آرمان - شاهرخ استخری گفت: از حضور در مهمانیها و اکران خصوصیها و فضاهای این شکلی خوشم نمیآید، به کسانی که عشق شهرت هستند پیشنهاد میکنم که این کارها را بکنند؛ ولی من خیلی اهلش نیستم. شاهرخ استخری با حضور در برنامه «من و شما»به تهیه کنندگی هادی قندی پاسخگوی سوالات آرش ظلیپور مجری برنامه شد. وی در ابتدای صحبت درباره اینکه چرا بهنظر میرسد خیلی مغرور است، گفت: اطرافیانم این نظر را ندارند چون من را میشناسند و شاید کسانی که از دور فقط با نام من آشنا هستند از روی عکسها ممکن است این قضاوت را بکنند که باید بگویم اشتباه است. وی درباره اینکه چرا در جمعهای سینمایی شرکت نمیکند و خیلی گوشهگیر است، گفت: احساس میکنم شاید نه من خیلی برای آنها جذاب هستم نه موقعیت اجتماعیام ایجاب میکند که در این جمعها باشم. دوستان زیادی هم در این فضا ندارم و صمیمیترین دوستانم امیررضا دلاوری و پنداراکبری هستند و با باقی در حد یک احوالپرسی تلفنی هرچند وقت یک بار ارتباط دارم. از حضور در مهمانیها و اکران خصوصیها و فضاهای این شکلی خوشم نمیآید، به کسانی که عشق شهرت هستند پیشنهاد میکنم که این کارها را بکنند؛ ولی من خیلی اهلش نیستم.او با تاکید براینکه سینما خیلی بیرحم است، اشاره کرد: شما ببینید این سینمای بیرحم اکبرعبدی را داشت، حذف میکرد، مهدی هاشمی را داشت، حذف میکرد. من اصلا فکر نمیکردم حامد بهداد یک روز دیگر گزینه یک نباشد. این ذات سینماست؛ یک روز دخترها برایت دست میزنند، یک روز پختهترها تشویقت میکنند و... رضا عطاران سال 72 کارش را شروع کرد اما در یک دهه اخیر تبدیل به ستاره شد این یعنی که بهراحتی هیچچیزی بهدست نمیآید. اتفاقی که با دلنوازان برای من افتاد و باید حفظش میکردم و برای همین خیلی از پیشنهادها را رد کردم. استخری با بیان این موضوع که با ردکردن پیشنهاد بازی در فیلم فریدون جیرانی مسیرش عوض شد، گفت: شاید پشیمانیام بهخاطر بازی نکردن در فیلم «قصه پریا» باشد؛ نقشی که بعدها مصطفی زمانی آن را بازی کرد. من حتی تست لباس هم داده بودم و همه چیز آماده بود اما درنهایت این اتفاق نیفتاد و ممکن بود همان فیلم مسیر کاری زندگی مرا جابهجا کند.بازیگر «فاصلهها» در ادامه گفت که شهرت اصلا برایش اولویت نیست، وی گفت: من دیدهشدن و شهرت برایم گزینه اصلی نیست و بیشتر بهفکر آینده دخترم هستم. آن سینمایی که به من پیشنهاد حضور میدهد سینمای مورد علاقه من نیست. بروید از ساره بیات همکلاسی من در «کارنامه» در سال 83 بپرسید که من چه چیزی از بازیگری میخواستم. چقدر بهدنبال تشویق بودم؟ من ماهی 30میلیون بهخاطر بازی در «فاصلهها» گرفتم و بعد از آن بازهم میتوانستم با همین معیار پیش بروم اما این کار را اصلا نخواستم، انجام بدهم. در بخش فضای مجازی شاهرخ استخری به طرفداران وفادارش اشاره کرد و گفت: من پیشبینی میکردم که بعد از ازدواجم از میزان هوادارانم کم شود اما اصلا از این موضوع نمیترسیدم. آنها با من از دلنوازان تا الان ماندند و ثابت کردند که چقدر وفادار هستند، من در این مورد خیلی ادعایم میشود. شما نمیدانید که چه کارهایی از پس اینها برمیآید و همین الان اگر اعلام کنم تا یک ساعت دیگر 20 هزارتا کامنت «شاهرخ» میتوانند زیر یکی از پستهای شما بگذارند. ظلیپور در بخش دیگری از گفتوگو با طرح این سوال که خیلیها میگویند تو همسر پولدار داری، گفت: من متاسفم که الان سوییچ ماشین، ملاک اعتبار و شخصیت آدمها شده است، خانواده همسر من اصلا متمول نیستند. همسرم نیز از 16 سالگی کف کارخانه کار کرده و روی پای خودش ایستاده این ملاک من برای ازدواج با او بود. من هم ده سال مستقل و تنها زندگی کردم، پدر من هم کارمند است و بخشی از کودکیام در زمان جنگ در جزیره خارک گذشته است. برای همین باید بگویم که ما با سختی به این جایگاه رسیدیم. وی همچنین به این نکته اشاره کرد که اصلا دوست ندارد که عکس همسرش جایی منتشر شود چون نمیخواهد که او را کسی بشناسد.استخری در پایان در پاسخ به این سوال که بالاخره ماشین خریدی یا نه، گفت: بله من خانهای خریده بودم که برایم خیلی لقمه بزرگی بود اما بالاخره چند ماه پس از حضورم در «خندوانه» ماشین خریدم.