آرمان - در این مقاله شما با ۷ مرحله برای اینکه بتوانید یک تصمیم درست و حسابی بگیرید، آشنا میشوید.همچنین چارچوبی برای گرفتن تصمیمات مؤثر توضیح داده میشود که یک مدل هفتمرحلهای است و در اصل برای استفاده در گروهها و سازمانها طراحی شده است. هرچند دلیلی وجود ندارد که نتوانید از این روش یا شکل سادهشده آن برای تصمیمات شخصی یا خانوادگی استفاده کنید. تنها جنبه مهم در استفاده از این چارچوب این است که هر کدام از مراحل را به ترتیب بگذرانید، حتی اگر نتیجهاش این باشد که متوجه شوید این مرحله با موقعیت کنونی اصلا مرتبط نیست.
تهیهفهرستی از راهحلها
برای تهیه فهرستی از راهحلها و یا گزینههای موجود، معمولا استفاده از یک روند حل مسئله گروهی (یا انفرادی) مناسب است. این روند میتواند شامل «طوفان ذهنی» یا سایر روندهای «تولید ایده» باشد. این مرحله در روند کلی تصمیمگیری اهمیت زیادی دارد، زیرا تصمیمات از میان همین مجموعه انتخابهای ثابت گرفته خواهند شد.همواره به یاد داشته باشید که احتمال تصمیم نگرفتن یا هیچ کاری نکردن را در نظر بگیرید و بدانید که در واقع این دو گزینه به خودی خود، راهحلهای بالقوهای هستند.
تهیه جدول زمانی
برای تعیین مدت زمانی که باید به روند تصمیمگیری اختصاص دهید، در نظر داشتن موارد زیر مفید خواهید بود: برای این تصمیم چقدر زمان موجود است؟ آیا برای تصمیمگیری ضربالاجلی تعیین شده است؟ پیامدهای رد شدن از این ضربالاجل چیست؟ آیا تصمیمگیری سریع مزایایی دارد؟ تصمیمگیری چقدر اهمیت دارد؟ اینکه تصمیم اتخاذشده صحیح باشد چقدر اهمیت دارد؟ آیا صرف زمان بیشتر کیفیت تصمیم را افزایش میدهد؟به خاطر داشته باشید که گاهی یک تصمیم سریع مهمتر از تصمیم «درست» است و گاهی بالعکس.پیش از تصمیمگیری، باید روشن شود که چه کسی مسئولیت آن را برعهده خواهد داشت.
جمعآوری اطلاعات
پیش از تصمیمگیری، همهی اطلاعات مرتبط باید جمعآوری شوند.اگر اطلاعات ناکافی یا منسوخ باشند، احتمال اینکه تصمیم اشتباهی گرفته شود، بیشتر میشود. اگر اطلاعات نامرتبط زیاد باشد، تصمیمگیری سخت میشود و عوامل غیرضروری باعث سردرگمی میشود. بنابراین، شما به اطلاعات بهروز و دقیق نیاز دارید تا بر پایهی آن تصمیم بگیرید.هرچند، مدت زمانی که صرف جمعآوری اطلاعات میکنید، باید در برابرِ مقدار ریسکی که حاضرید برای تصمیمگیری اشتباه بپذیرید، برآورد شود. در یک گروه، مانند محل کار، بهتر است که افراد مختلف درباره جنبههای مختلف اطلاعات مورد نیاز تحقیق کنند. برای نمونه، ممکن است افراد مختلف را مأمور کنیم تا هر کدام تحقیقاتشان را روی هزینهها، تسهیلات، دسترسپذیری و غیره متمرکز کنند.
سنجش میزان ریسک
یکی از پرسشهای کلیدی این است که میزان ریسک این تصمیمگیری چقدر باید باشد؟ عموما، مقدار ریسکی که یک فرد ممکن است بپذیرد، به موارد زیر بستگی دارد: شدت پیامدهای تصمیمگیری اشتباه، منافع تصمیمگیری درست، میزان بد بودن بدترین نتیجه ممکن و احتمال وقوع چنین نتیجهای.در نظر گرفتن ریسک وقوع بدترین نتیجهی ممکن و تصمیمگیری درباره اینکه آیا این ریسک قابل قبول است یا نه، نیز بسیار مفید است. انتخاب میتواند بین دو تصمیم باشد؛ یکی «تلاش همهجانبه برای موفقیت» و دیگری «مسیر امن».
