بستن
کد خبر: ۵۳۲۸۶

گالیله، آغازگر عصر علمی نوین

گالیله، آغازگر عصر علمی نوین
کاظم هژیرآزاد - بازیگر و منتقد تئاتر

آرمان - گالیله، جواب بده! تو را به جرم آزاداندیشی بین دو نقطه بودن یا نبودن اسیر کرده‌اند و گمان می‌کنند نزدیک‌ترین فاصله بین این دو نقطه اجباری خط نامستقیم است. ما که می‌دانیم درست می‌گویی و زمین مانند سایر سیارات این منظومه به دور خورشید می‌چرخد ولی مگر انها می‌گذاشتند که دیگران بفهمند عطش حقیقت‌یابی در وجودت شعله می‌کشد و با تلسکوپ عشقت به دانایی خیلی چیزها برایت عیان می‌گردد. کاش آنان نیز مثل تو قدرت تسلیم در برابر حقایق را داشتند و اندکی از منافع موقتشان کوتاه می‌آمدند. تو یک ریاضیدان و ستاره‌شناس بزرگ هستی و قدرت علم و منطقت بر همه چیز مستولی است. اما باز هم نمی‌خواهی و نمی‌توانی مرکز جهان باشی، پس چرا این آدمک‌های زبون می‌خواهند چنین باشند؟ یک‌بار دیگر قانون کوپرنیک را برایشان تشریح کن تا همگان بدانند باید به‌خوبی جهان را بنگرند و به قوانینش احترام بگذارند و از این نگاه دقیق آگاه شوند و در برابر معرفت‌های نوین تسلیم گردند، نه اینکه دریافت‌های جدید را نادرست بدانند و منافی تفکر خویش تلقی کنند. گالیله، تو یکی از شروع‌کنندگان عصر علم و دانشی و تبعات سنگینش را به جان می‌خری تا حرفت را به گوش جهانیان برسانی. عذابی که تو می‌کشی، بخش اعظمی از این راه را جبران می‌کند و مسیر را برای مابقی هموار می‌سازد. دوست داشتی آن طور که شاگردانت از تو سوال می‌کردند، تو نیز از گیتی پرسش می‌‌کردی و با کنکاش به دنبال پاسخ‌هایت می‌گشتی، ولی مگر این کاوش را تاب آوردند؟ تو تاییدی از آنان نمی‌خواستی و از کائنات جوابت را می‌گرفتی. دل به این زمین کوچک نمی‌بستی و دائما سر در آسمان‌ها داشتی. آن‌وقت این حمقای بدکردار حتی ارقام را هم دشمن خویش می‌پنداشتند و علم و نور و دانش را سست‌کننده پایه‌های سیاه نادانی‌شان می‌دانستند. آری! تو می‌توانی با علمت معجزه کنی اما آنها تنها می‌خواستند صدای تفکراتت را خاموش کنند. تو کوه‌های علم را به ایشان معرفی می‌کردی و بلندی آنها را می‌ستودی ولی اینان سراغ دره‌های عمیق جهل را از تو می‌گرفتند و توقع داشتند که از حرکت و پیشرفت باز بمانی. گالیله، تو جلوتر از زمانه‌ات بودی و می‌اندیشیدی و اینان به همین خاطر تو را دوست نداشتند. حتی نشان‌دادن حقایق متقاعدشان نمی‌کرد و تعصبات پیوسته به منافع، کورشان کرده بود اما تو اندیشه‌هایت را نزول نمی‌دادی و سعی می‌کردی خدای صدیقت را درون خویش بیابی. اما با کمال تاسف شرایط با زمان «برونو» تفاوتی نکرده بود و هنوز هم نمی‌توانستی حقانیت پندارت را اثبات کنی. همین «آندره آ» را نگاه کن، تو اگر تمام تلاشت را بکنی شاید بتوانی این یکی را قانع کنی ولی آن جاهلان را هرگز حتی اگر تدریس خصوصی برایشان برپا می‌کردی باز هم فرقی نمی‌کردند و میخ آهنین دانشت در سنگ وجودشان فرو نمی‌رفت. این لوله ساده‌ات برایشان خطرناک بود چون از دریچه‌اش می‌فهمیدند که تا چه حد خود را به نفهمی زده‌اند؛ توهماتی که چون طاعون به جان سرزمینت افتاده بود و دسته‌دسته مردمان را به گودال‌های آتش بلاهت می‌کشاند، تو دوست داشتی عقایدشان را از خرافات تطهیر و ساده‌لوحی را از وجودشان پاک کنی ولی مگر منفعت‌طلبان گذاشتند؟ نیکی‌ها را حذف کردند. همه را چون کاردینال می‌خواستند و فقط شکنجه و سوزاندن و نابودکردن بلد بودند. دودوتا هیچ‌گاه نزد تفکرات پوسیده‌شان چهارتا نمی‌شد و نظم را تنها در جنگ برای از بین‌بردن ضعفا به‌کار می‌بستند. تو هدایای گران‌قیمتشان را هم پس فرستادی تا بتوانی اینک حقایق را بازگو کنی و نشان دهی خدای آسمانی‌ات راستگو است و دروغگویان را دوست ندارد. اثبات کردی که مجموع زوایای مثلث همواره ثابت است و آنچه تغییر می‌کند قدرت پوشالی آنان است. از «لودویگو» و امثالهم فقط باید حال اسبانشان را می‌پرسیدی و علم بلامصرف را از آنان دریغ می‌کردی زیرا در خواب‌گردی‌هایت هم به دنبال سوژه می‌گشتند. گالیله، آن نابخردان قدر گوهر دانشت را نمی‌دانستند و تفکرات غیر از منافعشان را نادرست می‌پنداشتند. آن دادگاه مشخص کرد که تو جنایتکار نیستی و حقیقت را انکار نمی‌کنی. پس شیر دانایی‌ات را تنها بنوش، باشد که آیندگان شرح ماوقع را در سالن‌های اجتماعات بلندبلند بخوانند و در حق‌خواهی آزاد باشند. گالیله، تو آغازگر عصر علمی نوین در دل اروپای سیاه دوران خود هستی.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی