اینکه نفتکشی که 270 متر طول دارد و شناور عظیمی است و از کیلومترها میتوان حتی در تاریکی هم تشخیصش داد چطورممکن است با کشتی باری تصادف کند و منجر به آتش گرفتنش شود؟ اینها مسائلی است که گفته میشود.
همانطور که اشاره کردید امدادگران چینی توانستهاند جعبه سیاه را از کشتی خارج کرده و به کشور پاناما بفرستند. پس باید منتظر باشیم تا با بازخوانی اطلاعات جعبه سیاه به زوایای پنهان این اتفاق پی ببریم.
ظاهرا جعبه سیاه به ایران هم تحویل داده شده اما ظاهرا دو، سه ماه طول میکشد تا اطلاعات آن را استخراج کرده و در اختیار عموم قرار دهند. ولی چه دلیلی دارد که جعبه سیاه یکماه بعد به نتیجه برسد؟ مساله به این مهمی که خانوادههای زیادی را عزادار کرده و منتظر هستند که بدانند عزیزانشان چگونه از بین رفتهاند، چرا باید اعلام شود که بین یک ماه تا سه ماه طول میکشد که پاسخها از جعبه سیاه بیرون بیاید؟ مگر وقتی یک هواپیما سقوط میکند بلافاصله با بازخوانی جعبه سیاه، اطلاعاتش را کشف و اعلام نمیکنند؟ مساله مهمی که باید روشن شود، مقصد این نفتکش است.
وزیر رفاه وجود بارنامه کشتی را از مستندانی میداند که مقصد کشتی کرهجنوبی بوده است.
دولت باید نسبت به شفاف سازی اقدام کند که واقعا نفت به کجا میرفته و به چه کشوری فروخته شده و آیا تحت قوانین بینالمللی حرکت میکرده و نفت را تحت قوانین بینالمللی میفروخته است؟ یا نظیر همان بازیهای بابک زنجانی است یا مسائل دیگری مطرح است. باید روشن شود که چه ارگانی این نفت را فروخته است؟ یا مثلا جزو اختصاصاتی بوده که به برخی از ارگانها و نهادها واگذار شده؟
نقش دیپلماسیجمهوری اسلامی ایران را در این حادثه چقدر مهم میدانید؟
اینها همه به وضعیت دیپلماسی کشور ما برمیگردد و روابط نامطلوب و نامناسبی که با بیشتر کشورهای دنیا داریم. مساله برجام که انتظارات بسیار زیادی میرفت که آثار آن در اقتصاد ایران لمس شود ولی با توجه به اقدامات ترامپ و تصمیماتی که هر 120 روز در مورد لغو تحریمهای مربوط به برجام میگیرد، پیروزی برای ما نیست که ادعا کنیم که این بار هم ترامپ شکست خورد! همین اقدامی که ترامپ میکند و موضوع را تا 120 روز دیگر معلق میکند و اخیرا هم به دولتهای آلمان، انگلیس و فرانسه اولتیماتوم داده که آخرین بار است که این تحریمها را تعلیق میکند و باید تغییراتی انجام دهند، برجام را تضعیف کرده و جلوی سرمایهگذاری خارجی را میگیرد. چون سرمایهگذاران خارجی نمیتوانند اطمینان کنند که برجام ادامهدار باشد. به همین دلیل از صدور سرمایههایشان به ایران و سرمایهگذاری کردن خودداری میکنند چون هنوز فضای امنی را احساس نمیکنند و فضای اقتصادی امنی را نمیبینند. به همین جهت بانکهای بزرگ بینالمللی هم با ایران کار نمیکنند و ما هنوز مبادلات بانکیمان با دنیا در حالت نامطلوبی قرار دارد و اکثر بانکهای دنیا از بیم اینکه ممکن است در آینده جریمه شوند و با یکی از شرکتهایی که جزو لیست تحریمهای آمریکاست، ندانسته کار کنند متحمل جرایم سنگین شوند لذا با ایران کار نمیکنند. اخیرا یکی از بانکهای قطر قرار است که با ایران کار کند و آن هم در حد مبادلات یک میلیاردی.
