بستن
کد خبر: ۵۳۴۳۶

اپیدمی جنایت جامعه جانی

اپیدمی جنایت جامعه جانی
دکتر محمد زنوزی‌راد - متخصص بیماری‌های کودکان و رشد و تکامل

آرمان - همین چند وقت گذشته «جامعه ایران» را مرور کنیم؛ پیدا شدن جسد آتنا اصلانی، دخترک هفت ساله پارس آبادی که بعد از آزارجنسی توسط مردی با سابقه بزهکاری کشته شد. حادثه درایستگاه متروی شهر ری، در درگیری ایجاد شده میان اصغر نحوی‌پور با یک روحانی، نحوی‌پور که با سلاح سرد به روحانی حمله ور شده بود با شلیک از فاصله نزدیک یک مامور نیروی انتظامی کشته شد. نحوی‌پور هیچ سابقه مجرمانه‌ای نداشت. روحانی، پیش از وقوع حادثه، درحال تذکر و امر به معروف به دختری برای رعایت حجاب بود و همین باعث وقوع نزاع شد. ماجرای کیمیا، دخترک هشت ساله‌ای که ناپدری‌اش بیش از هفتاد بار به او تجاوز کرده بود. پدری براي گرفتن ديه، كودكش را زير ماشين انداخت و کودک فوت کرد. پدربه خاطر تامين زندگي روزانه‌اش بچه‌اش را زير ماشين‌هاي گذري در خيابان‌ها مي‌انداخت تا به خاطر آن پول ديه بگيرد و با آن زندگي‌اش را بگذراند. ماجرای یوسف، پسر بچه سه ساله‌ای که مفقود شد اما چند روز بعد پیدا شد. در این حادثه یک زن مظنون به آدم ربایی دستگیر شد و تحقیقات درباره انگیزه‌های او همچنان ادامه دارد. مرگ بر اثر مصرف مشروب تقلبی، پنج کشته و بیش از ۱۱۴ مسموم در اثر مصرف مشروب تقلبی در سیرجان به جا گذاشت. قتل بنیتا، نوزاد هشت ماهه که چندروز پیش درپی سرقت خودروی پدرش مفقود شد و پس از چند روز جسد بیجانش را در همان خودروی سرقتی پیدا کردند. به نظر می‌رسد بنیتا در اثر گرما، گرسنگی و تشنگی ناشی از حبس در خودرو به قتل رسیده باشد. جامعه رو به ویرانی نشانه‌های ویرانی را آشکارا به نمایش می‌گذارد. عصبی و کلافه‌ایم. مشکلات مالی، رو به رو شدن با انواع و اقسام تبعیض‌ها و نابرابری‌ها، شنیدن هرروزه و دائم اخبار اختلاس و دزدی‌های کلان مدیران ارشد و کسانی که از موقعیت خود سوءاستفاده می‌کنند و با ریا و تمسک به رفتار زاهدانه دیگران را فریب می‌دهند، از یکسو و از سوی دیگر شیوه زندگی اجبارا ریاکارانه خود ما، هرکدام از ما را مثل یک بمب عمل نکرده، آماده انفجار کرده است. یک لحظه، فقط یک لحظه کافی است برای جنایتکار شدنمان! حتی یک بگو مگوی ساده می‌تواند به پایانی مرگبار منجر شود. دو خودرو با هم تصادف می‌کنند. خسارت صرفا مالی است. راننده‌ها پیاده می‌شوند و باهم گلاویز می‌شوند. یک ضربه چاقو. یکی مقتول، آن دیگری قاتل. این قصه بارها و بارها تکرار می‌شود. قرار است دوربین‌هایی در خیابان‌ها نصب شوند که حتی می‌تواند برای مشاهده کشف حجاب سرنشینان در خودرو به کار آید، اما پلیس از پیداکردن ماشینی که شش روز تمام زیر گرمای آفتاب دریکی ازخیابان‌های پاکدشت به حال خود رها شده عاجز است. گفته می‌شود که داخل خودرو حریم خصوصی نیست اما ناگهان پارکی در سوئیس تبدیل به حریم خصوصی می‌شود. نمی‌توان و نباید تمام هم و غم ما اثبات این موضوع باشد که اگر روسری سرنشین خودرو ازسرش افتاد جرم واقع شده یا نه. در هر حال باید با مجرم برخورد شود، اما چرا هنوز حتی یک‌نفر از اسیدپاشان اصفهانی شناسایی و دستگیر نشده‌اند. چه کسی پاسخگوی وضعیت امروز جامعه ماست؟ جامعه، جانی شده است و در این اپیدمی جنایت، آنان‌که مسئولند، مسئولیت نمی‌پذیرند.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی