بستن
کد خبر: ۶۶۹۲۴

صداهای حاضردرجشنواره موسیقی را به اندازه کافی شنیده‌ایم

صداهای حاضردرجشنواره موسیقی را به اندازه کافی شنیده‌ایم

آرمان - رضا مهدوی مجری کارشناس موسیقی «چشم شب روشن» دوشنبه شب میزبان نادر مشایخی آهنگساز و رهبر ارکستر بود. مشایخی در ابتدای این برنامه درباره موسیقی مدرن گفت: یک بار در اتریش از من پرسیدند چه چیزی در موسیقی شما ایرانی است؟ گفتم خود من! من یک ایرانی هستم که این‌طور موسیقی می‌نویسد. سه چهار ماه پیش در تالار وحدت ما موسیقی اجرا کردیم که هیچ‌ارتباطی نه به موسیقی کلاسیک و نه به موسیقی اصیل ایرانی داشت بلکه ساخته و پرداخته همان لحظه بود. وی افزود: شما باید تشویق حضار را می‌دیدید. تا به حال در زندگی‌ام کسی این‌طور مرا تشویق نکرده بود. چرا؟ چون ما داریم سعی می‌کنیم با مکانیک ذهنی تفکری ایرانی زندگی کنیم. مکانیک ذهنی ما سرهم بندی است، من هم همین کار را می‌کنم. سرهم بندی خیلی هم خوب است. این آهنگساز یادآور شد: مثل خانم‌های خانه که وقتی مهمان برایشان می‌آید از چیزهای مختلفی که در خانه دارند غذایی را سرهم می‌کنند و اتفاقا خوشمزه هم می‌شود. چون آنها به طعم و مزه آگاهند. ما ایرانی‌ها در اکثر کارهایمان این‌طور هستیم. بنابراین بهتر است در کاری که بهتر آن را بلدیم وارد شویم. مشایخی تصریح کرد: نت یعنی یادداشت و ما فقط چیزی را می‌نویسیم تا یادمان بماند، و گرنه احساس را که نمی‌شود نوشت. آدم باید ساز بزند و ساز زدن را ببیند. آدم با چشمش هم می‌بیند. وی که رهبری گروه‌هایی چون وین ۲۰۰۱ و کاپلا کوندورتا را در کارنامه دارد، ادامه داد: وقتی من در وین شروع کردم چهار سال دوره ابتدایی و چهار سال دوره آکادمیک آهنگسازی بود. اما حالا بخش ابتدایی دو سال شده است. چرا کوتاه شده است؟ چون متدها تغییر کرده است. جوان‌ها متدهای 50 سال پیش را طور دیگری می‌بینند و ابراز می‌کنند و این را باید درک کرد. این رهبر ارکستر افزود: موسیقی در ایران در گذشته جایگاه اجتماعی نداشت و افراد را مطرب خطاب می‌کردند اما همزمان در اروپا عکس این رخ می‌داد. این جریان باعث شده بود ما بترسیم. آقای وزیری برای همین کتاب نوشت که به نوعی به جامعه ثابت کند،‌ مطرب نیست.

موسیقی، دانشگاهی نیست

مشایخی تصریح کرد: برداشته‌اند همه رشته‌های موسیقی را دانشگاهی کرده‌اند. اما موسیقی دانشگاهی نیست، باید وردست استاد بایستی. جلیل شهناز چند سال وردست استادش بود؟ باید برای استادت چای بریزی و کارش را ببینی و کنارش باشی. هر کاری قلق دارد، موسیقی با قلقش درست می‌شود. نمی‌شود من فقط کتاب آشپزی بخوانم و بروم درس هم بدهم! حالا در موسیقی این‌طوری شده است. موسیقی دانشگاهی نیست بلکه رابطه شاگرد استادی است.این رهبر ارکستر پیشکسوت تاکید کرد: زیبایی زندگی در ایران این است که ما با اتفاق زندگی می‌کنیم و هر جوان ایرانی این قابلیت را دارد تا خودش را با اتفاقات هماهنگ کند. وی تصریح کرد: در تمام دانشگاه‌ها چیزی که از لحاظ تئوری درس می‌دهند کاملا اشتباه است. جوان‌ها هم این را فهمیده‌اند و تازه وقتی بعد از چهار سال از دانشگاه بیرون می‌آیند است که شروع می‌کنند به یاد گرفتن. این کارها دیگر قدیمی شده است. هر دفعه من به شورای پایان نامه رفتم دعوایم شد. این کارها درست نیست و بی‌اخلاقی است. باید روی کار دیگران با وجدان قضاوت کرد.