تحریمها و عدم سرمایهگذاری سرمایهگذاران خارجی در ایران، چطور میتواند بر سر سانچی سایه شوم خود را بگستراند؟
اگر فرض کنیم ایران هنوز از این تحریمهای بینالمللی رنج میبرد و نمیتواند نفت خود را آزادانه بفروشد و بهایش را از طریق شیوههای مرسوم بینالمللی و روابط بانکی دریافت کند، بحثی است که ممکن است این فرضیهها را به ذهن متبادر کند.
درباره جنبه انسانی و اقتصادی این فاجعه و اهمال کاری احتمالی چینیها در این رابطه هم توضیح بفرمایید.
البته جنبه انسانی و اقتصادی آن برای کشور ما خیلی اهمیت دارد.60میلیون دلار قیمت نفتی که در کشتی بوده و تقریبا حدود 50میلیون دلار قیمت نفتکش بوده و از آن مهمتر، جان 32 نفر در این میان مطرح است که از بین رفته است. صرفنظر از اینکه دو نفر بنگلادشی بودند جان همه انسانها به یک اندازه ارزشمند است. یک هفته کامل این نفتکش روی دریا میسوخته و دولت از روز اول شفاف سازی نکرده و اقدامات فوری صورت نداده است و حالا چین متهم به عدم کمک رسانی شده است. ایران حتی میتوانسته از کشورهایی که متخصص این کار هستند، امداد بگیرد و بعد از چندروز سپاه پاسداران متخصصان خود را به آنجا فرستاده است. سرنشینان کشتی که همه جزو متخصصان جوان تحصیلکرده و سرمایههای کشور بودند، جان خود را از دست دادند و این فاجعه مثل سایر فجایعی که رخ داده نظیر آتش سوزی و فروریختن ساختمان پلاسکو که به سالگرد آن رسیدهایم، در تاریخ ثبت میشود و نشان میدهد که ما در مقابله با سوانح چقدر ضعیف عمل میکنیم!
وزارت نفت اعلام کرده مسئولیت این نفتکش با این وزارتخانه نیست و آن را به وزارت کار و رفاه اجتماعی نسبت داده است. انتقاداتی طی روزهای اخیر به آقای زنگنه میشد که چرا آقای ربیعی پیگیر ماجرا هستند.
اصلا ماجرا فراتر از این حرفهاست. اصلا مساله فرد مطرح نیست. مساله ساختار اقتصادی-سیاسی کشور مطرح است. به هر حال نفت را وزارت نفت میفروشد و وزارت نفت مسئول اولیه است. البته وزارت کار هم در اینجا وظایفی دارد ولی به هر حال مساله باید ریشهیابی شود که اصلا چرا یک چنین اتفاقی باید بیفتد؟ این نفتکش بسیار مدرن بوده که عمر چندانی نداشته و میتوانسته علائم خطر را بلافاصله انتقال دهد تا سرنشینان متوجه شوند. ناخدا هم آنقدر بیتجربه نبوده که تا احساس خطر کند به تمام سرنشینان دستور دهد که به موتورخانه بروند. یا اینکه یکباره انفجار مهیبی صورت گرفته که اصلا ناخدا فرصت احساس کردن نداشته باشد!
با اینکه مقصد کشتی کره بوده از آنجا که این اتفاق در آبهای چین افتاده چیزی از مسئولیت این کشور در سهل انگاری و کمک رسانی به موقع کم نمیکند.
حالا اگر بخواهیم چین را مسئول بدانیم این فاجعه را کم نمیکند. ما باید جلوی وقوع این حوادث را بگیریم و به هر حال شرایط اقتصاد سیاسی خودمان را در ارتباط با جامعه بینالملل بهبود ببخشیم و روابط تجاری شفافی با دنیا داشته باشیم. اینکه بخواهیم نفت را دور از چشم همه به کشوری که مورد تحریم دنیا قرار گرفته، بدهیم نقض قوانین بینالمللی است و موجب سایر خشمها و مخصوصا شرکای تجاری ما خواهد شد. البته من فقط شنیدههای خودم را نقل میکنم و هیچاظهارنظری هم از خودم نمیکنم، ضمن اینکه شخص خاصی را هم متهم نمیکنم اما اصولا ساختار اقتصادی-سیاسی ما مشکل دارد که باید بهصورت بنیادی این مساله حل شود.