تصمیمگیری درباره ارزشها
هر کسی مجموعهی منحصر بهفردِ ارزشهای خودش را دارد، یعنی همان چیزهایی که شخص معتقد است بیشترین اهمیت را دارند. تصمیماتی که میگیرید درنهایت برپایه ارزشهایتان خواهد بود؛ به این معنا که تصمیمی که برای شما درست است، ممکن است برای فرد دیگری درست نباشد.اگر مسئولیت تصمیمی بین چندین نفر تقسیم شده است، این احتمال وجود دارد که ارزشهای یکی از افراد با ارزشهای سایرین همخوانی نداشته باشد.در چنین مواردی، به توافق رسیدن درباره اینکه کدام ارزشها وزن بیشتری دارند، اهمیت زیادی دارد. خیلی مهم است که همه افراد ارزشهایی را که تصمیمگیری براساس آنها انجام میشود، درک کرده باشند، چرا که این ارزشها تأثیر عمیقی روی انتخاب نهایی دارد.
بررسی مزایا و معایب
میتوان راهحلها و گزینههای مختلف را با در نظر گرفتن مزایا و معایب هر کدام، مقایسه کرد.بعضی از سازمانها روندی رسمی دارند که در این مرحله مورد نیاز است و شامل ارزیابی مالی نیز میشود، پس اگر تصمیمی در محل کار میگیرید، پیشاپیش این مورد را چک کنید.یک راه مناسب برای این کار استفاده از برگهای مشابه «ترازنامه» برای بررسی مزایا و معایب (سود و زیان) مرتبط با راهحل است. سعی کنید هر جنبه از موقعیت را به نوبت در نظر بگیرید و خوبیها و بدیها را تشخیص دهید. پس از فهرست کردن مزایا و معایب، ممکن است فورا بتوانید تصمیم بگیرید که بهترین گزینه کدام است. هرچند، رتبهبندی مزایا و معایب در یک مقیاس ۱ تا ۱۰ (۱۰: مهمترین و ۱: کماهمیتترین) نیز میتواند مفید باشد.در نمرهدهی به مزایا و معایب در نظر گرفتن اینکه مشخص کنید هر مورد از فهرستتان چقدر اولویت دارد، برای رسیدن به ارزشهای مورد توافق، کمکتان میکند. روش «ترازنامه» امکان در نظر گرفتن این امر را فراهم میسازد و آن را به صورت ساده و روشن نمایش میدهد.
تصمیمگیری
جمعآوری اطلاعات باید دادههای کافی برای تصمیمگیری را فراهم کرده باشد. شما مزایا و معایب هر گزینه را نیز میدانید. پس حالا دیگر وقت تصمیمگیری است.
هشدار!
ممکن است به این مرحله برسید و یک گزینهی «برنده» داشته باشید اما همچنان احساس خوبی نداشته باشید. اگر چنین حالتی پیش آمد، از اینکه روند را دوباره طی کنید، نترسید. شاید تمام مزایا و معایب را فهرست نکرده باشید یا شاید نمرهی نامناسبی به یکی از عوامل داده باشید.یادتان باشد که شهود یا «حس درونیتان» شاخصی قوی برای تشخیص درستی تصمیم و تناسب آن با ارزشهایتان است.اگر امکانش وجود دارد، بهترین کار این است که پس از آنکه به تصمیمی رسیدید، زمانی را برای تأمل درباره آن صرف کنید. ترجیحا پیش از اعلام آن به دیگران، یک شب تا صبح به آن فکر کنید. زیرا هنگامی که تصمیمی به صورت عمومی اعلام شود، تغییر آن بسیار سخت خواهد بود.در مورد تصمیمات مهم، بایگانی مدارک تمام گامهایی که در روند تصمیمگیری پیمودهاید، بسیار باارزش است. با این کار، اگر از شما به دلیل تصمیمگیری نادرست انتقاد شود، میتوانید اندیشههایتان را براساس اطلاعات و روندهایی که در آن زمان استفاده کردهاید، توجیه کنید. بهعلاوه، با بایگانی و درگیر شدن با روند تصمیمگیری، درک خود را درباره چگونگی عملکرد آن، تقویت خواهید کرد که این خود مدیریت تصمیمات آینده را سادهتر میکند.
پس از تصمیمگیری...
در نهایت، مهمتر از هر چیز این است که هنگامی که تصمیمی گرفتید، وقتتان را با فکر کردن به «چه میشد اگر…»ها تلف نکنید. اگر اشتباهی رخ داد و نیاز به بازنگری تصمیمتان بود، این کار را بکنید. اما در غیر این صورت، تصمیم را بپذیرید و راه را ادامه دهید.
نتیجهگیری
در این مقاله یک روش تصمیمگیری معرفی شده است که شاید شما هم دوست داشته باشید آن را بهکار بگیرید. با این حال، به یاد داشته باشید که هیچ روشی جایگزین اندیشه خوب و تفکر منطقی نمیشود. تصمیمگیری فرایندی است که قضاوت فردی شما نقشی کلیدی در آن ایفا میکند و روشهای سازمانیافته نظیر آنچه اینجا معرفی شد، صرفا برای کمک به این قضاوت هستند.