در تهران فرصت دیدن پیدا کرده‌ام

وی تصریح کرد: من نمی‌گویم همه چیز را دور بریزیم و ببینیم اروپا چه می‌کند. نه، اصلا. من می‌گویم با همین مصالحی که در اختیار داریم و کار با آنها را بلدیم، فعالیت کنیم. من در تهران فرصت دیدن پیدا کرده‌ام. فرصت شنیدن یافته‌ام... من صبح‌ها با قهوه در تراس می‌نشینم و نیم ساعت موسیقی خیابان را گوش می‌دهم و این خیلی زیبا است.مشایخی درباره جشنواره موسیقی فجر یادآور شد: جشنواره چیست وقتی کسانی می‌آیند که در طول سال به اندازه کافی آنها را می‌شنویم؟ جشنواره برای این است تا موقعیتی را در اختیار مخاطب بگذارد تا عادت شنیداری دیگری داشته باشد. این‌گونه سعی می‌کنیم تجربه شنیدن را در اختیار مردم بگذاریم. من چیزی را می‌نویسم که به آن اعتقاد دارم و آن چیزی که به نظر من اکنون برای ایران لازم و ضروری است، موسیقی سرگرم‌کننده نیست بلکه موسیقی الهام بخش است.وی ادامه داد: موسیقی‌هایی در زندگی من وجود داشته که زندگی‌ام را تغییر داده است. می‌شود به موسیقی این‌گونه نگاه کرد. نه اینکه بیاییم والت دیزنی بزنیم و خسته‌کننده باشیم. به خدا اینها را شنیده‌ایم، ده‌هزار بار به دریاچه قو و شهرزاد گوش داده‌ایم.این آهنگساز شناخته شده در ادامه درباره تماشای نمایشی از جلال تهرانی اظهار کرد: به نظر من حضور تهرانی در هنر ایران ضروری است و افکاری دارد که بنیادین است و به من چیز یاد می‌دهد. طوری که ایشان درباره رابطه تئاتر و جامعه ایران صحبت می‌کند تا به حال نشنیده بودم و دوست داشتم با افتخار و علاقه به او کمک کنم، اما فرصت نشد.وی ادامه داد: تهرانی این‌گونه است که از اول به مخاطبش اعلام می‌کند شما آمده اید تئاتر ببینید و ما هنرپیشه‌ایم. اما با دیالوگ‌های درجه یک کاری می‌کند که ما با شخصیتی که نمی‌شناسیمش همذات پنداری می‌کنیم. تا جایی که من می‌دانم تئاتر و موسیقی همیشه با هم بوده‌اند. مشایخی درباره کارهای تازه خود گفت: کاری که این روزها می‌کنم فقط آموزش است. ما والدین را آموزش می‌دهیم تا با فرزند یک‌ساله خود چطور کار کنند. من با فرزند خودم از همین سن شروع به کار کردم و اکنون گوش او آبسولوت است و دقیق می‌داند چه نتی زده می‌شود. این یک چیز اکتسابی است. وی در پایان گفت: من این‌طور فکر می‌کنم و زندگی می‌کنم؛ می‌گویم دقت در مشاهده شنیداری، زنده بودن را تبدیل به زندگی کردن می‌کند.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی