آرمان - کارگردان فیلمهای «تنوره دیو»، «شبح کژدم»، «آن سوی آتش»، «آبادانیها»، «بودن یا نبودن»، «بیدار شو آرزو»، «خانه پدری» و «کاناپه» قرار است همزمان با برپایی نوزدهمین جشن بزرگ سینمای ایران تقدیر شود و مراسم بزرگداشت او به همراه سه هنرمند دیگر در جشن نکوداشت خانه سینما برگزار خواهد شد. این فیلمساز که چندان زیاد هم اهل مصاحبه نیست، در سالهای گذشته گفتوگوهایی در رسانهها داشته که محور بیشتر آنها وضعیت فیلم توقیفیاش یعنی «خانه پدری» بوده است. هرچند وی درباره برخی موضوعات مهم اجتماعی هم واکنشهایی نشان داده بود که در آنها باز هم ردی از رویکرد فیلمسازیاش دیده میشد.عیاری که به دلیل انجام برخی تدارکات برای فیلمبرداری سریال جدیدش (پس از سریال روزگار قریب) روزهای شلوغی را میگذراند، به بهانه فرارسیدن روز ملی سینما و بزرگداشتی که قرار است برایش برگزار شود و نیز در شرایطی که برخی خبرها حاکی از آن است که احتمالا به زودی شاهد اکران عمومی فیلم «خانه پدری»اش خواهیم بود، با ایسنا گفتوگو کرد؛ گفتوگویی که در نزدیکی لوکیشن فیلم «کاناپه» انجام شد و قرار بود بیشتر درباره سینما و شخص کیانوش عیاری و ویژگیهای خاص او در کار باشد، اما به دلیل نامهربانیهایی که از آنها گله مند است، سمت و سوی متفاوتی گرفت. او با اشاره به نزدیکی روز ملی سینما و بزرگداشتش وحس و حالی که الان به سینما دارد، بیان کرد: آدمی که دل شکسته و خسته باشد چه میتواند بگوید؟! چه حسی میتواند داشته باشد؟ ازسال ۶۳ که اولین فیلمم را ساختم و حتی دو سال قبل از آن هم که یک فیلم بلند برای تلویزیون ساخته بودم تا الان، همه کارهایم یا توقیف شده یا به نحوی اذیت و آزار شدهاند. از این رو نمیدانم واقعا احساسم چگونه است چون در این سالها آب خوش از گلوی من پایین نرفته است که بخواهم چیزی را در عرصه حرفهای خودم دوست داشته باشم یا برایم لذت بخش باشد. الان اصلا چیزی برای من نمانده که لذتبخش باشد. وی سپس با اشاره به برخی فیلمهایش ادامه داد: سال ۱۳۶۳ که فیلم «تنوره دیو» را ساختم فقط و فقط کارشکنی دیدم، البته هر از گاهی مسئولی هم بوده که با مسائل من با حسن نیت برخورد کرده، نه با من بلکه با دیگر فیلمسازان ولی من چون همیشه سکوت میکردم و غر نمیزدم و مسائلم را رسانهای نمیکردم، شاید کمتر در معرض مخالفتها قرار گرفته باشم.
چرا «خانه پدری» 7 سال توقیف میشود؟
عیاری با مرور فیلمهایش که به مشکل برخورده بودند، به «خانه پدری» رسید و گفت: درباره این فیلم هم انگار باز نظر شخصی بر هر چیزی اولی است، چون این فیلم کوچکترین مسالهای نداشته که هفت سال است در توقیف بهسر میبرد و اصلا چرا باید این اتفاق بیفتد؟ درباره «کاناپه» هم بهتر است صحبت نکنم چون انتظاری ندارم؛ همانطور که به همه بازیگرانی که میخواستند موهایشان را برای بازی در فیلم کوتاه کنند گفتم فکر نکنید این فیلم شما را به عرش میبرد. او اظهار کرد: من انتظاری نداشتم که این فیلم به آسانی امکانی برای عرضه پیدا کند ولی انتظار دارم نگاهی مسلط بر اوضاع، تشخیص دهد که اتفاقا نمایش فیلم کاناپه میتواند یک مقدار به تلاطمهای دم افزون جامعه در جهت آرامتر شدن آن حداقل در یک وجه، کمک کند. وی با اشاره به سختیهایی که پس از توقیف «خانه پدری» کشیده است، افزود: شش سال طول کشید تا پس از خانه پدری دوباره بتوانم فیلم بسازم و باز هم میسازم.
مصاحبه خیالی با جلال مقدم کتاب میشود؟!
در ادامه این گفت و گو به یکی دیگر از فعالیتهای عیاری در کنار فیلمساری اشاره شد که نتایج آن به صورت کتاب درآمده اما منتشر نشده است. یکی از این کتابها به مصاحبهای خیالی میان عیاری و مرحوم جلال مقدم مربوط است که او مدتی قبل در نمایشی از فیلم فرار از تله به آن اشاره کرده بود. او درباره این کتاب توضیح داد: یک زمان خانم نوشابه امیری ـ سردبیر مجله گزارش فیلم ـ با آگاهی از علاقه من به جلال مقدم پیشنهاد داد که مصاحبهای با او داشته باشم و اشارهاش هم به مصاحبه تروفو و هیچکاک بود اما گرفتاریهای من مانع شد که مصاحبه را به وقت خودش انجام دهم تا اینکه آن حادثه اتفاق افتاد و ایشان درگذشت و این اندوه برای من باقی ماند که چرا چنین فرصتی را از دست دادم، به همین دلیل مصاحبه خیالی را با روح جلال مقدم داشتم که در حد یک کتاب شد. وی گفت: البته در این کار پیش از آنکه مصاحبه با جلال مقدم داشته باشم به چشمانداز و باوری پرداخته ام که جلال مقدم در سینما داشت و من آن را دوست میداشتم، چون معتقدم جلال مقدم یکی از بنیانگذاران نوعی سینمای رها و تاحدودی دلخوش بود که در عین داشتن تلخیها، یک نمونه خوب برای سینمای مشابه خود در غرب محسوب میشود. بخش پایانی این گفتوگو که به سینمای رها و رهاشدگی خود عیاری ختم شده بود، با حسرتها و آرزوهای این فیلمساز ادامه پیدا کرد.
اشتباهات و حسرتها
او گفت: بزرگترین حسرت من این است که سالهای زیادی را به خاطر مسائل بی ارزش از دست دادم. مثلا در انجمن تهیهکنندگان سینما عضو بودم و رئیس آنجا شدم، و نمیدانم آدمی که هنوز هم فیلمساز آماتور است چرا باید رئیس انجمن تهیهکنندگان سینمای ایران شود؟ درواقع اینها دورانی بود که به نظرم به بطالت گذشت و حتی به نظرم بصیرتی را که به خاطر حضور در این مجامع داشتم ارزشی ندارد درحالی که میتوانستم فیلم بسازم. وی خاطرنشان کرد: البته حسرت نمیخورم کهای کاش نوع فیلمسازی دیگری را در پیش گرفته بودم ولی ای کاش اولین دعوتی را که از یک فیلمساز ایرانی برای کار داشتم دنبال میکردم. این دعوت زمانی که در سال ۶۸ از کن به پاریس بر میگشتیم از سوی انجمنی فرانسوی به من پیشنهاد شد تا با سرمایهگذاری دولت فرانسه یک فیلم سینمایی بسازم اما فقط یک قول پیشپاافتاده به نمایندهای از «آراز فیلم ارومیه» برای ساخت دو نیمه سیب باعث شد این کار را نکنم و این اشتباه به همین راحتی سرنوشت خودم و حتی بُعدی از سینمای ایران را تحت تأثیر قرار داد. کیانوش عیاری در پاسخ به اینکه آیا اشارهاش به فعالیتهای صنفی به دلسرد بودن از صنف ارتباط دارد و آیا اصلا در طول این سالها بهویژه با توقیف فیلمهایش حمایتی شده است؟ گفت: هیچحمایتی که از من نشده اما حرفم به معنای مشکل داشتن با فعالیت صنفی نیست. بلکه معتقدم اگر آنهایی که مشوقم بودند اهمیتی بهسرنوشتم میدادند میگفتند کیانوش وارد این عرصه (فعالیت صنفی) نشو و فیلم بساز که این بیشتر برای سینمای ایران اهمیت دارد؛ بهویژه با این مافیابازیهای سخیف. به همین دلیل حالا فکر میکنم اگر یک فیلم بیشتر میساختم تاثیر بیشتری بر شکلگیری این سینما میتوانستم داشته باشم. او در آخر درباره ساخت فیلمی جدید با اشاره به اینکه هنوز خبری از نمایش فیلم «خانه پدری» ندارد افزود: فعلا در اولین قدم انتظار دارم خانه پدری اکران شود تا ببینم گشایش اتفاق افتاده و بعد به واسطه آن قدم بعدی را بردارم. خانه پدری در سال ۸۹ ساخته شد و میتوانست در سال ۹۰ اکران شود، آن وقت من هم روحیه داشتم تا بیشتر و بهتر کار کنم، اما تنگناهای خانه پدری باعث شد در ارتباط با ساخت فیلم بعدی هم به مشکل بخورم.