آنچه جای تاسف دارد کمرنگ جلوه دادن این فاجعه طی یک هفتهای که در آتش میسوخت است. تا جایی که همسر یکی از افسران کشتی در برنامه زنده تلویزیونی به انتقاد از نقش صداوسیما پرداخت که به جای پرداختن و اطلاعرسانی این موضوع به خبرهای جانبی نظیر بارش برف در فلان نقطه اشاره میکرده!
از این بابت خیلی متاسفم. حتی یکی از برنامههای تلویزیون صداوسیما با اینکه نوار سیاه را به نشانه عزاداری در گوشه قاب خود دارد، برنامه طنز پخش میکند! اینها مسائلی است که بیتوجهی خیلی از مسئولان را نسبت به عمق فاجعه نشان میدهد. این درحالی است که باید از همان ساعات اولیه حادثه به حدی اطلاعرسانی قوی بود که تمام کشور را به هیجان میآورد که چقدر دولت به این مساله توجه دارد و برای حل آن تلاش میکند، اما کمرنگ نشان دادن این مساله نشان میدهد که واقعا انگار زیاد هم تمایل نداشتند که این مساله رسانهای شود. نفتکش یک هفته در حال سوختن بود که توسط رسانههای خارجی نمایش داده شد. امدادگران چینی آنطورکه باید عملیات امداد و نجات را انجام ندادند و نیروهای ایرانی هم آنطور که انتظار میرفت وارد عمل نشدند. این مساله تا حدود زیادی کل دولت را در مقام پاسخگویی قرار داده است. دولت باید در این شرایط حساس که این موضوع آنقدر رسانهای و جهانی شده، شفاف سازی کند تا برای جهان و مردم ایران روشن شود که واقعا چه اتفاقی افتاده است؟
دولت برقراری مستمری بازماندگان را در بوقو کرنا کرده گویی که این اقدام میتواند از رنج و درد جانکاه بازماندگان بکاهد!
رسیدگی به امور بازماندگان شهدای این فاجعه جزو وظایف ذاتی دولت است و نیازی به اعلام عمومی نیست. باید به سرعت رضایت خانوادهها جلب و اطلاعات لازم به آنها داده شود. توجه به این نکته ضروری است که همه مسائل مالی نیست و مسائل معنوی در اولویت قرار دارد. آسیبهای روانی ناشی از این حادثه دردناک تا سالها در روح و روان بازماندگان باقی میماند. وقتی یکی از سرنشینان همراه با همسر خود در این سفر بوده که دل هر انسانی را به درد میآورد. این مساله از نظر مسائل انسانی خیلی بزرگتر از مسائل اقتصادی و سیاسی است.
این مساله آنقدر دردناک است که برخی از بازماندگان نمیتوانند مجلس ترحیم برای عزیزانشان برگزار کنند و نبودنشان را باور ندارند.
در انتظار گذاشتن بازماندگان کار بسیار غیرانسانی است. آنها نمیتوانند باور کنند که عزیزشان رفته و یک هفته کشتی سوخته و هیچکسی اقدامی نکرده و همه اینها از بین رفتهاند! آنها در شوک هستند و فاجعه را باور نمیکنند. دولت باید مرهم زخمهایشان باشد و هرچه زودتر شفاف سازی کند. مسائل مالی جزو وظایف دولت است که نیازی به اطلاعرسانی ندارد. درواقع دولت با برقراری مستمری شاهکار نمیکند. ما همیشه در بحران زندگی میکنیم. متاسفانه زلزلههای پیاپی و کشتههایی که در حادثه زلزله کرمانشاه در سرپل ذهاب و روستاهای اطراف دادیم. ساختمانهای فرسوده و ناایمنی که هموطنان در آن روز و شب خود را سپری میکنند. سوءاستفادههایی که در مسکن مهر شد و ساختمانهای ناایمن و غیراصولی را به هموطنان تحویل دادند و با جان آنها بازی شد. اینها همه مسائل ریشهای و مصادیقی از یک مدیریت ناکارآمد است والا دلیلی ندارد کشور ثروتمندی مثل ایران آنقدر در مقابل مسائل ضعیف عمل کند، بیبرنامه باشد و ناکامی و بهت و اندوه برای جامعه ایران باقی بماند.